استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

سوال : خدا کيست ، و چه کسی را آفريده است ؟

دوست عزيزم اگر فکر می کنی بی دليل يا شانسی و تصادفی ما و آسمان و ستاره ها و ماه و خورشيد و درياها و درختان و حيوانات و همه چيز و اينهمه مخلوقات زيبا درست شده و خلق شده اند ، آيا عقل و منطقت باور می کند ؟ اما متأسفانه کسانی در اين دنيا هستند که می گويند همه ی مخلوقات و زمين و آسمان سازنده ندارد !؟ همه بدون علت و تصادفی درست شده اند ! و طبيعت بی شعور آنها را درست کرده ، آيا اين از بی شعوری گوينده اش نيست ؟ وقتی ما برای مثال انواع گل ها با رنگ ها و گلبرگ ها و بوهای خوب را می بينيم و لذت می بريم ، آيا می توان گفت همه اين زيبائی ها دارد بی حکمت و بدون خالق درست شده است ؟ زمانی که تو يک نقاشی قشنگ می کشی يا خط زيبائی می نويسی يا ۶طوری حرف می زنی که بزرگترها خوششان می آيد و لذت می برند ، آيا مردم و خودت باور نداريد که ايجاد کننده اين هنرهای زيبا توسط خودت و با منطق و با برای مثال  وقتی ما يک ساختمان زيبائی را می بينيم و دوست داريم در آن زندگی کنيم و از اتومبيلی خوشمان می آيد و يا از غذاهايي که مادرمان پخته می خوريم و لذت می بريم ، آيا انسان عاقلی هست که ادعا کند همه اين ها بدون سازنده و بی نقشه بوده است ؟

هر چه از کارهای بشر مثال بزنی باز به اين نتيجه ميرسی که هر پديده ای که در طبيعت هست با عقل و علم و با نقشه بوده و سازنده ای دارد . مگر می شود قبول کرد که طبيعت بدون شعور و عقل خودش ، خود را آفريده باشد ؟

اگر يکسری آجر و آب و سيمان و ماسه و برای صدها سال در جايی بگذاری و هيچ معمار و نقشه ای آيا ساختمان درست می شود ؟

پس همانطور که انسان سازنده اينهمه اشياء و اختراعات مفيد هست ، جهان و کرات آسمانی و درياها و کره زمين که در فضا شناور است و تمام موجودات سياره ها و زمين و هوا خالق حکيم و توانائی بايد داشته باشد که او را ” خدا ” می ناميم . پس درود خدا بر تو ، فرزندم و تو چقدر باشعور و با عقلی که با اين استدلال ساده پی به وجود خدای عالم و عاقل با مديريت و حکيم و توانا بردی . کاش آنان که به دنبال معبودهای دروغين مثل تب های سنگی و چوبی و انسانی و پول و قدرت هستند به اندازه ی تو درک می داشتند . کاش با خدای واحد شريکی قرار نمی دادند و خدا را همانند مخلوقاتش ضعيف و مادی و محدود نمی کردند ، پس درود خدا بر تو باد.

سوال : خدا را چه کسی آفريده است ؟

هر کس و هر چيز و هر موجودی علت و آفريننده ای دارد ، پس آفريدگار خدا کيست ؟

دوستان بيائيد مثالی بزنيم تا ذهنمان روشن شود . اگر از شما بپرسند آن درختی را که در روز روشن و آفتابی می بينی ، و يا هر چيزی که به روشنی در روز می توانی ببينی نورش را از کجا گرفته است چه جواب می دهی ؟ حتما فورا پاسخ می دهی که روشنائی زمين و اشياء از نور خورشيد است . حالا اگر سؤال ديگری از تو بپرسند که نور و روشنايی خورشيد از کجاست چه می گويي ؟ بلافاصله می گويي نور خورشيد از خود خورشيد است ( هر چند که خورشيد خودش مخلوق است ) پس علت هر چيزی ممکن است وابسته به چيز ديگری باشد ، اما بالاخره به جايي می رسد که يک چيز علت اصلی همه اينهاست ، يعنی همه اشياء وابسته و متکی به آن هستند ، در مثال بالا روشنايي همه اشياء اطراف ما به نور خورشيد منتهی می شود ؛ همين مثال را می توانی برای خود بزنی و منشأ و آفريننده ی اصلی تمام پديده ها را به موجودی برسانی که بالاتر و برتر از او ديگر چيزی نيست و آن خدای بی نياز است که همه چيز جهان به او نيازمند و متکی است . خدا هم در قرآن همين مطلب را فرموده است که خدا از همه چيز بی نياز است و تمام پديده های جهان به او نيازمندند و مخلوق اونيد ( سوره محمد ۳۸) پس اين سؤال که خدا را چه کسی آفريده درست نيست چون او خالق همه هستی است ؛ و اگر سؤال که خدا را چه کسی آفريده درست نيست چون او خالق همه هستی است ، و اگر سؤال از خالق تکرار شود ، بالخره در يک جا بايد متوقف شود چون از نظر عقلی تکرار در سؤال صحيح نيست .

پس خدا از اول و هميشه بوده است هرچند که عقل ناقص ما آن را درک نکند و خدا هميشه خواهد ماند و جاودان است و خدا همه چيز را آفريده است .

سوال :چرا خدا ما را آفريده است؟

عزيزان من ، بيايد مثالی بزنيم . اگر حوض آبی يا رودخانه ای را در نظر بگيريم ، ابرهای بهاری همواره روی اين رودخانه بارش داشته باشد و رودخانه را لبريز کند و جویهای پر از آب از اطراف رودخاه به زمين های پيرامونش منشعب شود و زمين ها را سيراب کند و باران هم با حرکت ابرها ، زمين ها و کوه و دشت ها را آبياری کند آيا اين زمين ها از حالت مرده و خشک تبديل به زمين زنده و حاصلخطز و سر سبز و رّم و پر از گل و گياه نمی شود. ؟   مثال ديگری بزنيم . اگر تو دوست عزيز و گُلم ، آنفدر درس بخوانی و در رشته ای عالم و دانشمند و متخصص شوی و متعهّد و دين دار هم باشی ، آيا دوست نداری اين علم و تجربه هايت را به ديگران منتقل کنی تا آنها هم از علم تو فيض و برکت ببرند ؟ يا نه دوست داری تنها توی اتاق و خانه ای خود را زندانی کنی و علمت را برای خودت نگهداری و نه خودت و نه ديگران از آن سود نبرند ؟ ! عقلت چه می گويد ؟ ، اگر علم و قدرت و عقلت را در خود حبس کنی آيا علامت بی حکمتی و بی عقلی و بُخل و خود خواهی ات نيست ؟ آيا دوست نداری ديگران هم از اين علم و تجربه ات سود ببرند و به زبان ديگر آيا نمی خواهی خيرت به ديگران برسد و همه عالم شوند و همه از لطف و کرم و بخشش و بزرگواری ات بهره مند شوند پس بسيار طبيعی و خردمندانه و حکيمانه است که رودخانه لبريز از آب به زمين های اطرافش هم برکت و خيرش و برکاتش را برای احيا و زنده کردن آن زمين ها و رشد آنها به آنها ببخشد تا آنها هم به کمال و رشد و زيبائی برسند . حالا متوجه شدی که چرا خدا ما را آفريده است ؟   خدا به ما نياز ندارد . اگر هم در جايی از قرآن ( سوره ذاريات آيه ۵۶ ) فرموده که علت خلقت انسان ها برای عبادت بوده است ، نه اين که او نياز به عبادت و بندگی ما دارد ، بلکه يعنی با شفاعت درست خدا و عظمت و علم و بخشش او ، ما هم از صفات خوب خدا الگو بگيريم و به کمالات برسيم ، و ما هم از جود و کَرَم او سيراب شويم ، و ناقص و عقب مانده مثل گياهان و حيوانات درجا نزنيم و همه اش به فکر خودمان و غرائز پست يا هوس های حيوانی نباشيم .        پس هدف از خلقت انسان ها تکامل و رشد است تا با عبادت و بندگی و اطاعت از دستورات خدا به اوج کمال معنوی و علمی و روحی و صفات الهی ميرسيم .

سوال : خدا کيست و کجاست و چگونه است ؟

.اگر کسی بپرسد خدا در کجاست ؟ در ذهنش جا و مکانی برای خدا قائل شده اما خدا نيازمند مکان نيست . اگر بگويد خدا از کی بوده است ، خدا را محدود به زمان کرده است ، اما خداوند وجودی است که هميشه می ماند و همه جا هست . با هر چيزی هماهنگی دارد امّا نه به شکل يکی شدن ، از هر چيزی جداست اما نه به شکل گسسته و بيگانه . همواره به همه چيز بيناست ، و او يکتايی بی همتاست . هرگز او را مونسی نبوده ، تا به آن خو کند و بهراسد که آن را از دست دهد ! . کسی که خدا را وصف و نوصيف کند ، همانندی برای او درست کرده در نتيجه ريا، او را تجزيه کرده ، و او را محدود و قابل شمارش نموده است . اما خدا فوق تصورات و خيال مخلوقات است . خدا مثل ما محتاج زمان و مکان و خواب و خوراک و شکل و نيازهای حيوانی و انسانی نيست ، اگر خدا شکل خاص و محل خاص داشت ديگر خدا نبود چون محتاج به هر چيزی می شد خدا همه جا هست ، در آسمان ها و همه جای زمين ، با ستارگان است ، علم خدا و قدرتش در درياها و در وجود انسان و در همه جا حضور دارد .

نمی توان گفت خدا کجاست هست و کجا نيست ، جا و مکان و زمان و شکل و اندازه و ظاهر و باطن و هر چيز که در خيال بيايد غير از خداست . مغز ما آنقدر کوچک است که به عظمت خدا نمی توان پی ببرد . اگر بچه هايمان از ما بپرسند چطوری می توان به عظمت و وجود خدا پی برد چه جوابی بدهيم ؟

آری بهترين پاسخ آنست که آنها را به پديده ها و نشانه ها ی خدا در وجود مان و در جهان راهنمايی کنيم و عظمت و حکمت خدا را در آسمانها و زمين و درون وجودمان و همه پديده های خوب خدا بنگريم و پی به وجود هستی بخش و خالق يکتا ببريم .

سوال : چرا خدا ديده نمی شود ؟

عزيزان من ، مگر همه چيز با چشم سر ديده می شود که خدا هم ديده شود ؟

تو وقتی خواب مي بينی آيا چشم هايت باز است يا بسته ؟ تازه خواب ديدن مربوط به روح است و مربوط به تصورات و خيالات است ، و خيلی از خواب ها دروغ است . هوايی که تنفس ميکنی آيا ديده شدنی است ؟ فکر و هوش و عقل انسان خودت را آيا می توانی با چشم سر ببينی ؟ آيا جريان های عصبی که با سرعت زياد در اعصاب حس يا حرکتی را به سوی مغز يا از مغز به سوی اندام ها می فرستند ديده شدنی است ؟ حرکت سريع الکترون ها درون سيم برق ، برای روشن شدن چراغ ها آيا ديدنی است ؟ و خيلی چيزهای ديگر با چشم عادی ديده نمی شود . دوست عزيز ، آيا همه چيزها و مخلوقات دنيا با حواس       پنج گانه شنوائی ، بويايی ، چشائی ، بينايِ و بساوايی يعنی حس نمی شود . خدا هم که اصلأ مادی نيست و قابل ديدن با حواس ظاهری نيست اما وجود دارد . ما بسياری از چيزها را با تجربه يا از آثار وجودی آنها درک می کنيم اما نمی توانيم ببينيم . مثلأ هوا و باد و سرما و گرما ديده شدنی نيستند اما حرکت باد را با اجزائی که درون پوستمان هستند يعنی گيرنده های عصبی گرما و سرما و فشار حس می کنيم . وقتی مريض می شويم آيا سر دردمان قابل ديدن است ، خير ، آما ما با گيرنده های عصب که درون پوست مان پراکنده هستند درد را حس می کنيم . نتيجه اين که حتی خيلی از چيزهای مادی با غير از چشم حس نمی شوند و يا از آثار آنها پی به وجودشان می بريم . ما خدا را که مادی نيست و خالق ماده و روح و همه چيز است از آثارش پی به وجودش می بريم . از خورشيد و ماه و ستارگان و درياها و حيوانات گوناگون و گياهان و گل های زيبا درک می کنيم که اين ها سازنده دارند .

عزيز من ، يک لحظه فکر کن که خدا را قبول ندارند ، خودشان را فريب داده اند و يا خود را به نادانی زده اند ، مگر می شود اين همه موجودات باشعور و با عقل بی هدف و بی علت درست شده باشند . مادر که جنين را ۹ ماه در شکم نگه می دارد آيا خبری از تحولات جنين دارد ؟ اما خدای توانا با دست و قدرت غيبش رشد جنين را برنامه ريزی کرده است . و بلا فاصله که جنين به دنيا می آيد غذايش که شير است در سينه مادر آماده است ؟ آيا عقل و شعور انسان از اين جريان ها و پديده ها به خالق هستی بخش پی نمی برد ؟ اگر پی نبرد پس آن شخص بی عقل و بی شعور و يا لجباز است .

سوال : آيا خدا می خورد ، می خوابد و بالاخره می ميرد ؟

هر کس و هر چيز که نيازمند باشد بايد بخورد ، بياشامد ، بخوابد و روزی هم که پير شد بميرد . اما خدا بی نياز است و همه مخلوقات جهان به او نيازمندند . اگر خدا هم مثل ما نياز به خورد و خواب و خنده و گريه و استراحت و غيره داشت که ديگر خدا نبود ، او هم مثل موجودات ديگر مخلوق بود ، يعنی يکروز نبوده و يکروز هم ميميرد ، اما خدا برتر از آن است که هدا بزرگتر از هر چيز و هر آن چه فکر کنيم هست . ما نبايد خدا را با عقل ناقص خود بسنجيم و او را کوچک و محدود و نيازمند بدانيم . متأسفانه بسياری از مردم بی عقل در بعضی کشورها بعضی حيوانات را خدای خود می دانند يا مجسمه هايي می سازند و آن را بت و خدا می شناسند ، يا ماه و خورشيد و آسمان و يا حتی بعضی پيامبران را که معجزه داشتند خدا می دانند ، اما اين شرک است و خدای متعال و بی همتا آن را نمی پذيرد . بعضی ها پول و قدرت و هرچه که مشکلشان را حل کند می پندارند ، و دل به دنيا و ماديات بسته اند انسان و حيوان و گياه و مخلوقات خدا نياز به خوردن و خواب و استراحت و تفريح و کار و ازدواج و نياز های ديگر دارند چون ناقص و نيازمندند .

اما خدای بزرگ و بی همتا برتر از اين حرفهاست . او عالم ترين ، عاقل ترين و قادرترين موجود است ، هرچه به فکر ما برسد آن خدا نيست تصور و خيال ماست  عزيزان من مبادا يک وقت در خيا لتان تصور کنيد که ماجزئی از خدائيم يا همة مخلوقات و پديده های جهن جزئی از خدايند ، اين که می گوئيم خدا همه جا هست نه اين که مثل جسم مادی خودمان بلکه عظمت و قدرت و نفوذش و علمش و عدالتش و حکمتش در تمام جهان گسترده است و ما هر جا پديده ها مخلوقات خدا را چه درون وجود خودمان يا بيرون ببينيم ، همه نشانه های قدرت خدايند .

سوال : چرا خدا بهشت و جهنم را آفريده است ؟

مگر خدا نمی داند که چه کسی بهشتی و چه کسی جهنمی ، پس خدا چرا را به اين دنيا آورده است؟

دوست عزيز و نور ديده ام ، آيا پدر و مادر تو يا معلم تو نمی دانند که تو در يک درس يا تجزيه چقدر ظريف و حافظه و قدرت داری ؟ ، ممکن است انسان ها صد در صد ندانند اما بطور نسبی پدر و مادر بچه هايشان را می شناسند ، اما اگر کارها و وظايفی به آنها می دهند برای آزمايش آنهاست تا در عمل برای خود او ظرفيت و امتياز و ارزش خودشان ثابت شود ، و لذا پس از امتحان و آزمايش چه در خانه و چه در مدرسه نمراتی که در دروس مختلف می گيری درجة حافظه و نتيجه زحمات در درس خواندن و يا کارهای منزل به تو داده می شود . اين امتحان در زندگی برای اتمام حجت برای انسان هاست تا نست به کار خوب يا بدشان امتياز بگيرند . البته مثال فوق مثال نسبی و تقريبی بود . اگر خدا می خواست از همان ابتدا بشر را بهشتی و جهنمی کنند آن هم هر کسی در درجات مختلف در بهشت يا جهنم همه را اعتراض می کردند که خدا عادل نيست . زندگی دنيا مزرعه آخرت است . لذا نتيجه طبيعی ظلم ها و کشتارهايي که بعضی از ظالمين می کنند عذاب جهنم است چون در اين دنيا نمی توان تمام مجازات ظالمين را داد ، دنيا ظرفيتش محدود است کسی که هزاران نفر را کشته و بهترين امامان را شهيد کرده آيا در اين دنيا می توان مجازات کرد ؟

برعکس کسانی که همه اش در کار خير و محبت به ديگران و انفاق و خوبی ها و کمک و ايثار و فدا کاری برای ديگران و هدايت ديگران هستند ، آيا تمام پاداش و اجر کارهای خطرش را می توان در آين دنيا کوچک داد، آنهم با عمر محدود اين جهان ؟ اما در بهشت عمر جاويدان نتيجة اعمال خوب و بد انسان هاست ، و همه بايد در عمل خودشان را نشان دهند و اتمام حجت شود ، و کسی اعتراض نکند که چرا من بهشتی يا جهنمی شدم و يا حتی روز قيامت کسی اعتراض نکند چرا من در درجة پائين تری در بهشت هستم و آن دوستم درجة بالاتر و يا از ما دو نفر دوست ، چرا من جهنمی شدم و او بهشتی در حالی که با هم زندگی می کرديم و ….

عزيزان من !           نتيجه اين بحث و نوشته ها اينست که با زبان ساده کودکان عزيزمان با عقل خوب خودشان درک کنند که جهان سازنده دارد و خدا مانند مخلوقاتش نيست ، و از هر چيز برتر است ، و خدا بی نياز است .    خدا عادل و حکيم است حتی اگر حکمت بسيار از کارها را ندانيم . خدا دانا و توانا ، بينا و شنواست . و خدا خير ما را می خواهد ، او ما را خلق کرده تا از نفص به کمال برسيم و صفات و اخلاق الهی پیدا کنيم ؛ آری سخت و دشوار است تا انسان کامل شويم و چه کنيم تا بهشتی شويم . آيا اين هدايت و به کمال خدايی نزديک شدن ارزش و کرامت نيست و شکر نعمت ندارد ؟ درود خدا بر انديشمندان …..