استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

و ناگهان خود را در برزخ یافتم، آری من مرده بودم و به عالمی دیگر پس از دنیا بنام برزخ آورده شده بودم. نگاهی به اطراف نمودم، همه جا تاریک و تاریک بود، به خود آمدم که چرا من اینجا هستم، به یادم آمد که عمر کوتاه من پایان پذیرفته بود.به من گفته بودند که مرگ در راه است و واقعیت دارد و انسانها می میرند ولی من باور نداشتم، اما بالاخره مرگ به سراغ من هم آمده بود. به یاد دنیا افتادم، در یک لحظه آنچه را که در دنیا انجام داده بودم به یاد آوردم، هم خوب بود و هم بد. نمی دانستم که الان با آن کارهای بد چه باید بکنم!!! کارهای بد بسیاری از جلوی چشمانم رژه می رفتند، شنیدن موسیقی، نداشتن حجاب، شرکت در مجالس مختلط زنان و مردان، بی بندباری، غیبت و تهمت و دروغ و بی نمازی یا اهمال در نماز، مقید نبودن به دین و دینداری و قوانین دینی و … همه و همه به یادم آمد و مرا مستأصل و درمانده کرده بود.به من گفته شده بود که فرصت بازگشت نخواهم داشت و این پایان کار من و هر انسانی خواهد بود. و دیگر عملی در کار نخواهد بود ولی نمی دانم چرا من هم همیشه با این گفته ها به شوخی برخورد می کردم، همیشه فکر می کردم که هنوز وقت بسیار است و زندگی ام به این زودیها پایان نخواهد پذیرفت. اما این درست نبود و اکنون آرزوی بازگشت به دنیا و زندگی برای جبران داشتم.اندوهی هولناک و حسرتی جان فرسا و غمی بی پایان سراسر وجودم را فرا گرفته بود و نمی دانستم با آن چه کنم!!! گفته های روحانی محله مان و استاد دانشگاهمان به یادم می آمد که از واقعیت های ملموس دنیا سخن می گفتند و از مادی بودن انسان و همه ی موجودات و اینکه فنا و نیستی عاقبت همه چیز است. به من گفته بودند که ما نیازمندیم و محدود و موجود نیازمند باید در انتظار این باشد که یک روز با همه چیز وداع گوید، و اگر آن قدرت بیکران هستی اراده کند، نابودی و فنا به سراغ همه ی موجودات خواهد آمد.به من گفته بودند که دنیا هدف دار است و عمر انسان محدود و باید به دنبال هدف از آمدن و زندگی کردن بود، و به دنیا به عنوان یک فرصت باید نگاه کرد، دنیا دار و مکان امتحان است و بلا نه مکان اقامت و خوشگذرانی. به من گفته بودند که دین و دینداری یک هویت برای بشر است نه محدودیت و حصار، و قوانین دین برای سعادت و تکامل است نه برای فشار آوردن و زجر کشیدن.

دانلود نسخه PDF کتاب چرا حجاب؟