استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

معنی نبی و رسول چيست ؟

عزيزان من نبی که جمع آن انبياء است به معنای صاحب خبر و آورندة پيام و خبر است . اما رسول مقامش بالاتر از نبی است ، رسول کسی است که فرشتة الهی را هم در خواب می بيند و هم در بيداری ، ولي نبی فقط فرشته را خواب می بيند و صدايش را می شنود .

 

چرا وجود پيامبران ضروری است ؟

عزيزانم ، آيا عقل و علم بشر از هر نظر به کمال رسيده است و هيچ مجهولی ديگر باقی نمانده که بشر حل کرده باشد ؟   آيا بشر آنقدر در زمينه اخلاقی و اجتماعی و عدالت پيشرفت کرده است که با هيچ جنگی و ظلمی مردم با عقايد و سليقه های مختلف بتوانند با يکديگر در آرامش بسر ببرند ؟   آيا قوانين بشری از هر نظر کامل است که حقوق بشر را در کشورهای ضعيف و قوی و با اديان و افکار متفاوت رعايت کند و حقوق حقيقی زنان و کارگران و کودکان و مزادهای مختلف را برسميت بشناسد ؟  چرا با اين همه پيشرفت تکنولوزی و علم و گسترش اطلاعات جهانی و ماهواره ای ها و غيره بعضی کشورها مب اتم می سازند ؟ آيا ساخت بمب اتم برای صلح است يا برای نابودی تهديد ديگران ؟  چرا هنوز حدود يک ميليارد از انسانها يا بيشتر زير خط فقر زندگی می کنند و با مهاجرت به کشورهای ديگر برای بردگی يا کارگری ساده يا دست به کارهای خلاف و قاچاق و غيره می زنند و چرا هنوز اينهمه اختلاف طیقاتی و بی عدالتی موجود است ؟

آيا شما خواننده ی عزيز فکر نمی کني که همه ی اين ضعف ها و مشکلات و جنگ ها و بی عدالتی ها و …. از خود خواهی و برتری جويی و سود جويی و حسادت و کبر و حرص و امثال اينها و ضعف اخلاق و رهبری کامل و سالم در جهان است ؟

پيامبران الهی که پاک از گناه و ظلم و خطا هستند طبيبان بزرگ روحانی اند . انسانها به چند دليل زنده نياز به راهنمائی پيامبران دارند :

  1. نياز به تعليم :

آيا اگر پيامبران الهی نمی آمدند ما درک می کرديم که چرا به اين دنيا آمده ايم ، وظايف اصلی ما در اين زندگی چيست ؟   چرا می ميريم ؟ پس از مرگ چه خواهد شد ؟ و هزاران چراهای ديگر را چه کسی صحيح می توانست جواب دهد ؟     اگر دانشمندان و فيلسوف ها می توانستند درست جواب دهند پس چرا اينهمه اختلاف در مکتب ها و مذاهب و عقايد در جهان هست و هر کس و گروهی ادعا دارد او درست می گويد ؟    پس يکی از وظايف پيامبران الهی تعليم صحيح پاسخگويی به چراهای بشر است ، و پيامبران از طريق وحی الهی بهترين تعليم ها را به بشر می دهد .

     ۲- نياز به رهبری اخلاقی و اجتماعی

بشر به غير از عقل ، انگيزه غرائز و احساسات ديگری هم دارد ، غريزه خود دوستی و ديگر دوستی ، غريزه خشم و غضب و شهوات ، غريزه محبت ديدن ، غريزه برتری يا کمال خواهی و بسيار غرايز مادری يآ معنوی و روحی ديگر .   اگر ما غرائزمان را نتوانيم تحت کنترل در آوريم ، آدم ها همچون گرگ گرسنه و ستمگر به جان يکديگرافتاده و همديگر را نابود می کنند .

پس يکی ديگر از مسئوليت های پيامبران الهی الگو سازی و نشان دادن روش های کنترل غرائز و احساسات است و ياد دادن فضائل اخلاقی و انسان دوستی و گذشت و امانت و تمام چيزهای خوب برای تکامل بشر است .          نتيجه اينکه پيامبران با ارتباط از طريق وحی با مبدأ و خالق هستی بهترين قوانين و دستورات اخلاقی و دين و روش های زندگی برای کمال را بر ايمان می آورند .

 

سؤال : چه کسی صلاحیت دارد مسئوليت بزرگ رسالت پيامبری و هدايت بشر را داشته باشد ؟

دوستان عزيزم کسی می تواند الگو و رهبر الهی شود که مشخصات زير را دارا باشد :

  1. پيامبر بايد تمام انسان ها را بشناسد و از عواطف و نيازها و غرائز و مشکلات آنان با خبر باشد .
  2. شايستگی ها و استعدادها و شيوه شکوفا شدن و استعدادها را بداند .
  3. بايد مصون از خطا و اشتباه و فراموشی باشد .
  4. شجاع باشد و در عين حال دلسوز مردم و مهربان باشد .
  5. منافع خاصی برای خود و بستگانش نخواهد .

آيا غير از خدای کامل و پيامبر الهی کسی با اين کمالات هست ، خير ، زيرا هر شخص يا گروه ديگری باشد نقض خواهد داشت و به تمام نياز های بشر آگاه و مسلط نيست .

سوال : آيا پيامبر بايد معصوم و پاک از گناه باشد ؟ چرا ؟

بدون شک پيامبری که می خواهد الگو و رهبر همه مردم جهان باشد حتی نبايد اشتباه و دروغ داشته باشد . پس در آيه …( اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولی الأمر منکر) (انسان ۵۹ ) ترجمه :   اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید از رسول خدا و اولی الامر ( جانشینان بر حق رسول خدا ) هر پيامبر هم اولی الأمر که جانشين رسول خداست بايد معصوم و پاک از هر گناه و ضعف و خطا باشد . حتی در انسان های عادی هم ديده می شود که در بسياری چيزها و کارها مصون و معصوم از خطايند ، برای مثال هيچکس به خود اجازه نمی دهد کثافات بخورد ، و يا لخت وارد خيابان شود ، و يا خود را در پرتگاه و يا چاه بيندازد .    درجات بالاتر انسان ها از بسياری خطاهای به فکری هم مصون و معصومند ، و هر چه انسان معصوم تر باشد به درجة پيامبری نزديک تر است .   پس معلوم شد که چرا پيامبران بايد معصوم باشند ، چون اگر خطا کار و گناهکار باشند هرگز نمی توانند الگوی بشريت برای تکامل باشند .

 

سوال : آیا پيامبر الهی بايد معجزه داشته باشد تا مردم به او ایمان آورند؟

اعجاز و معجزه چيست؟

معجزه يک عمل مافوق اعمال بشری است که از قدرت افراد عادی بشری خارج است .

معجزه بايد با ادعای نبوت و يا امامت همراه و هم نسخ و هم جنس باشد .

آورندة معجزه ! بايد آنقدر به کار خود مطمئن باشد که ديگران را دعوت کند تا همتايش يا برتر از آن معجزه را بياورند ، اما هرگز هيچکس همانند آن را نتواند ايجاد کند و مردم عاجز باشند .

معجزه حقيقی و از جانب خدا حتما بايد همراه با ادعای نبوت و يا امامت باشد ، و لذا کارهای ديگران که خارق العاده است يا سحر است و می توان برترش را ايجاد کرد معجزه نيست بلکه يکنوع کرامت و لطف است .

فرق معجزه با سحر و کارهای خارق العادة چيست ؟

مرتاض ها می توانند در محدوده ی کوچک و خاصی که با تمرينات فراوان انجام داده اند کار غیر طبیعی از خود نشان دهند. ، اما هرگز نمی توانند کاری را که شما به آنها پيشنهاد می دهيد انجام دهند . اما اعجاز پيامبران تا جائی که خدا به آنان اجازه دهد ، با علم و قدرت الهی قابل گسترش است . پيامبران معجزهای که می آورند (تحدی ) می کنند يعنی از همه جن و انس می خواهند مثل آن بياورند و آنها قادر نيستند چون معجزه فراتر از علم بشر است و از سوی خداوند است . برای مثال پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله بر طبق آيات قرآن از همه خواستند يک سوره کوچک شبيه قرآن بياورند ولی تاکنون هيچکس قادر به اين کار نبوده است .

پس معجزه سحر نيست ، يک کار معمولی خارق لعاده بشری نيست ، فراتر است . البته اعجاز و معجزه علت علمی دارد ولی علم بشر به آن نرسيده است .

 

سوال :بزرگترين معجزه ی پيامبر اسلام (صلی الله عليه وآله ) چيست ؟

آری ، قرآن عظيم معجزه ی برتر پيامبر بوده است .

قرآن معجزه ای است جاودانی ، و با عقل و روح و فکر مردم سرو کار دارد ، و لذا زمانی که اعراب با همه ادبياتشان خواستند حتی آيه ای همانند قرآن بياورند و عاجز شدند ، تهمت ، دروغگو ، ساحر ، شاعر ، و (نعوذ بالله) مجنون و امثال آن به ايشان زدند .

بعضی از آيات اعجاز انگيز قرآن را مرور کنيم :

برای مثال در ۱۴۰۰سال پيش که هيچ دانشمندی قانون جاذبه را کشف نکرده بود ، قرآن در ( سورة رعد آيه ۲ ) فرمود : ( خدا آن کسی است که آسمان ها و کرات را با ستون های نامرئی و ديده نشدنی برافراشت ، و آفتاب و ماه در تسخير شما قرار داد ، خداوند مدير و مدبّر جهان است ….) اما مردم آن زمان حقايق جاذبه را درک نمی کردند تا زمانی که نيوتن آن را کشف کرد . و قانون جاذبه و دافعه و چرخش کرات اطراف يکديگر و در مدارهای منظم را نشان داد.

 

سوال : چرا اسلام به سرعت در زمان پيامبر پيشرفت کرد ؟

به چند دليل مهم پيامبر اسلام (صلی الله عليه و آله ) توانست اسلام و دين الهی حق را در دل جاهل ترين مردم جهان در حجاز و اطراف گسترش دهد .

۱-پيامبر اسلام صلی الله عليه و آله اخلاق کريم و والا داشت ، امين و پاک سرشت بود ، امانت های مردم را به آنها بر می گرداند ، حسن خلق و صبر و تحمل زيادی داشت ، او گشايش سينه و جوانمردی و گذشت فراوان داشت . فرمان عفو عمومی که پس از فتح مکه حتی نسبت به دشمنان خونخوارش صادر نمود سند زندة مهر و محبت پيامبر نسبت به انسان ها و هدايت آنهاست .

۲- پيامبر اسلام ( صلی الله عليه و آله ) هرگز رنگ های انحرافی و فساد و بت پرستی و جهل و گناهان و ظلم های اطراف محيط زندگی اش بخود نگرفت ، برعکس آنقدر در عمل خيرات و نيکی ها را نشان داد و با بت پرستی ها و خود خواهی ها و جنگ های بيهوده و ظالمانه با بهترين روش ها مقابله کرد تا روح توحيد بتدريج در فرهنگ مردم رسوخ نموده .

۳- رسول اکرم ( صلی الله عليه و آله ) که در آن زمان پر از گمراهی و ظلم و دخترکشی و غيره ، نژاد پرستی و امتيازهای طبقاتی و تکبّر را رفع نمود و مساوات و برابری انسان ها و برادری آنان را جايگزين کرد ، خلاصه اهدافش مبارزه با ظلم و دفاع از مستعضعفين و گسترش پاکی ها و تقوای بود .

۴- در راه اجرای قوانين حق و هدايت بشر فداکاری ها می کرد ، و صبر و استقامت برای حفظ دين خدا را با همه ی تهمت ها و شکنجه ها سرلوحه کار خود پيروانش قرار داده بود و به آئين ايمان قلبی داشت .

۵- دشمنان عمدتا مبتکران و ثروتمندان ظالم و حرامخوار و منافق بودنها اما ايمان آورندگان به را او جوانان پاکدل ، محروم و مظلوم و تهيدست و حتی بردگان بودند .

۶- والبته پیامبر اسلام به علت آزادی در مدینه توانست پیام خود را به جهان برساند. ولی در مکه به علت فشارها و شکنجه ها زیاد نتوانستند پیشرفت کنند.

اينها چند تا از علت های موفقيت پيامبر اسلام ( صلی الله عليه و آله ) و پيشرفت اسلام بود و البته همين عوامل برای پيشرفت و موفقيت از اهداف ديگری بشری هم صدق می کند .

نتيجه اينکه ، عزيزان من ، پيامبر الهی که در طول تاريخ بوده اند چه صاحبان کتاب و چه بقيه که حدود ۱۲۴۰۰۰پيامبر بوده اند ، اينها برای تعليم و تربيت بشر و هدايت آنان به راه مستقيم و هشدار به مردم برای دوری از گمراهی ها و گناه و خطا و غفلت و بت پرستی يا ظلم آمده اند .

چون نبوّت به آخرين پيامبر يعنی محمد مصطفی ( صلی الله عليه و آله ) ختم شد ، خداوند در غديرخم جانشينی به عنوان امامت و پيشوايی بشر به نام علی بن ابی طالب عليه السلام انتخاب کرد تا راه پيامبر را کامل کند ولی متأسفانه حق خوری شد و امام علی ( عليه السلام ) خانه نشين شد و مظلوم گشت و مردم سالها سرگردان شدند .