استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

حسد یعنی کسی کسی نعمتی مثل مال یا زیبائي یاعلم یا— را در کسی ببیند و نتواند آن نعمت را در او یا آنها تحمل کند و بد خواهی کند وکاری کند که آن نعمت از او گرفته شود.اما اگر از خدا بخواهد که شبیه آن نعمت را به او بدهد این غبطه است وخوب است

گاه حسد از سوی حکمرانی است که تلاشی می کند بر سایر حکمرانان غالب شود،ویا عالم حسودی که می خواهد بی نظیر وبرتر از همه باشد وحتی آرزو وتلاشی می کند سایر هم صنفان خود را نیت کند .یا ثروتمندی که تلاشی دارد از نظر ما در برترین پولدار باشد واز هر راه حلال وحرام در افزون مالش شب وروز کوشش کند .ومثال های دیگر در خانواده یا در اصناف وبین مردم وجود دارد که گاهی متأسفانه به حوادث ناگوار وظالمانه می انجامد وهمه اینها ناشی از حسد است وریشه حسد کبر و خود خواهی است .

امام صادق علیه السلام فرمودند:”آفت دینی، حسد وخود بینی وبخود بالیدن است “و”مؤمن غبطه می خورد ولی حسد ندارد،اما منافق حسود است .”(پس حسود منافق است) (الکافی)

امام صادق علیه السلام فرمودند:”ریشه کفر سه چیز است:حرص،تکبّرو حسد”.(وسائل الشيعه،کتاب جهاد باب۵۴).

ریشه های حسادت چیست؟

۱-عداوت ودشمنی

۲-خوف ومزاحمت طرف مقابل

۳-تکبروحب نفوذ

۴-حرص وطمع

۵-بخل شدید

۱-حسادت یک بیماری شیطانی است که در نفس امّاره ظهورمی کند.هرگاه کسی از دیگری ستمی ببیند یا موجب بغض وکینه شود وعفو نکند،این دشمنی ریشه حسادت می شود.و می خواهد همسر ودیگری نعمت هایش گرفته شود و طرف مقابل را در گرفتاری ببیند وممکن از طرف حسود فتنه وظلمی به محسود برسد.

۲-بین دو همسر یا دو برادر یا دو شریک ممکن است بر اثر درشتی مزایای ما در یا معنوی یکی،برای دیگری که دلش پاک نیت حسودی ایجاد شود. مثل داستان هابیل وقابیل.

یا حتی بین دوعالم یا استاد وواعظ یا طبیب ممکن است در محیط مشترک کاری برای شهر ت یا مجالسی بیشتر یا مال بیشتر و…حسد ورقابت ناسالم ایجاد می شود.

در این موارد حسادت ریشه در جهل دارد وباید با تلقینی مثبت ویاد خدا ودانستن اینکه هرکسی رزقش با دیگری فرق دارد،از خدا بترسد ودلش را صاف کند.

بین عروسی ومادر شوهر یا مادرزن یامثلاً اگر مادر زن فکر کند دامادش محبت مادری نسبت به دخترش را کم کرده وبرای خود برده است،احساس حسد کند وبخواهد با دخالت و وسوسه وفوضولی دخترش را بخود جلب کند و به دامادش اهانت یا کم محلی کندو… اینها ریشه اش در نداشتن قلب سلیم است .ه

۳-گاهی ریشه های حسد در تکبر وخود را عزیز تر کردن است ویا از حرص وطمع به مال بیشتر دنیا وشهرت وقدرت … است ویا ناشی از بخل شدید است راحت همه چیز را برای خود وبرتری خود می خواهدونمی خواهد با بخشش پول وکمک به فقرا و…دیگران وضع زندگیشان بهتر شود.وبدتر از اینها یکنفر بخشش مال  می کند ،اما دیگری از بخل وحسد شدید ونفی بد سرشت از احسان دیگران جلوگیری می کند.

را ه های درمان حسد:

حسود یا مشاوری که می خواهد حسد حسود را درمان کند باید به چند نکته اساسی توجه کند:

۱-باید بیماری حسد را با تلقینی وتکرار به درجه یقینی به توحید اَفعالي خداوند جهان سوق دهد. یعنی به او ثابت کند که مرگ وزندگی ومصالح موجودات وانسان ها به دست خداست.یعنی بداند زمانی هیچ نبود وهیچ نداشت،وحالا جسم وروح واعضای اساسی برای زندگی وتلاش…وکار دارد وبداند که روزی وپر کاری در دست قدرت الهی است وبا صدقه وانفاق هر چند کم برکاتش زیاد می شود.

اگربه این درجه ایمان ویقینی رسید درک می کند که انسان در رزق وروزی نسبت به استعداد ها وتلاشهایشان متفاوت اند واگراو هم با مشورت وزحمت تلاش کند به  مدارج مادی ومعنوی بالاتر می رسد،سعادت وشقاوت را از خدا بداند که با یک سری عوامل به کمال می رسد.

۲-زیان های دنیا وآخرت که در نتیجه حسادت ایجاد می شود را بشناسد که ازجمله آنها عبارتند از:

-ناراحتی تن وروان-همانگونه که امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده اند:

“برای حسود آسایش نیست وحسود همیشه در اندوه وحسرت خوردن است”

– ناکامی همیشگی:

حسود جز به خودش ضرر نمی رساند،رنج های روحی وفشار های عصبی اش کم کم به بدنش سرایت می کند وقدرت دفاعی اش کم می شود ودستگاه گوارشی او بیمار می شود چون زمانی که خشمناک وکینه دارد اشتها ندارد ودرد شکم می گیرد و…

امیر المؤمنین علیه السلام “حسود همیشه بیمار است وبد ترین بیماری حسد است ” (غرر الحکم)

-حسود احساس تنهایی می کند وپبشرفت ند ارد.

-حسود ایمانش ضعیف است.

-رسوا خدا فرموده اند:”شش طایفه اند که با صفات زشت به دوزخ می روند:

…از جمله:علماء با حسد به دوزخ می روند ”

ابلیس هم با حسادتش نسبت به آدم به او برای امر خدا سجده نکرد.وجهنمی شد.

برای درمان حسد باید از بد بینی ها جدا شد ونسبت به همه خوشبین ومثبت اندیش شد وبه جای بدیهایش فضائل وخوبی هایش را بگوید.

بنی امیه وبنی عباس هم که حق ولایت وخلافت ائمه را ضایع کرده وستم ها کردند از حسد وکبرآنها بود.

(خانواده سالم)

۲-پرهیز از حسادت وچشم وهم چشمی:

از صفات زشت ومذموم حسادت است که حسد کننده تلاشی می کند صاحب نعمتی نعمتش زوال یابد وضررکند!

البته اگر درمقابل حسد،بحث غبطه است،غبطه صفت خوبی است وآن به این معنا است که شخص نمی خواهد نعمتی از کسی زایل شود بلکه آرزو می کند خودش هم به آن نعمت برخوردار شود واین صفت خوبست.

شکل سوم که نه حسد است ونه غبطه،آن را چشم وهم چشمی می گویند.

یعنی شخصی با قصد غیر الهی درصد  بر می آید که برای به رخ کشیدن ورقابت ناسالم با دیگری به هر قیمتی شده با آنها مقابله کند و نعمتی مادر وبهتررا به چنگ آورد و آن را به رخ دیگران بکشد وبه آن تفاخر و نازیا خود برتری کند. در حقیقت چشم وهم چشمی ناشی از حقارت فرد است.

حسادت: نوعی بیماری روانی است که که به مشکلات فراوانی  در بعد فردی و خانوادگی دامن می زند.حسد گاه به این شکل تحقق می یابد که دارائي زندگی دوستان وبستگان را مشاهده کرده وحسد می برد وبا تنگ نظری آرزوی زوال نعمت هایش می شود وگاه  برای از بین بردن آنت نعمت دست به کار های ناشایست و اختلاف افکنی ویا دشمنی می زند، وحتی گاه یکی از همسران یا مادر آنها  برای خصوصیات  ودارائي همسرش حسادت ورزیده  آن را برای خود می خواهد وزندگی را به طلاق می رساند.

از پیامد های حسادت: سلب آسایش خود حسود ورنج بردن روحی حسود ونا آرامی اوست.

-حسود ایمانش را از دست می دهد و در حقیقت به خدا اعتراض دارد که چرا نعمت های بیشری به طرف مقابل داده است.متأسفانه گاه این بیماری روانی در میان اساتید و دانشمندان و علما هم موجود است ونمی توانند نعمت های علمی خدادادی یا آلت به رقیب های خود را تحمل کند.

درمان حسادت ویا چشم وهم چشمی:

الف- پرهیز از ازتباط با دنیا پرستان-قرآن هم می فرماید:”
هرگز چشم خود را به نعمت های مادی که به گروه هایی از آن ها داده ایم،میفکن که این ها(همانند) شکوفه های زندگی دنیاست” یعنی چشم وهم چشمی به مادیات دیگران همانند زرق وبرق ومد پرستی وشکوفه گلهاست که به زودی فانی شدنی است.

ب-توجه به زیر دستان وزندگی ساده دیگران.

ج-توجه به حکمت نعمت الهی

د-تلقین های مثبت وخواستن از خدا وتلاشی مثبت برای رسیدن به نعمت های بهتر

ه-تشکر از خدا برای نعمت های موجود
و-دورشدن از وابستگی به مادیات وتمرکز به نقاط قوت خود

ز-الگو داشتن ارزش های معنوی  ودینی واخلاقی بجای الگوهای مادی ومد پرستی