استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

بدگماني يک بيماري فکري است که سلامتي جسم را هم تحت الشعاع قرار مي دهد و آرامش زندگي را بهم مي زند.

راه درمان سوء ظن:

ما در برابر رفتار ديگران يا همسر دو برداشت مي توانيم داشته باشيم:

براي مثال مردي شب دير به خانه برمي گردد، همسر او مي تواند آن را به عوامل متعددي نسبت دهد، مثلاً نگويد بي فکر است، من را دوست ندارد، بارفقايش در پي خوش گذراني است، مي داند من از تنهايي مي ترسم مي خواهد من را آزار دهد.اما روي ديگر سکّه آن است که با حسن ظن برخورد کند، مثلاً بگويد، شايد مشکلي برايش پيش آمده، يابخاطر گرفتاري زياد متوجه گذر زمان نشده، يا…خلاصه مثبت بيانديشيد.

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايند:”براي گفتار و کرداري که از برادرت سر زده، عذر بجوي و اگر نيافتي عذري بتراش!”

آنچه منشأ آسيب به ما مي شود، سوء تفاهم و کينه اي است که از ديگري به دل مي گيريم يا غصه مي خوريم، و اين کينه و غصه دل ما را چرکين مي کند.

شرط اول رها شدن از سوء ظن، فرار و دور ريختن کينه است.

نقل است که شيخ انصاري هيچ گاه عصباني نمي شد.روزي يکي از شاگردان وي تصميم مي گيرد هرطور شده  شيخ را عصباني کند. شيخ انصاري هرشب جمعه از نجف به کربلا مي رفت، اين طلبه از شيخ مي خواهد که در سفر به همراهش برود.هردو سوار به کجاوه به راه مي افتند، همينطور که شتر در مسير سنگلاخ حرکت مي کرد، ناگهان طلبه از کجاوه بيرون مي جهد و شيخ هم به زمين مي خورد.اما شيخ انصاري با آرامش برمي خيزد و لباسش را تکان داده و سوار مي شود و با طلبه راه را ادامه مي دهد.پس از طي مسيري باز طلبه خود را به بيرون مي اندازد وشيخ را هم با خود مي برد.

دوباره شيخ لباسش را مي تکاند و سوار بر کجاوه مي شوند.براي بار سوم و چهارم طلبه همين کار را تکرار کرده و شيخ را از روي کجاوه بيرون مي اندازد، اما شيخ انصاري با حلم زياد سوار مي شود.

بالاخره طلبه به شيخ انصاري مي گوييد چرا چيزي به من نمي گويي ؟شيخ مي پرسد که چرا به شما چيزي بايد بگويم؟ طلبه مي گويد من اينهمه شمارا به زمين انداختم. شيخ با تعجّب مي پرسد مگر تو اينکار را از عمد کردي؟ اما من هر بار که از کجاوه مي افتادم نزد خود دليلي مي آوردم، ابتدا تصور کردم اولين بار است که روي کجاوه مي نشيني ؟ بار دوم فکردم خوابت برده وهمين طور براي خود دليلي مي تراشيدم.نتيجه اينکه حسن ظن شيخ انصاري مانع از کينه و سوءظن خشم ايشان مي شد اما متأسفانه بيشتر انسان ها گمان بد مي برند.

چکار کنيم خوش گماني را تقويت کنيم؟

۱-اعتقاد کامل داشتن به خدا و هستي و…وکسب صفات عاليه اخلاقي

امام علي عليه السلام مي فرمايند:”بخل و ترس و حرص، خوي هاي پراکنده اي هستند که ريشه در بد گماني به خدا دارند.

۲-اعتماد به خير خواهي و حکمت عاليه خدا

اگر به خدا خوش بين باشيم وسختي وبلا ها را امتحان بدانيم، هرگز به سوءظن به خدا و مردم دچار نمي شويم. بهتر است هرکاري را با (بسم الله الرحمن الرحيم) آغاز کنيم تا مشکلاتمان کمتر شود.

خلاصه آنچه بر سرنوشت ما تأثير مي گذارد واکنش ما دربرابر حوادث ومحيط است.

پرهيز از بد گماني و سوء ظن:

بد گماني آن است که رويداد ها، کارها وگفتار هاي ديگران را بدون آگاهي درست و بدون دليل روشن با پندار ناروا و بد تفسير کنيم.

بد گماني بيشتر از باطن پليد و آلوده سرچشمه مي گيرد و فرد بد سرشت به نيت هيچ کسي گمان نيکو نمي برد.(آدم بد به هيچ کس گمان خوب نمي برد زيرا ديگران را جز به صفات خويش نمي بيند).[۱].

 

[۱] غُرر ودُرر (امام علی علیه السلام)