استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

پاسخ مختصر به شبهات فاطمیه( قسمت دوم)
۶ – چرا حضرت علی (علیه السلام ) سه تن از فرزندان خویش را به نام های ابوبکر ، عمر ، عثمان نامگذاری کرد ؟
اولًا : این نام ها آن زمان مرسوم بود ، ابن حجر عسقلانی در الاصابة نام ۲۱ نفر از صحابه را می آورد که اسم آن ها عمر و ۲۶ نفر عثمان و سه نفر ابوبکر بوده .
ثانیاً : نام برخی از اصحاب ائمه (علیهم السلام ) ، یزید بن حاتم ، یزید بن عبدالملک ، یزید بن عمر طلحه و ….. آیا آن ها به خاطر علاقه به یزید بن معاویة بود ؟
ثالثاً : ابوبکر که کنیه یکی از فرزندان علی (علیه السلام) هست ، نام او محمد بوده .(التنبیه والاشراف ص ۲۹۷ ، الارشاد ج۱ ، ص۳۵۴)
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون نام فرزندش را عثمان گذاشت .( مقاتل الطالبین ،ص ۵۵ وتقریب المعارف ، ص ۲۹۴)
و عمر بن خطاب به دلیل خشونت ذاتی که داشته ، نام فرزند علی (علیه السلام ) را همنام خود قرار داد .
و کان عمر بن الخطاب سمی عمر بن علی باسمه . ( انساب الاشراف ج ۱ ص ۱۹۲ ، تهذیب التهذیب ج ۷ ص ۴۲۷)
هم چنین نام تعدادی از مسلمانان را نیز تغییر داد . ( اسدالغابة ج۳ ص ۲۸۴ ، طبقات ج۶ ص ۷۶ ،الاصابة ج ۵ ص ۴۲۷)
رابعاً : اگر نامگذاری نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفا هیچ کدام از فرزندان خود را علی و حسن و حسین نامگذاری نکردند.
۷- چرا امام حسن و امام حسین مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر یادی نکردند ؟ در هیچ یک از منابع شیعه و سنی در این باره مطلبی وجود ندارد؟
اولاً : امام حسن در مناظره ای که با معاویه و دار و دسته وی داشت خطاب به مغیره بن شعبه فرمود :
تو همان هستی که فاطمه دخت گرامی رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم ) را کتک زدی ، تا آنجا که خون آلود شد و فرزندی که در رحم داشت سقط کرد .( احتجاج طبرسی ، ج۱ ، ص ۲۷۸ )
ثانیاً : امام حسین (علیه السلام) نقل می کند که امام علی (علیه السلام) در هنگام دفن فاطمه زهرا (علیها السلام ) فرمود :
بر این مصیبت بزرگ همچون مادری که فرزند از دست داده می نالیدم . یارسول الله ! در محضر دخترت مخفیانه به خاک سپرده شد ، حقّش را به زور گرفتند و آشکارا از ارث خود محروم گشت و حال آن که هنوز از رحلت تو دیری نپاییده و یاد تو فراموش نگشته است . ( الکافی ج۱ ص ۴۵۸ و الامالی ، المفید ص ۲۸۲٫ )
ثالثاً : آیا در عصری که عمربن خطاب به بهانه جلوگیری از گریه بر میّت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم می شود و زنها را کتک زده و حجاب از سر آن ها بر می دارد ، می توان مجلس عزاداری بر پا کرد؟( المنصف ، عبدالرزاق ج۳،ص۵۵۷)
۸- چرا مردم مدینه در قبال قتل دختر پیامبر (علیها السلام) سکوت کرده و هیچ اقدامی نکردند ؟
اولاً: آیا عمل مردم مدینه ملاک حقانیت است یا عمل امیرالمومنین (علیه السلام) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم ) فقط در حق علی فرموده : علیٌ مع الحق و الحقُ مع علی .علی با حق است و حق با علی است .( تاریخ بغداد ۱۴/۳۲۲ و مجمع الزواید : ۷/۲۳۷ )
ثانیاً : مگر مردم مدینه نبودند که در برابر کشتن عثمان و تعرض به همسر او عکس العملی از خود نشان ندادند و اجازه ندادند او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند و مجبور شدند او را در قبرستان یهود دفن کنند تا معاویه در زمان حکومتش قبرستان یهود را به قبرستان بقیع متصل ساخت .(تاریخ طبری ج۳ ص ۴۶۸ ، ۴۳۸)
۹- چرا شما تا چند سال پیش از جریان شهادت بی خبر و فراموش بودید و الان بیادتان آمد ؟ تقویم های پیش ۱۳۷۲
اولاً : جوینی از علمای اهل سنت و استاد مورد تایید ذهبی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) قضیه غصب حق فاطمه زهرا و شکستن پهلوی آن حضرت و سقط محسن او و شهید نمودن آن بزرگوار را نقل می کند . ( فرائد السمطین ، ج ۲ ، ص ۳۴ و ۳۵ )
ثانیاً : حضرت علی به هنگام دفن فاطمه فرمود : َو سَتُنْبِئُکَ ِابْنَتُکَ بِتَظافُرِ اُمَّتِکَ عَلی هَضْـمِها.
به زودی دخترت ، تو را آگاه ساخت که امت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند از فاطمه (علیها السلام ) بپرس و احوال اندوهناک ما را از او خبر گیر که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است (نهج البلاغه خطبه ۲۰۲)
ثالثا ً: در بند ۸ سخن امام حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام ) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.
رابعاً : کلینی از امام کاظم نقل می کند که فرمود : ان فاطمه (علیها السلام) صدیقة شهیده ….
فاطمه صدیقه وشهیده بود .
خامساً : درطول تاریخ همه ساله اَیام فاطمیه، شیعیان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداری اقامه می کردند و بعد از انقلاب هم این مراسم در بیوت مراجع اقامه می شود .
سادساً: امام خمینی () روز ۱۸ اسفند ۱۳۶۰ ( ۱۳ جمادی الاول ۱۴۰۲) فرمودند : من هم وفات و شهادت بانوی بزرگ اسلام را بر همه مسلمین و بر شما برادران عزیز ارتشی ، سپاهی و بسیج و بر حضرت بقیة () تسلیت عرض می کنم .
صحیفه امام /۱۶/۸۷
سابعاً : شهرستانی، از علمای اهل سنت می نویسد:
عمر در روز بیعت به شکم فاطمه () ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وی از شکمش شد . عمر، فریاد می زد این خانه را با هر که در آن است به آتش بکشید و در خانه به جز علی و فاطمه و حسن و حسین کسی نبود )
الملل و النحل ، شهرستانی ، ص ۸۳
سابغاً : ابن تیمیه حرانی ، قضیه هجوم به خانه فاطمه را قبول می کند ولی با توجه به عنادی که دارد به فکر توجیه آن بر می آید . ( منهاج السنه ، ج۴ ، ص ۲۲۰)