استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

شبهه:
وهابيان ادعا دارند که در زمان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ) خانه های اهل مدينه درب نداشته است و با ساقه ها و شاخه های درخت خرما و پشم حيوانات پوشانده و بسته می شده است.؟!
پاسخ : تاريخ و کتب اهل سنّت جواب می دهد : ۱- درجريان هجوم به منزل حضرت زهرا (علیها السلام ) آمده است : عمر بن الخطاب با پايش محکم به درب خانه زهرا ضربه زد و آن را شکست ، درب خانه از سعف يا شاخه های خرما بود…..”.
۲- درحديث ديگری است از جابر و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) حضرت فرمودند :”هنگام شب درها را ببنديد ، و چراغها را خاموش کنيد.” ( تفسير عياشی ج۲ص۶۸ ، مسنداحمد بن حنبل ج ۳ص۳۶۳ )

۳- از عايشه نقل شده :” رسول خدا درمنزل نماز می خواند، و درب خانه بسته بود ، من به درب منزل رسيدم دق الباب، کردم ، رسول خدا در را باز کرد” .
۴- در روايت ديگر آمده است که زيد بن حارثه به خانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) آمده است دق الباب کرد (حلقه در را کوبيد).
۵- پس از ازدواج حضرت زهرا ( علیها السلام ) و علی بن ابی طالب ) علیه السلام ) و نزول آيه تطهير پيامبر اسلام چهل روز صبح ها به درب منزل حضرت فاطمه ( علیها السلام ) می آمدند و می فرمودند:” السلام عليکم يا اهل بيت النبوه “.
برخيزيد برای بپا داشتن نماز ….(انما يريد الله ليُذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا” درب خانه را می کوبيد ند و می فرمودند: )اناسلمٌ لمن سالمکم و حّربٌ لمن حاربکم ). من با هر کس با شما در صلح و امان باشد همراه و آشتی ام و هرکس با شما در عناد و جنگ باشد مخالف و در جنگم”. (تفسير فرات ج ۱ص۳۳۹ ) پس طبق اسناد کتب اهل سنت اين ثبات بی اساس است و در قرآن هم آياتی ازخانه ها و درب خانه آمده است. (مسنداحمدبن حنبل ج۳ص۱۵۹۳ )
سوال :
-چرا فاطمه زهرا ( علیها السلام ) شبانه دفن شدند؟
حضرت زهرا ( علیها السلام ) در وصيت خود به حضرت علی (عليه السلام ) فرمودند: ” نبايد احدی از اين مردمانی که به من ظلم کردند و حق مرا غصب کردند بر جنازه من حاضر شوند زيرا آنان دشمن من و دشمن رسول خدايند ، نگذار احدی را از اين جماعت که بر من نماز بگذارند . همين که شب شد مرا دفن نما ” و حضرت زهرا ( علیها السلام ) به آن دو خليفه که به خانه شان آمده و التماس و طلب بخشش می کردند. فرمودند:” خدا و ملائک را شاهد و گواه می گيرم شما دو نفر مرا به خشم آورديد و اگر پيامبر را ملاقات کنم شکايت شما دو نفر را به ايشان خواهم نمود.”.
ابوبکر پس از اينکه نتوانست در احتجاج و استدلال با علی بن ابی طالب (علیه السلام ) وحضرت زهرا ( علیها السلام ) موفق شود، به منبر رفت و کلمات رکيکی به آن دو معصوم گفت. و نسبت به حضرت زهراگفت :” او (فاطمه سلام الله عليها) روباهی است !! که شاهد او دم اوست !” و” علی فتنه گر بزرگ و موجب فساد است !!”(نعوذ باالله) . ابن ابی الحديد در شرح نهج البلاغه اش از استادش در باره اين فحش و ناسزا های ابوبکر با تعجب از استادش سؤال می کند.، استادش خنديد ه و می گويد:” ابوبکر اين نسبت های زشت را به علی داده، زيرا. مُلک و سلطنت دنيا عقيم است و قدرت طلبی همين است!” (شبهای پيشاور ، ص۷۱۳ شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحديد ج۴ص ۸۰ )

سؤال: چرا قبر فاطمه زهرا ( علیها السلام ) مخفی ماند؟
پاسخ:
آنان که فاطمه زهرا ( علیها السلام ) را رنجاندند و ظلم های فاحش در حق او که دخت پيامبرشان بود و نسبت به شوهرش که داماد پيامبر و خليفه بر حق مسلمين بود نمودند، نه گبر بودند، نه يهودی، نه نصرانی ، نه محبوس ، بلکه افرادی بودند که خود را نزدیکترین اشخاص به رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می دانستند . آری فاطمه زهرا ( علیها السلام ) درميان مسلمين پس از پدرش غريبانه و مظلومانه زيست و با تن مضروب و سينه شکسته به شهادت رسيد ، و در شبی تاريک دور از چشم مسلمانان دفن شد و قبر مقدسش مخفی ماند و اين ننگ برای آنان که ادعا می کردند مسلمانند باقی ماند . قبر زهرا مخفی ماند تا پيام مظلوميت او به نسل آينده برسد و ظلم کنندگان به اورا بشناساند . حضرت زهرا وصيت نمودند که از آنان که او را شکنجه کردند و حق مولايش و مولای مسلمين را غصب کردند ، راضی نيستند و نشان دادند که فاطمه زهرا ( علیها السلام ) از هر کس خشنود نباشد مورد غضب خدا و رسول خداست و از مغضوبين است.
سؤال:
آيا آنان که ادعا می کنند خليفه رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) هستند ، منزلت حضرت زهرا ( علیها السلام ) رانزد خدا و رسولش نمی دانستند که چنين ظلم و جناياتی را در حق ايشان روا داشتند؟
پاسخ:
حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) به شهادت قرآن کريم در آيه تطهير (معصومه) و پاک از هر گناهی و نقص است. درحقيقت تکذيب حضرت فاطمه توسط ابوبکر، تکذيب آيه تطهير و تکذيب قرآن و خدا است.
هيثمی دردکتاب مجمع الزوائد می نويسد : رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به فاطمه زهرا ( علیها السلام ) فرمودند:” ای فاطمه خداوند به ما اهل بيت هفت خصلت عطا کرده است : ازماست افضل انبيا و آن پدر تو می باشد، و شهيد ما بهترين شهداء است و او حمزه عموی من می باشد . و از ماست دو سبط و نوه و دوسيد جوانان اهل بهشت و آن دو فرزندان تو حسن حسين می باشند، و مهدی اين امت که عيسی بن مريم با اونماز پيامی دارد از اولاد تو می باشد”.
ابن حجر عسقلانی در کتاب الأصابه از صحیحین بخاری و مسلم نقل می کند. که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمودند:” فاطمه پارهء تن من است و او نوچشم من است و ميوه دل من ، و روح من در درون سينه ام است ، هرکس او را بيازارد مرا آزرده و به من ظلم کرده است “.
خلاصه شيخين (ابوبکر و عمر بن الخطاب) و صحابه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) بارها مقام و شأن دختشان حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) را از پيامبر شنيده و می دانستند. (مجمع الزوائد ص۱۱۳)
سوال :
چه کسی امام زمان حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) بود؟
پاسخ:
با توجه به روايت (من مات و لم يعرف امام زمانه مات میتة الجاهليه) هر کس بميرد و امام زمان خود را نشناسد همانند زمان جاهليت و شرک مرده است.
اگر امام زمان آن حضرت ابوبکر بوده است پس چرا با اومخالفت کرد و حضرت زهرا با نارضايتی و خشم از آن دو خليفه ، شهيد شدند ، آيا می توانيد ادعا کنيد که حضرت زهرا ( علیها السلام ) با مرگ دوران جاهليت از دنيا رفته است ؟! حاشا و کلّا ! پس اگر حضرت فاطمه زهرا معصوم بودند و از ابوبکر هم ناراضی بودند ، نتيجه مي گيريم که امام زمان بر حق حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها ، حضرت امير مؤمنان علی بن ابی طالب عليه السلام بوده اند. آيا اين مهم ترين دليل بر بطلان خلافت ابوبکر و اثبات خلافت اميرمؤمنان علی علیه السلام )نيست؟!……

مبحث:
نارضايتی و نفرين حضرت زهرا نسبت به خليفه اول :
زمانی که حضرت زهرا( علیها السلام ) پس از مضروب شدن توسط آن دو خليفه در بستر بيماری در منزل بودند، عمربن الخطاب و ابوبکر برای طلب بخشودگی به منزل ايشان آمدند و حضرت علی عليه السلام را واسطه قرار دادند، آنها وارد منزل شدند و سلام کردند ولی حضرت زهرا پاسخ نداده و رويشان را به ديوار کردند.
آن دو در باره اينکه پيامبر فرموده بود ارثی به جای نميگذارم (که يک روايت جعلی است) بحث کردند و خواستند فاطمه ازايشان راضی شود .حضرت زهرا (سلام الله عليها ) فرمودند:” آيا از رسول خدا شنيده بوديد که : ” رضای فاطمه رضای من است ” و ” غضب فاطمه غضب من است” “هرکس او را راضی کند مرا راضی کرده و هر کس او را خشمگين و ناراضی کند مرا ناراضی کرده است” آن دو گفتند: آری شنيده ايم. سپس حضرت زهرا فرمود:” من خدا و ملائک را شاهد مي گيرم که شما دو نفر من را غضبناک کرديد و از شما رضايت ندارم و پس از هر نمازم شما را نفرين می کنم.
ابوبکر شروع به گريه کردن کرد و گفت به خدا پناه می برم از غضب رسول خدا و غضب توای فاطمه و آن دو از خانه فاطمه بيرون رفته و پشيمان بودند. (الامامه والسياسه، ابن قتيبه الدینوری (۳۱))
سؤال :
ماجرای غصب فدک از حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) چه بوده است؟ آيا حق با حضرت فاطمه زهرا بود يا با خلفای زمان؟

پاسخ:
ابتدا ببينيم فدک چه بود وکجا بود؟ فدک سرزمين حاصلخيزی بود در حجاز نزديک قلعه خيبر درحدود ۱۴۰ کيلو متری شهر مدينه و در آن چشمه های جوشان و نخل های فراوان بود. پس از فتح خيبر ، يهوديان نيمی از فدک را به پيامبر واگذار کردند.؛ پس فدک ملک خاص پيامبر اسلام شد و به صورت غنائم جنگی نبود که تقسيم شود و لذا به مالکیت پيامبر اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در آمد و ایشان فدک را بين درماندگان و ابن سبيل و نيازمندان مصرف می کردند.، و به حضرت زهرا ( علیها السلام ) بخشیدند .
طبری در تاريخش می نويسد: پيامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در حيات خود فدک را به حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) بخشيدند.
مسئله غصب فدک تنها مسئله اقتصادی و درختان خرما و آب و ملک معمولی نبود بلکه به علل زير غصب فدک مسائل تاريخی و سياسی داشت: (تفسير دُر المنثور ، ج ۴ ص۱۷۷ / کنز العمال ج ۲ ص۱۵۸)
۱- اگر چنانچه فدک در دست خاندان پيامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) بود ، يک امتياز بزرگ معنوی محسوب می شد، و اين دليل بر مقام و منزلت آنان در پيشگاه خدا و ( ذاالقربی ) يا خويشاوندی آنان با رسول خدا بود. و فدک سبب می شد که مردم مسأله خلافت علی بن ابی طالب عليه السلام را پيگيری کنند و اين برای خلفای وقت قابل تحمل نبود.
۲- فدک از ديدگاه اقتصادی هم مهم بود، زمانيکه غضب شد علی علیه السلام )و خاندان او در مضيقه شديد اقتصادی قرارگرفتند و توان سياسی آنها هم تحليل رفت و وجود فدک در دست خاندان پيامبر پشتوانه مسأله ولايت می شد ، همانگونه که اموال حضرت خديجه پشتوانه پيشرفت اسلام شد. لذا با غضب فدک اهل بيت پيامبر منزوی شدند و دستشان از مال و قدرت تهی شد.
۳- اگر خلفای وقت حاضر می شدند فدک را به عنوان ميراث پيامبر يا بخشش و هديه آن حضرت در اختيار حضرت فاطمه زهرا ( علیها السلام ) قراردهند راهی باز می شد تا حضرت مسأله خلافت را مطالبه کنند!.
ابن ابی الحديد در شرح نهج البلاغه اين موضوع را منعکس کرده است : او می گويد : از استادم علی بن فارقی مدّرس مدرسه بغداد سؤال کردم آيا فاطمه ( علیها السلام ) در ادعای مالکيت فدک صادق بود؟

گفت : آری پرسيدم : پس چرا ابوبکر فدک را به اونداد . استادم تبسمی کرد و گفت :” اگر ابوبکر آن روز فدک را به فاطمه ( علیها السلام ) می داد، فردا حضرت فاطمه ( علیها السلام ) به سراغش می آمد و ادعای خلافت برای همسرش می کرد و ابوبکر را از مقامش کنار می زد، و ابوبکر عذری نداشت ، زيرا با دادن فدک به فاطمه پذيرفته بود که هر چه فاطمه ادعا کند راست می گويد و نياز به شاهد ندارد! ” (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد ج۴ ص۷۸)
لذا اين اعتراف دو دانشمند اهل سنت دليل زنده ای جهت تبيين بار سياسی مسئله فدک است. آری دو خليفه کسی را آزردند و با دست و لگد و تازيانه حضرتش را شکنجه کردند که پدر بزرگوارش رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مکرر در حق او فرمودند : (فاطمهُ بضعةٌ منی ، من آذاها فقد آذانی و من آذانی فقد آذی الله و من آذی الله دخل النار “.
حضرت فاطمه ( علیها السلام ) پارة تن من است ، هرکس او را بيازارد مرا آزرده است ، و هر کس مرا بیازارد خدا را آزرده و جهنمی است ! . (صحيح بخاری ج ۲ ص۳۰۸ / صحيح مسلم ج ۴ ص ۱۹۰۲)
ام ايمن خانمی بود که رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) شهادت داده بودند که او از زنان بهشت است . ام ايمن در جريان غصب فدک به ابوبکر گفت: از رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) شنيدم که فرمودند :” فاطمه سيده زنان اهل بهشت است”. سپس ام ايمن به ابوبکر گفت :” جبرئیل نزد پيامبر خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) آمد و آيه ( و آتِ ذا القربی حقّه ) ( اسراء -۲۶ ) را نازل کرد . يعنی خداوند می فرمايد: حق خويشاوندان عطا کن .
و جبرئل به پيامبر گفت :” (ذالقربی) فاطمه زهرا( علیها السلام ) است . سپس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فدک را به امر پروردگار به فاطمه ( علیها السلام ) بخشيدند و فرمودند :” ای علی و ای ام ايمن شما شاهد باشيد “. اما دو خليفه شهادت امام علی (علیه السلام )و ام ايمن و حتی اسماء بنت عميس که در آن زمان همسر ابوبکر بود را قبول نکردند . بدين گونه فدک از زهراء مرضيه ( علیها السلام ) غصب شد . ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحديد ج۲ ص۱۶۱)
حضرت زهرا سلام الله عليها ميراث پدرشان را از ابوبکر مطالبه کردند و ابوبکر نتوانست بر ادعاهای ساختگی خودش گواه آورد لذا متوسل به زورشد و کتاب را ناديده گرفت ، حتی سهم خويشاوندان پيامبر اکرم يعنی خمس را هم از آنها ساقط کرد در حاليکه نصّ آيه 🙁 واعلموا انّما غنمتم من شئ فاَنّ لله خُمُسَه و للرسول و لذی القربی …) يعنی بدانيد که آنچه از غنائم بدست آوريد ، بدرستيکه برای خداست يک پنجم آن (خمس) و برای رسول خداست و ( ذی القربی ) يعنی خانواده رسول خدا ( حضرت زهرا ) . اين آيه به صراحت حق فدک و ارث خاص پيامبر را به دخت عزيزش نشان می دهد . و می دانيم که زکات و صدقات بر اهل بيت پيامبر حلال نيست . در تفسير طبری هم آمده است که رسول خدا و اهل بيتش از صدقه و زکات استفاده نمی کردند و خداوند خمس را بر ايشان مقرر داشت .
حضرت زهرا سلام الله عليها سه حق ثابت خود را از ابوبکر مطالبه کردند: ۱- ارث پدری: که بر طبق صريح قرآن نصف ما ترک پيامبر مربوط به تنها دخت رسول خدااست.
( وان کانت واحدةً فلا النصف). يعنی زمانی که فرزند دختر يکی باشد، وارث نصف ماترک پدراست.
۲- فدک ، که رسول اکرم به امر خدا وآيه (وآت ذا القربی حقه ) يعنی حق خويشاوندان را به آنها ببخش ، و لذا آن حضرت فدک را به حضرت زهرا بخشيده بود. ۳-سهم ذی القربی ازخمس (سهم سادات) .
اما ابوبکر دربرابر اين حقوق حضرت فاطمه ، تنها تمسک به يک حديث جعلی کرد مبنی براينکه پيامبر فرموده: ( ماگروه پيامبران ارثی باقی نمی گذاريم و آنچه باقی بماند صدقه است). برفرض که اين روايت صحيح باشد ابوبکر تنها می بايست ارث پيامبر را در اختيار حاکم وقت و بيت المال قرار دهد، در حاليکه فدک مربوط به ما تَرک پيامبر نبود، ملک پيامبر بود که در زمان حيات به دخترش بخشيده بود .
ابن ابی الحديد از چند طريق در باره خطبه حضرت فاطمه ( علیها السلام ) بحث و نقل کرده است. او می نويسد زمانيکه ابوبکر فدک را مصادره کرد حضرت زهرا به مسجد مدينه وارد شدند و مقدماتی را بيان کرده و سپس فرمودند: ای پسر ابو قحافه! آيا در کتاب خداست که تواز پدرت ارث ببری و من از پدرم ارث نبرم ؟ مگر نه اینکه خدا در سوره نمل آيه ۱۶ می فرمايد: ( و ورث سليمانُ داودَ ) سليمان از ملک پدرش داود ارث برد .
اما متأسفانه ابوبکر تمام حق و حقوق و ارث و فدک را به فاطمه زهرا نداد و غصب کرد.، فاطمه ای که آيه
تطهير و مباهله و سوره انسان و بسياری از آيات قرآنی که درباره اولی القربی و خويشان پيامبر است در حق ايشان است.
سؤال وشبهه :
وهابيان ادعا دارند درباره ائمه در قرآن آيه ای موجود نيست ، آيا در تأويل آيات قرآنی ، آياتی در شأن و مقام حضرت زهرا (سلام الله عليها ) موجود است؟
پاسخ: بيش از ۲۰۰ آيه از منابع اهل سنت در شأن حضرت زهرا سلام الله عليها نازل و تأويل شده است .
برای مثال و نمونه و اثبات حقانيت و عظمت مقام حضرت فاطمه از مآخذ اهل سنت آياتی را با سند می آوريم تا برای وهابيان وبرخی فرق اهل سنت ثابت شود که برای امام علی و حضرت زهرا و ائمه اطهار عليهم السلام آياتی در کتب خودشان در عظمت مقام آنان نازل شده است .
۱-درسوره کوثر آيه ۱ آمده است : ” انّا اعطيناک الکوثر” فخررازی در تفسير الکبير چنين نوشته است:
کوثر به معنی اولاد پر برکت حضرت فاطمه زهرا است.
کوثر يا خير کثير و برکات که خداوند به نسل پيامبر اسلام داده است.در رد عيب جويي هايی که دشمنان می کردند که پيامبر بی نسل است ، خداوند از دخترش نسل پاک و فراوان سادات را به ايشان عطا نمود که در سراسر دنيا منتشرند گرچه ظالمين در طول زمان به قتل سادات علوی و فاطمی و حسينی مشغول بودند، اما همه شاهدند که آثاری از نسل پليد بنی اميه باقی نمانده و يا قليل اند. ( التفسير الکبير ج ۳ تفسير کوثر )

۲- در سوره الدهر (الانسان) : در اين سوره آياتی در تأويل اهل بيت پيامبر نازل شده است.
بخصوص آياتی که درباره اطعام اهل بيت فی سبيل الله در جريان ۳روز روزه داری حضرت زهرا
( حضرت علی و امام حسن و امام حسين عليهم السلام است ، آنجا که می فرمايد :” إنّما نطعمکم لوجه الله لا نريد منکم جزاء و لا شکورا” ما اهل بيت رسول الله شما فقير و يتيم و اسير را برای رضای خدا اطعام می کنيم و هيچگونه پاداش و تشکری از شما نمی جوئيم.
علامه آلوسی از اهل سنت و نيز القرطبی در تفسير (الجامعه لأ حکام القرآن ) و نيز الخازن در تفسيرش (لباب التأويل فی معانی التنزيل ) وافراد ديگر آورده اند که از ابن ابی عباس نقل شده است که اين آيات درباره علی بن ابی طالب عليه السلام نازل شده زمانيکه از يک يهودی مقداری جو خريد و آسياب کرد و پس از ۳ روز روزه گرفتن با همسر و فرزندش برای نذری که جهت شفای فرزندش کرده بود، در۳ شب به ترتيب فقير و يتيم و اسير از اين خانواده غذا طلبيدند و آنها ايثار کرده و افطار خود را به آنها دادند و سپس اين آيات برای اين خاندان پاک نازل شد. ( تفسير الخازن – تفسير سوره الدهر / تفسير القرطبی – سوره دهر )
اين مفسرين از اهل سنت در تفاسيرشان تأييد کردند که اين آيات در حق علی بن ابی طالب و فاطمه و
حسن وحسين عليهم السلام نازل شده است.

۳-سوره نساء –آيه ۱- ” واتقوا الله الذی تساء لون به والارحام”
حافظ الحسکانی حنفی روايت کرده می نويسد : خبر داد ابو محمد الحسنی الجوهری به اسناد مذکور تا ابن عباس که الارحام در شأن رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و اهل بيت و خويشان ايشان نازل شده است . روز قيامت تمام روابط و نسبت ها قطع می شوند بجز سبب و نسب مربوط به رسول خدا صلی الله عليه وآله.و حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها از اهل بيت رسول الله هستند و آيه مشمول حال ايشان هم می گردد. (شواهد التنزيل ج ص ۱۳۵)
خوانندگان آگاه توجه دارند که آيات متعد دی در شأن حضرت زهرا سلام الله عليها در قرآن هست و در منابع مستند اهل سنت تأييد شده است و نيز احاديث و روايت از پيامبر در شأن ايشان است، با اينهمه شواهد چگونه وهابيت و گروه های ديگر جرأ ت می کنند به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها دخت گرامی پيامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) جسارت کنند و ظا لمين و غاصبين را تأييد می کنند!؟ .
سؤال :
آيا در صحيحين ( کتب حديث صحيح بخاری و مسلم ) در شأن و مقام حضرت فاطمه
( سلام الله عليها ) احاديث و روايات صحيح آمده است يا خير؟
پاسخ :
با استناد به کتب صحيح علمای اهل تسنن ، بخاری از مسوربن مخرمه نقل می کند که رسول خدا فرمودند:” فاطمه پاره تن من است ، هرکس او را خشمناک کند مرا خشمناک کرده است .
در روايت ديگری عايشه می گويد : روزی حضرت فاطمه (سلام الله عليها) به خدمت پيامبر آمد، رسولخدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در گوش فاطمه زهرا ( علیها السلام ) مطلبی را فرمودند ، فاطمه ( علیها السلام ) گريه کرد، سپس نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مطلب ديگری به ايشان فرمودند، ايندفعه حضرت فاطمه ( علیها السلام ) بسيار خوشنود و خندان شدند.
پس از شهادت و وفات رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) عايشه می گويد از حضرت زهرا ( علیها السلام ) درباره سفارش رسول خدا( صلی الله علیه و آله و سلم ) در آنروز پرسيدم ، فرمودند : ” پدرم رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) در آنروز ، فرمودند:” امسال جبرئیل دو بار قرآن را بر من عرضه داشت و مرگ من نزديک است و من گريه کردم ، سپس در گوشم گفتند : آيا راضی نمی شوی که سيده زنان بهشت و مؤمنين باشی ، آنگاه من بسيار شاد شدم . آری علمای اهل تسنّن در مقام ودعظمت حضرت فاطمه (سلام الله عليها ) در کتب صحيحشان بطور متواتر سخن رانده و نگاشته اند ، امّا متأسفانه در عمل چه ظلم ها که در حق دخت پيامبر شان انجام دادند! و بعد هم آن را توجيه کردند که خلفا مجتهد بودند و به اجتهادشان عمل کردند!؟.
( حدیث «بضعة منّی» در منابع اهل سنت:
حدیث دیگر که آن هم از مسلّمات بوده و نزد شیعه و سنی مشهور است، اینکه پیامبر صلوات الله علیه و آله در مورد حضرت‌فاطمه سلام الله علیها فرمود که «فاطمه پاره تن من است (بضعة منّی)؛ هر کس او را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده و هر کس که فاطمه از او راضی باشد، من از او راضی هستم» .مضمون این حدیث با عبارات مختلف در منابع شیعه و سنی آمده است که نمونه‌هایی از آن را در لینک‌های زیر می‌توان یافت:
۱- مسنداحمد/پیشین/ج۴/ص۵
۲- صحیح بخاری/ پیشین/ج۴/ص۲۱۰
۳- صحیح مسلم/پیشین/ج۷/ص۱۴۱
۴- سنن ابن ماجه پیشین/ج۱ /ص۶۴۴
۵- مستدرک حاکم نیشابوری/پیشین/ج۲ /ص۱۵۹
۶- سنن ابی داوود/ دارالفکر/چاپ اول/۱۴۱۰ق /ج۱ /ص۴۶۰
۷- سنن نسائی/چاپ بیروت/۱۴۱۱ق /ج۵ /ص۹۷

جمع بندی :
خوانندگان محترم در يافتند که کتب و علمای اهل سنت و وهابيت معترفند که زهرای مرضيه ( علیها السلام ) مظلومه بوده اند و توسط برخی از خلفا و صحابه رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) مورد ستم قرار گرفته اند. کسی که خدا و رسولش بسيار در مورد ايشان سفارش کرده بودند و حرمتشان حرمت خدا و رسول بود، در زمان پدر نيز چه رنج ها و ظلم ها را تحمل نموده و با همسرعزيزشان از ناحيه دشمنان ومعاندين و منافقين تحت فشارهای شدید واقع شدند تا جائی که از حضرت اميرالمؤمنين عليهم السلام خواستند که در شب دفن شوند و قبرشان از دستبرد ظالمین مخفی بماند .
در برابر غصب فدک وغصب مقام خلافت ِ اميرالمؤمنين علیه السلام )، حضرت زهرا( علیها السلام ) بسيار رنج و مصيبت دیدند و بالاخره مورد ستم و ضرب و جسارت واقع شدند و به شهادت رسيدند.

خلاصه اينکه سلف وهابيت سلف صالحی نبودند و وهابيت بايد اعتراف کند که سلف آنها درباره ی رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و دخت گرامی اش و اهل بيت رسول الله ( صلی الله علیه و آله و سلم ) جفای آشکار کرده و از نام اسلام و دين محمد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) سوء استفاده کرده و مردم را گمراه کردند.