استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

بسم الله الرحمن الرحیم

خداشناسی و توحید

نیاز انسان به دین پاک :

انسان موجودی است مرکب از تن و روان ، عقل و هوای نفس ، فطرت انسانها در جستجوی سعادت مادی و معنوی و رسیدن به کمال مقصود از هستی خویش است .

حیات هر انسانی دو بعد دارد : فردی و اجتماعی ، لذا انسان نیازمند برنامه ای است که تضمین کننده سعادت مادی و معنوی و حیات پاک فردی و اجتماعی باشد  . دینی که بر پایه فطرت پاک انسان ها باشد .

۲- اثر دین در زندگی شخصی

زندگی انسان دارای اصل و فرع است . اصل ، زندگی خودِ انسان است و فرع آن همسر ، فرزند ، مال ، و وابستگی هاست .

حبّ ذات و نفس ، زندگی انسان را با آفتهایی عجین کرده است ، آفتِ غم ، نگرانی ، ترس  ، غصه برای آنچه که ندارد و ترس و نگرانی از این که مبادا حوادث روزگار آنچه را دارد  از او بگیرد .

ایمان به خدا هر دو آفت را ریشه کن می کند ، چون با انجام وظایف بندگی ، می داند که خدا او را به آنچه خیر و سعادت است می رساند و از آنچه مایه شر است باز می دارد .

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [۱]

الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ [۲]

( همانا اولیای الهی نه ترسی بر آنها است و نه نگران می شوند ، آنان کسانی هستند که ایمان دارند به خدا پرهیز کارند )

« آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى شوند»

 « همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده‏ اند »

۳- اثر دین در زندگی اجتماعی :

انسان دارای شهوت و غضب است و با غریزه ء افزون طلبی که دارد به هیچ حدی محدود نیست هوایِ نفسِ سرکشِ انسان با شهوت شکم ، دامن ، مال و مقام ، غضب ،  برای اقناع هوس پایان ناپذیر خود هیچ مرزی نمی شناسد ، نتیجه اینکه  حیات انسان با چنین شهوات جز فساد ، و با چنان غضبی جز خونریزی و خانمان سوزی نیست .

اما قدرتی که نفسِ سرکشِ انسان را مهار می کند و شهوات و غضب انسان را تعدیل می کند هما نا ایمان به خدا و مبدا و معاد و ثواب و عقاب است .

۴ –  ارزش اصول عقاید دینی :

فطرت انسان عاشق علم است و ارزش انسان به عقل است ، و میوه عقل علم است اگر به هر انسانی نسبت جهل یا دوانگی بدهند غمگین می شود و اگر به او نسبت عالم بدهند مسرور می شود . شرف و ارزش هر علمی بستگی به موضوع ونتیجه آن علمی است که انسان دارد .

برترین علوم ، علومی است که انسان را به سعادت جاودانی و خدا ی بی همتا برساند . چون ثمره و نتیجه این علوم رسیدن به ایمان و عمل صالح و خیر است که اینها وسیله سعادت جاودانی انسانها در دنیا و آخرت اند.

در احادیث هم وارد شده که : (همانا برترین واجبات برای انسان  ، معرفت پروردگار و اقرار برای او به بندگی است ) [۳]

 ۵ –  شرط رسیدن به معرفت و ایمان به خدا چیست ؟

انسان در مقابل هر پدیده ای در جستجوی آورنده آن است و فطرت آدم ها تشنه یافتن سرچشمه وجود و هستی است .

اما کسانی که آلوده به ظلم هستند فطرتش  آنان را به خدا نمی رساند .

آنان که به وجود خدای متعال و واحد شک دارند اگر به عقل و فطرت پاک و سلیم خود برگردند  بی شک به معرفت و ایمان می رسند

وَالَّذينَ جاهَدوا فينا لَنَهدِيَنَّهُم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنينَ[۴]

آنان  که در راه رسیدن به ما (خدا ) تلاش و تفکر می کنند البته آنان را به راههای خداشناسی هدایت می کنیم .

 

راههای رسیدن به ایمان به خدا

راههای رسیدن به ایمان به  خداوند متعال متعدد است

الف : هر گاه انسان به خود و آنچه در حیطه عقل و ادراک اوست بنگرد می یابد که نبودن آن ذره محال نیست  یعنی بود و نبود ش ممکن است ( ممکن الوجود ) یعنی روزی این ذره یا شيء نبوده و حالا هست و در آینده می میرد پس هر چیزی که بود ونبودش ممکن است محتاج به سبب یا مسبب است که او را هستی بخشد ، یا بوجود  آورنده آن شی خودِ آن شی است و یا خارج از وجود است اما خود آن شی که روزی نبوده پس چگونه می تواند خود را ایجاد  کند پس در خارج از آنچیز یا شی یک هستی بخشی باید آنرا بوجود آورده باشد .

آنچه در ذات خود تاریک و عدم بوده است محال است بتواند به خود روشنی بخشد تا چه رسد به غیر خود .

نتیجه اینکه وجود پدیده ها دلیل بر وجود حقیقتی است فراتر از آنها  ،که صاحب علم و قدرت حیات ازلی و وابسته به ذات خود اوست و البته به غیر نیست و آن ( خدا ) است خدایی که عدم و نیستی هرگز در ذاتش راه ندارد  نیست .

ب : اگر در بیابانی برگی پیدا شود که حروف الفبا را مرتب از الف تا یا رویش نوشته شده باشد ضمیر و عقل هر انسانی شهادت می دهد که نقشِ حروف و ترتیب آنها در اثر فهم و عقل سازنده و نویسنده ای است یعنی درک می کند که که حتما شخص عاقل و عالمی بوده که این حروف را مرتب نوشته است . آیا ترکیب یک گیاه وگل و هر جنبده ای از عناصر اولیه آن از ترتیب آن حروف الفبا که دلیل  بر نویسنده اش هست کمتر است ؟

چگونه است که تخم یک کبوتر برای مثال پس از مدتی که مادرش روی آن می نشیند باز می شود و ان جوجه زیبا با تمام اجزاء مورد نیاز زندگی اش را ظاهر می کند ایا مطالعه درباره همین مثال و باز شدن تخم جوجه و رشد آن ما را هدایت نمی کند به اینکه خالقی حکیم و غیبی با برنامه ریزی دقیق تمام این مراحل خلقت را هدایت می کند . یا در مثال خلقت انسان اگر ابروها زیر چشم ها بود و یا سوراخ های بینی به سمت بالا بود چه می شد ایا  این زیبایی ها در خلقت هر پدیده از روی تصادف است ؟ ایا عقل باور می کند که اینهمه نظم ناشی از بی شعوری و تصادف است ؟

امام هشتم (علیه السلام ) به کسی فرمودند ( حتی اگر فرض کنیم که خدایی و قیامتی در کارنباشد ما از نماز و روزه و زکات و ایمان به خدا و روز جزا و احکام دین ضرری نکرده ایم زیرا وظایف دینی ما را  به کارهای خیر و ترک منکرات هدایت می کند و موجب ارامش روح و اصلاح جامعه است و جلب خیرو دفع شر با داشتن دین و ایمان صحیح لازم است )[۵]

ج : تحولات ماده و طبیعت دلیل بر وجود قدرتی برتر از ماده و طبیعت است  زیرا ماده بودن هر شی محتاج به وجود شی دیگری است که از مبدا هستی و ماوراء جسم و طبیعت منشاء دارد .

د : انسان به  حبّ فطرت خود را موجودی وابسته و نیازمند به غیر می داند و لی مشغولیت های زندگی و وابستگی هایش مانع می شود که به آن نقطه اتکای حقیقی پی ببرد اما زمانی که بیچارگی انسان از هر جهت به او روی اورد و از همه جا نا امید شد وجدان خفته او بیدار می شود  و بی اختیار از آن غنی بالذات (خدا ) که در فطرت و نهاد اوست و به او متکی است استمداد می طلبد

وراه دیگر رسیدن به آن حقیقت جاودان  ، طهارت نفس و تقوی و پرهیز از آلودگی های اخلاقی و نفسانی است و پرهیز از گناهان و غفلت و جهل است .

توحید :

توحید  یا یگانگی خداوند عبارت است از اعتقاد به آن که خداوند یگانه ای  است که هیچگونه ترکیب از اجزا  و صفات در او راه ندارد زیرا وجود هر شی یا موجود مرکب محتاج به اجزاء  و ترکیب کننده  آن اجزاء است و وجود شی محتاج  محال است بخشنده   (وجود )  به خود و یا به غیر خود باشد خداوند در خداوندی و صفت هم شریکی ندارد .

توحید مراتبی دارد

۱ تو حید ذات : هر موجودی مرکب است به جز ذات اقدس خداوند متعال که واحدی است که احدیت عین ذات اوست .

موجودات دیگر قابل تقسیم اند به ماده و صورت ، و نیازمند  زمان و مکان اند و نیازمند همه چیز است برای ادامه حیات .

امیر المومنین علی ( علیه السلام ) در مورد احدیت و یگانگی خداوند فرمودند : ( این گفتار که خدا واحد است بر چهار قسم است ، دو وجه آن برخداوند روا نیست و  دو وجه آن ثابت و رواست 

آن دو وجه که بر خدا جایز نیست عبارتند از :

الف واحدی است که در اعداد است ، وحدانیت او وحدانیت عددی نیست ، زیرا هر واحدی که دومی دارد بر واحدی که ثانی ندارد گفته نمی شود .

در سوره مائده ایه ۷۳ آمده است ( البته کافر شدند کسانی که گفتند : خدا سومین سه تا است ) مسیحیان قائل بودند که خدا یکی است و در همانحال سه تا است و این شرک و کفر است .

ب واحدی است که از آن نوعی از جنس اراده می شود چنان که گفته شد ( او واحدی از مردمان است ) اطلاق واحد به این معنی که فردی از صنف و نوع است بر خداوند روا نیست چون در این اطلاق تشبیه است و خداوند هیچگونه شبیه ندارد .

اما دو وجهی که بر خدا جایز است  و می توان درباره خدا گفت عبارتند از :

ج : او واحدی است که چیزی شبیه او نیست

د : خداوند عزو جل احدی است که در وجود و عقل و خیال قسمت پذیر نیست [۶]

  • – توحید ذات و صفات : یعنی صفات ذاتی خداوند مانند حیات و علم و قدرت ، عین ذات خداوند است و گرنه تعدد ذات و صفات مستلزم ترکیب و تجزیه می شود و ترکیب از اجزاء مستلزم احتیاج به اجزاء است و خدا نیازمند نیست – امیرالمومنین علی (علیه السلام ) فرمودند : اول عبادت خدا معرفت اوست و اصل معرفت خداوند توحید اوست و نظام توحید خدا نفی صفات ( اضافی ) از اوست زیرا به شهادت عقول هر صفت و موصوفی مخلوق است و هر مخلوقی شهادت می دهد که برایش خالق و بوجود آورند ای است .[۷]
  • – توحید در الوهیت : ( وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ) [۸]

خدای شما خدای یکتا ست ، نیست خدایی جز او ، خدای بخشنده مهربان

پس خداوند در معبود و اله بودن یگانه است و هیچ شریکی ندارد .

  • – توحید در ربوبیت ( قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبّاً وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‏ءٍ) [۹]

بگو ایا غیر از الله  پروردگاری بجویم حال انکه او پرودگار همه چیز است .

یعنی خداوند متعال یگانه خدایی است که تمام خلقت را پرورش و هدایت کرده و به سوی کمال رشد می دهد .

۶-  توحید در ملک و مالکیت (وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا ) [۱۰]

بگو حمد برای خدایی است که نگرفته است فرزندی و نه می باشد برای او شریکی در ملک و تمام جهان .

پس خداوند متعال تنها مالک تمام هستی است .

توحید در خلق و خالقیت : (قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ)[۱۱]

بگو الله است افریننده همه چیز و آن یکتای قهار و بی هم تا ست ( همه چیز مخلوق خدایند )

۷-  توحید در عبادت : بندگی منحصر به خدای یکتاست (قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) [۱۲]

بگو ایا عبادت می کنید غیر از خدای واحد را آنچه را که مالک نیست برای شما نفعی ونه ضرری

۸ – توحید در امر و حکم  : (أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ) [۱۳]

همانا برای خداست خلق وامر بلند مرتبه است خداوند که پرورش دهنده عالمیان است .

۹- توحید در خوف :  (فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ) [۱۴]

پس نترسید از ایشان و بترسید از من ( خدای واحد) اگر مومن هستید

۱۰ – توحید نفع و ضرر

(قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ) بگو مالک نیستم برای نفس خود هیچ نفع و ضرری مگر آنچه را خدا بخواهد . یعنی هر چه داریم و نداریم از آن خداست مخلوقات مالک هیچ نفعی و ضرری نیستند ، هیچکس نمی تواند به ما ضرر رساند مگر انکه خدا بخواهد .

۱۱-  توحید در رزق (قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ)[۱۵]

بگو کیست که ازآسمان ها و زمین به شما روزی می دهد بگو (الله ) است رازق حقیقی خداوند است

۱۲- توحید در توکل (وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا ) [۱۶]

و توکل کند به خدا و بس است خداوند که وکیل ما باشد .

۱۳- توحید در عمل : (وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزَى) [۱۷]

و حال آن که برای احدی در نزد او نعمتی نبود که جزا داده شود مگر در جلب رضای خداوند .

۱۴-  توحید در توجه

(إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) [۱۸]

من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم

(كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) [۱۹]

جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مى ‏شويد

بحث توحید و تعدد خدایان

تعدد خدایان اشتراک در الوهیت و خداوندی را می طلبد چون هر دو خدا یا بیشتر،  اله هستند و تعدد الهه ها دارای امتیاز و اشتراک در خداهاست واین یعنی هر خدایی محتاج به دیگری است و کامل نیست .

خداوند یگانه موجودی است که برای او حدی نیست زیرا هر محدودی  مرکب است از وجود و حدود وجود . پس هر چه را حدی باشد کمال ندارد اما خدای یگانه تصور دومی برای او محال است و اگر خدا شریک داشته باشد محدود و متناهی می شود ( نهایت دارد و ابدی نیست )

وحدت نظم و ناظم :

از وحدت نظم در جزء و کل جهان وحدت ناظم و خالق ثابت می شود و روشن می شود که جزء و کل مخلوق یک خالق علیم و قدیم و حکیم است مثل اینکه ترکیب اجزای یک درخت و زمین و افتاب و ارتباط منظومه شمسی به سایر منظومه ها و کهکشانها حکایت از وحدت خالق  آنها می کند .

از امام جعفر صادق (علیه السلام ) پرسیده شد : چرا جایز نیست که صانع عالم بیش از یکی باشد ؟ فرمودند : اگر ادعا کنی که دو خداست باید بین آنها یک  فاصله و فرجه ای باشد تا دو تا شوند پس آن شکاف و فاصله و آن دوخدا با هم سه جزء می شوند  و باز بین آن سه دو فرجه و فاصله لازم می آید و با هم پنج تا می شوند و همینطور این فاصله ها و فرجه ها تا بی نهایت افزایش پیدا می کنند در نتیجه اگر خدا بیش از یکی باشد باید خدایان نا متناهی در عدد موجود باشند .

ایمان به وحدانیت خداوند متعال و اینکه هر چه هست از اوست و بازگشتش به سوی اوست . در سه جمله خلاصه می شود ( لا اله الا الله ) ، ( لاحول ولا قوه الا بالله ) ،( والی الله ترجع الامور ) . سعادتمند کسی است که این سه کلمه طیبه ذکر مستمر او باشد و به این سه کلمه بیدار شود و بخوابد زندگی کند و بمیرد و به حقیقت ( انا لله و انا الیه راجعون ) نایل شود .

ایمان به توحید خدا موجب تمرکز و اراده  فرد و جامعه به یک هدف والا است که بالاتر از او وبه جز او هدفی نیست .

با تمرکز نفس ، یا تمرین تمرکز در آن نقطه انسان قادر خواهد شد توانایی های حیرت انگیز از خود بروز دهد ، آن نقطه واحد ( نورالسموات و الارض ) است . و هر فرد یا جامعه ای که به آن کانون نور الهی نایل و وابسته شود، خود کانون خیر و سعادت و کمال خواهد شد . شهادت زبانی به ( لا اله الا الله ) موجب صیانت جان و مال در دنیا و شهادت قبلی به آن موجب نجات از عذاب اتش و جزای آن بهشت برین است . و این کلمه طیبه مظهر رحمانیت و رحیمیت است .

از ائمه معصومین (علیهم السلام ) نقل است : کسی که این کلمات طیبه ذکر مداوم او باشد در مقابل امواج سهمگین حوادث و وسواس  وهوسها  کشتی دل را به لنگر ( لا اله الا الله ) از گرداب مهلکه ها نجات می دهد ( الذین امنو و تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکر الله تطمن القلوب ) [۲۰]

کسانی که ایمان به خد اورند ……

کلمه طیبه ( لا اله الا الله ) مشتمل بر اسم مقدس (الله ) است که بزرگترین اسم از اسماء خداوند است و تفسیرش آن است که : او کسی است که هر مخلوقی در ناامیدی از غیر خدا او را می خواند .[۲۱]

 

 

[۱] – یونس -۶۲

[۲] – یونس – ۶۳

[۳] . بحارالانوار ،ج ۴ ص ۵۵

[۴] – عنکبوت ۶۹

[۵] – التوحید ، جامعه المدرسین قم ، ص ۲۵

[۶] -بحارالانوار ، ج ۳ ، ص ۲۰۶

[۷] – بحار الانوار ،ج ۵۴ ،ص ۴۳

[۸] –  بقره -۱۶۳

[۹] –  انعام – ۱۶۴

[۱۰] – اسراء – ۱۱۱

[۱۱] –  رعد -۱۶

[۱۲] – مائده -۷۶

[۱۳] – اعراف-۵۴

[۱۴] – اعراف – ۱۸۸

[۱۵] – سباء -۲۴

[۱۶] –  احزاب -۳

[۱۷] – لیل -۱۹

[۱۸] – انعام – ۷۹

[۱۹] – قصص -۸۸

[۲۰] – رعد -۲۸

[۲۱] – رک . اشنایی با اصول دین . ایه الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی ) صفحات (۱۰-۴۸)