استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن
جَزَع و مواسات
دهه محرم آن ده روزی است كه رنج و درد و مصيبت سيدالشهداء و اهل بيت او را به ياد می آورد، شيعه در اين ده روز به خصوص روز آخر ( روز عاشورا ) با عزاداری و گريه و اشك ريختن و مجسم ساختن صحنه های درد و غم آن روز با شبيه خوانی و كفن پوشيدن و شمشير بر سر زدن و خون ريختن، در حقيقت آنچه كه بر حسين (ع) و فرزندان و اصحاب او در آن روز گذشت را به ياد خود و جهانيان می آورد و يك نوع مواسات و برابری بين خود و آنان بر قرار می سازد .
با انجام اين مراسم ( به هر نوع و شكل آن ) خود و ديگران را به گريه می آورد و مشمول احاديث زيادی می شود كه برای بكاء و گريه بر حسين اجر فراوانی قرار داده شده است . و حديث پيامبر (ص) كه فرمود : “اِنّ لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لا تبرد أبداً” [۱].
( به جهت كشته شدن حسين حرارتی در قلوب مؤمنان ايجاد شده كه هرگز سرد نمی گردد ) را بر خود تطبيق می دهد. اين حرارت گاهی مانند آتشفشانی می شود و صاحب آن را از خود بی خود می سازد، آنگاه است كه او گريبان چاك می دهد، بر سر و صورت می كوبد و خود را به خون آغشته می سازد و اين حرارت هيچگاه سرد و خاموش نمی گردد .
در حقيقت پيامبر و اهل بيت با بيانات رسای خود چراغ سبزی را برای عاشق حسين بن علی نشان داده اند و او را در جزع و بی قراری در مصيبت او آزاد گذارده اند و دليل اين مطلب احاديث و روايات زير است:
۱- عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قال : حد ثني أبي رحمه الله عن سعد بن عبد الله عن أبي عبد الله الجاموراني عن الحسن بن علي بن أبي حمزة عن أبيه عن أبي عبد الله(ع)قال: سمعته يقول “انّ البكاء و الجزع مكروه للعبد في كلّ‌ ما جزع ما خلا البكاء و الجزع علی الحسين بن علي(ع)فانه فيه مأجور”[۲].
از حضرت صادق (ع) روايت گشته كه فرمود، گريه و جزع (از خود بی خود شدن ) مكروه است مگر گريه و جزعی كه برای حسين بن علی باشد كه آن اَجر و ثواب دارد .
۲-  عن أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قال: حد ثني أبي رحمه الله عن سعد بن عبد الله منهما جميعاً عن محمد بن سنان عن عمّار بن فروان عن سماعة بن مهران عن أبي عبد الله (ع)قال: “انه كان لله رسولاً نبياً تسلّط عليه قومه فقشروا جلدة وجهه و فروة رأسه فأتاه رسول من ربّ العالمين فقالَ له ربّك يقرؤک السلام و يقول قد رأيت ما صنع بك وقد أمرني بطاعتك فمُرني بما شئت. فقال يكون لي بالحسين اُسوة” [۳].
 از حضرت صادق (ع) روايت گشته كه فرمود: كه خدا پيامبری داشت و قومش بر او مسلط گشتند، پس آنها پوست صورت و جلد سر او را كندند، پس ملكی از سوی خدا بر او نازل گشت و به او گفت، خدای تو بر تو سلام می رساند و می گويد آنچه را كه با تو شد ديدم و مرا أمر فرموده كه از تو اطاعت كنم، پس هر آنچه می خواهی به من أمر كن، آن پيامبر گفت: چيزی نمی خواهم، می خواهم حسين اسوه من باشد ( يعنی با حسين مواسات كنم ) .
اين حديث كه به طرق مختلف روايت شده است و روايت صحيحه ای است بسيار شكننده و محكم است كه به مسئله جزع از يكسو و مواسات با حسين از سوی ديگر اشاره دارد .
چگونه می شود بر حسين جزع كرد كه به حدّ مواسات با او رسيد. در اين حديث آن پيامبر با حسين بن علی بدين صورت مواسات نمود كه پوست صورت و سر او را كندند. حال ببينيم شيعه چگونه بايد با حسين مواسات كند؟ مقداری سرخ شدن سينه، مقداری بر گونه زدن، مقداری خون ريختن در راه مواسات او آيا چيز بزرگی است؟ و آيا مواسات حاصل می شود؟! اين سؤالی است كه هر كس كه می خواهد مزد رسالت را به نبی اكرم (ص) پس دهد بايد از خود بكند .
در حديث مشابه حديث قبل آمده است كه اين پيامبر همان پيامبری است كه خدا در قرآن در مدح و بزرگداشت او می فرمايد : و اذكُر في الكتاب اسماعيل انه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيّاً .
كه حضرت صادق (ع) در تفسير اين آيه فرموده اند اين اسماعيلی كه در قرآن ذكرش آمده است اسماعيل بن ابراهيم نيست بلكه پيامبری است كه خدا  او را به سوی قومش فرستاد و قوم او بر او شورش كردند و او را چنان كردند كه آمد[۴].
خدای متعال از اين پيامبر به صادق الوعد تعبير می فرمايد: زيرا ايستادگی او به حدّی رسيد كه با حسين بن علی (ع) مواسات نمود، پس مسئله مواسات يك أمر مهم و محبوب در نزد خداست و شعائر حسينی هم هر چه با صحنه عاشورا بيشتر مطابقت داشته باشد به مواسات با حسين بن علی (ع) نزديكتر است، پس كفن پوشيدن و شمشير بدست گرفتن و خون جاری كردن صحنه عاشورا را مجسم می سازد و شيعه و پيرو حسين بدين وسيله فرياد يا ليتنا كُنّا معكم بر می دارد و با اصحاب حسين (ع) و حسين بن علی (ع) به مواسات بر می خيزد .
۳- أباالفضل العباس در روز عاشورا با حرارت شديد و تشنگی كشنده با حسين و أهل بيتش به مواسات بر خواست و آب را از دستانش ريخت و آن را نياشاميد .
۴- در أحاديث ذكر شده كه أنبياء در عبورشان از كربلا هر كدام به گونه ای ناراحتی و مصيبت ديدند تا به مواسات با حسين بن علی بپردازند[۵].
حديثی را كامل الزيارات نقل می كند كه در آن مسئله جزع و مواسات به صورتی بيان گرديده كه در حقيقت شخصی كه در راه حسين (ع) و أهل بيت (ع) درد و آزار ببيند از ثواب عظيم و درجات بالائی برخوردار خواهد شد كه اطلاق ديدن آزار و درد كشيدن اينست كه حتی اگر اين درد با مواسات با آنان باشد و حتی اگر در مسير مواسات با حسين (ع) به آزار و ناراحتی بيفتد. و اين حديث همان حديثی است که در صفحه نوزدهم همين کتاب ، حديث يازدهم آمد :
۵- عن جعفر بن محمد بن قولويه قال: ….. و ايّما مؤمن مسّه أذیً فينا فدمعت عيناه حتی تسيل علی خدّه من مضاضة ما اُوذي فينا صرف الله عن وجهه الأذی و آمنه يوم القيامة من سخطه و النار” [۶].
حضرت باقر (ع) فرمودند كه حضرت علی بن الحسين (ع) می فرمود: ….. و هر مؤمنی كه أذيتی او را بيازارد تا جائی كه اشك بر گونه اش جاری شود و آن اشك از همان دردی باشد كه در راه ما به ناراحتی و اذيّت افتاده، خدا ناراحتی و اذيت را از مقابل او بر طرف می كند و او را در روز قيامت ايمن از غضبش و ايمن از آتش قرار می دهد .
روايتی از حضرت صادق (ع) نقل شده كه در آن به صراحت تأييد پيامبر اكرم را به آنچه كه زنان انصار انجام دادند و جزعی كه نمودند نشان می دهد و آن روايت چنين است :
۶- “قد خدشن الوجوه و نشرن الشعور و جززن النواحي و خرقن الجيوب و حَزَمن البطون علی النبي(ص)، فلمّا رأينه قال لهنّ خيراً و أمرهنّ أن يستترن و يدخلن مناز لهن”[۷].
زنان انصار پس از داستان جنگ احد و شهادت مسلمانان در آن جنگ صورتها را خراش دادند وموها را پريشان كردند و بر پيشانيها زدند و يقه ها را چاك دادند و … وقتی پيامبر را ديدند، پس حضرت به آنها كلمات خوبی گفت و به آنها دستور داد تا خود را بپوشانند و داخل در منازل شوند .
۷- و نيز در حديثی از حضرت صادق (ع) روايت گشته : ” … و لقد شققن الجيوب و لطمن الخدود الفاطميات علی الحسين بن علي عليهما السلام و علی مثله تلطم الخدود و تشقّ الجيوب”[۸].
حضرت صادق (ع) در حديثی فرمودند فاطميات (زنان فاطمی) گريبانها را دريدند و بر صورتها زدند به جهت شهادت حسين بن علی. و بر مانند حسين به صورتها زده ميشود و گريبانها و يقه ها چاك داده می شود .
۸- و در روايتی نقل شده كه حضرت عسكری در شهادت پدرش از خانه خارج شد و پيراهنش از جلو و عقب چاك داده شده بود [۹].
از مجموعه اين أحاديث و أحاديث ديگر فهميده می شود كه جزع در روز مصيبت امام أبی عبد الله الحسين (ع) و أهل بيت أطهار (ع) اَمری است محبوب و پسنديده و اظهار آن به صورتهای مختلف است و اگر آن اظهار جزع با هدف مواسات با حضرت أبی عبدالله (ع) و أصحاب و اهل بيتش همراه باشد مقبول تر است، يعنی هر چه شديدتر باشد پسنديده تر و محبوبتر است.

 


[۱] مستدرک الوسائل ۱۰ : ۳۱۸ .
[۲] کامل الزيارات باب ۳۲ باب ثواب من بکی علی الحسين بن علی ح ۲ .
[۳] کامل الزيارات باب ۱۹ باب علم الانبياء بقتل الحسين بن علی ح ۲ ،   وسائل الشيعة ۲۰ : ۹۰۹ باب ۷۷ باب استحباب احتساب البلاء … .
[۴] کامل الزيارات باب ۱۹ باب علم الانبياء بقتل الحسين بن علي ح ۳ .
[۵] بحار الانوار ۴۴ : ۲۴۴- ۲۴۳ .
[۶] کامل الزيارات باب ۳۲ باب ثواب من بکی علی الحسين بن علی ح ۱ .
[۷] الکافي ۸ : ۳۲۲ .
[۸] وسائل الشيعة ۱۵ : ۵۸۳ باب ۳۱ باب کفارة شق الثوب ح ۱ .
[۹] وسائل الشيعة ۲ : ۹۱۶ باب ۸۴ باب کراهة الصياح علی الميت ح ۴ .