استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن
جزع و بی تابی و از خود بيخود شدن
جزع و بی تابی كردن در مصائب اهل بيت (ع) نه تنها مباح است بلكه امری است كه در روايات بر آن تأكيد و ترغيب شده است تا جائی كه نفس كشيدن انسانی كه به جزع می افتد و مهموم است أجر و ثواب دارد. روايات جزع به تواتر نقل شده است و نمی توان خدشه و اشکالی در آن پديد آورد. و معنای جزع و بی تابی كردن چيزی جُز مرتبه بالای مهموم شدن و غمناك گرديدن نيست تا جائی كه انسان ممكن است دست از غذا خوردن هم بكشد و به گريه و فرياد و بيزاری از زندگی بيفتد. و اين امر در مصيبت سيد الشهداء امام ابی عبد الله الحسين (ع) بروز و ظهور بيشتری دارد تا حدی كه حضرت زينب (س)چنين می كردند و امام زين العابدين (ع) جزع و بی تابی می كردند و حتی در حديثی ملائكه هم به جزع افتادند. البته همچنانكه خواهد آمد جزع مراتب مختلفی دارد كه همه اش مورد تأييد معصومين (ع) است .
۱- عن المفيد عن ابن قولويه عن أبيه عن سعد عن البرقي عن سليمان بن مسلم الكندي عن ابن غزوان عن عيسی بن أبي منصور عن أبان بن تغلب عن أبي عبد الله(ع)قال: نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همّهُ لنا عبادة و كتمان سرّنا جهادٌ في سبيل الله [۱].
روايت شده است كه حضرت صادق (ع) فرمودند: نفس كشيدن كسی كه به سبب ظلم به ما مهموم و غمگين است تسبيح حساب می گردد و غم و اندوه او برای ما عبادت است و كتمان اسرار ما جهاد در راه خدا حساب می شود .
۲- عن ابن قولويه قال: حدثني أبي رحمه الله و محمد بن عبد الله و علي بن الحسين و محمد بن الحسن رحمهم الله جميعاً عن عبد الله بن جعفر الحميري عن موسی بن عمر عن غسان البصري عن معاوية بن وهب عن أبي عبد الله(ع)قال: ( في حديث طويل ) …: و ارحم تلك القلوب التي جزعت و احترقت لنا … الحديث [۲].
راوی نقل می كند كه حضرت صادق (ع) در دعای خويش فرمودند: خدايا رحم نما آن قلبهایی را كه برای ما و در راه ما جزع كرد و سوخت.
۳- عن ابن قولويه قال: حدثني أبو عيسی عبيد الله بن الفضل بن محمد بن هلال الطائي البصري قال: حدثني ابو عثمان سعيد ابن محمد قال: حدّثنا محمد بن سلام بن يسار ( سيّار ) الكوفي قال: حدثني قدامة بن زايدة عن أبيه قال: قال علي بن الحسين (ع) (في حديث طويل)… : لمّا أصابنا بالطف ما أصابنا و قُتل من كان معه من ولده و اخوته و ساير أهله و حُملت حرمه و نساؤه علی الأقتاب يُراد بنا الكوفة فجعلتُ أنظر اليهم صرعی و لم يواروا فعظم ذلك في صدري و اشتدّ لما أری منهم قلقي فكادت نفسي تخرج، و تبيّنت ذلك منّي عمّتي زينب الكبری بنت علي (ع)، فقالت: مالي أراك تجود بنفسك يا بقية جدّي و أبي و اخوتي. فقلت و كيف لا أجزع و أهلع، و قد أری سيدي و اخوتي و عمومتي و ولد عمي وأهلي مصرّعين بدمائهم مرمّلين … الحديث [۳].
راوی نقل می كند كه حضرت سجاد (ع) فرمود: آنگاه آنچه را كه در كربلا واقع شد ديديم و آن افرادی كه با او ( حسين (ع) ) بودند كشته شدند، پسرانش و برادرانش و أهل بيتش، و آنگاه که حرم و خانمهای حرم نشين را حركت دادند و آهنگ كوفه نمودند، پس من به بدنهای آن عزيزان نظر كردم كه كشته شده بر روی زمين افتاده بودند در حالی كه برروی آنها چيزی كشيده نشده بود، پس اين مطلب در قلب من سنگين و بزرگ آمد به صورتی كه روحم نزديك بود از بدنم خارج گردد، و عمه ام زينب كبری اين حالت را در من ديد و لذا به من گفت چه شده است كه می بينم چنين با خودت می كنی ای كسی كه بازمانده جدّم و پدرم و برادرانم هستی. پس من به ايشان گفتم كه چگونه جزع نكنم و بی قرار نباشم در حالی كه می بينم كه سيدّم و برادرانم و عموهايم و پسر عموهايم و أهل بيتم چنين به خون خود آغشته اند و بر زمين افتاده اند .
۴- عن ابن قولويه قال: حدّثني أبي و أخي رحمهما الله عن أحمد بن ادريس و محمد بن يحيی جميعاً عن العمركي بن علي البوفكي قال: حدّثنا يحيی و كان في خدمة أبي جعفر الثاني(ع)عن علي عن صفوان الجمّال عن أبي عبد الله(ع)قال: سئلته في طريق المدينَة و نحن نريد مكة فقلت يا ابن رسول الله ما لي أراك كئيباً حزيناً منكسراً، فقال(ع): لو تسمع ما أسمع لشغلك عن مسئلتي. قلت: فما الذي تسمع؟ قال(ع): ابتهال الملائكة الی الله عزوجل علی قتلة امير المؤمنين و قتلة الحسين(ع)و نوح الجن و بكاء الملائكة الذين حوله و شدة جزعهم، فمن يتهنّأ مع هذا بطعام أو بشراب أو نوم [۴]؟.
راوی می گويد در راه مدينه در حالی كه ما قصد مكه را داشتيم از حضرت صادق (ع) پرسيدم ای پسر پيامبر چرا شما را غمگين و حزين و شكسته می بينم. پس حضرت فرمود: اگر تو می شنيدی آنچه را که من می شنوم ديگر اين سؤال را از من نمی كردی. از ايشان پرسيدم چه چيز را شما می شنويد؟ حضرت فرمود: تضرع ملائكه در نزد خدا در نفرين و لعن بر قاتلان اميرالمؤمنين و قاتلان حسين   (ع)و نوحه جن و گريه ملائكه ای كه بر گرد قبر او هستند از شدت جزع و بی قراری آنها، پس با همه اين ها چه كسی از غذا يا نوشيدن يا خواب شاد می گردد ؟.

 


[۱] بحار الأنوار ۴۴ : ۲۷۸ .
[۲] کامل الزيارات باب۴۰ باب دعاء رسول الله و علي و فاطمة والأئمة عليهم السلام لزوار الحسين ح۲ .
[۳] کامل الزيارات باب ۸۸ باب فضل کربلاء و زيارة الحسين عليه السلام ح ۱ ، بحار الأنوار ۲ : ۵۶ .
[۴] کامل الزيارات باب ۲۸ باب بکاء السماء و الأرض علی قتل الحسين عليه السلام
 ح ۱۸ ، بحار الأنوار ۴۵ : ۲۲۶ .