استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

در این بخش مطالبی متفرقه ازمنابع متفرقه در مورد حقانیت مکتب تشیع و امامت امیرالمومنین علی علیه السلام و نیز مسائل مهم اعتقادی درج گردیده که با ذکر مصادر انها ذکر شده است.

گاهی مطالب با یکدیگرربط خاصی ندارند ولی ذکر انها اهمیت دارد.

قال الامام الشافعی

اذا فی مجلس ذکروا علیا                  وسبطیه وفاطمة الزکیة

فاجری بعضهم ذکری سواه               فایقن انه سلقلقیة (زنی که از دبرش حیض شود)

اذا ذکروا علیا او بنیه                              تشاغل بالروایات العلیة

یقال تجاوزوا یا قوم هذا                         فهذا من حدیث الرافضیة

برئت الی المهیمن من اناس                      یرون الرفض حب الفاطمیة

علی آل الرسول صلاة ربی                      ولعنته لتلک الجاهلیة

سلیمان بلخی حنفی ضمن باب ۶۲ ینابیع المودة ص ۳۵۵(چاب اسلامبول) و سید مومن شبلنجی در ص ۱۳۹ نور الابصار چاپ ۱۲۹۰و نورالدین ابن صباغ مالکی در ص ۴ فصول المهمة و نیز حافظ جمال الدین زرندی در معراج الوصول بعد از این اشعار گفته اند که شافعی گفت:

قالوا ترفضت قلت کلا                             ما الرفض دینی ولا اعتقادی

لکن تولیت غیر شک                              خیر امام و خیر هاد

ان کان حب الوصی رفضا                       فاننی ارفض العباد

یا قوت حموی در ص ۳۸۷ جلد ششم معجم الادباء وابن حجر مکی در ص ۷۹ ضمن فصل دوم از باب ۹ صواعق چاپ مصر سال ۱۳۱۲ و امام فخر رازی در ص ۴۰۶ جلد ۷ تفسیر کبیرش ذیل آیه شریفه: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی، و خطیب خوارزمی ۱۲۹ مقتل الحسین فصل ۱۳ و سید مومن شبلنجی در ص ۱۴۰ نورالابصار چاپ ۱۳۹۰ ضمن باب ۲ و سلیمان بلخی حنفی در ص ۳۵۶ چاپ اسلامبول باب ۶۲ ینابیع المودة از ربیع بن سلیمان اصحاب شافعی نقل کرده اند که گفت:

یا راکبا قف بالمحصب من منی         واهتف ساکن خیفها والناهض

سحرا اذا فاض الحجیج الی منی         فیضا کملتطم الفرات الفائض

ان کان رفضا حب آل محمد              فلیشهد الثقلان انی رافض

علامه شیخ عبدالله بن محمد بن عامر شبروا وی در ص ۲۹ کتاب الاتحاف بحب الاشراف و سید ابی بکر بن شهاب الدین علوی در ص ۳۱ از باب ۲ و ص۴۹ از باب ۴ رشفة الصادی من بحر فضائل بن النبی الهادی چاب مطبعه اعلامیه مصر ۱۳۰۳ و حافظ جهاد الدین زرندی در معراج الوصول فی معرفة آل الرسول وابن حجر مکی در ص ۸۸ صواعق محرقه از شافعی نقل کرده اند:

یا اهل بیت رسول الله حبکم              فرض من الله فی القرآن انزله

کفاکم من عظیم القدر انکم                من لم یصل علیکم لا صلوة له

میرسید علی همدانی شافعی در مودت دوم از مودة القربی از جابربن عبدالله انصاری نقل مینماید که رسول اکرم فرمود:

الزموا مودتنا اهل البیت فان من اتقی الله و هو یودنا دخل الجنة معنا و الذی نفس محمد بیده لاینفع عبدا عمله الا بمعرفة حقنا.

ابن حجر مصری مکی در فصل دوم صواعق از ابویعلی از سلمة ابن اکوع نقل نمود که آن حضرت فرمود:

النجوم امان لِاَهل السماء و اُ هلبیتی امان لامتی من الاختلاف.

حول المهدی علیه السلام:

-شیخ الاسلام حموینی در فرائد السمطین و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۲۷ ینابیع المودة از عبایة بن ربعی از جابربن عبدلله الانصاری نقل مینماید که رسول اکرم صل الله علیه و آله فرمود:

انا سید النبین و علي سید الوصیین و ان اوصیا ئي بعدي اثناعشر اولهم علي و آخر هم القائم المهدي علیه السلام.

-و نیز شیخ الاسلام حموینی در فرائد از سعید بن جبیر از ابن عباس نقل میکند که رسول اکرم فرمود:

ان خلفائي و اوصیائي و حجج الله علی الخلق بعدي الاثناعشراولهم علي و آخرهم ولدي المهدي، فینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلي خلف المهدي و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب.

-خواجه کلان حنفی در باب ۷۹ ینابیع المودة از فصل الخطاب خواجه سید محمد پارسا(از اکابر علمای عامه) نقل می کند:… ولم یخلف و لدا غیر ابی القاسم محمد المنتظر المسمی بالقائم و الحجة و المهدی و صاحب الزمان و خاتم الائمه الاثناعشر عند الامامّیة و کان مولد المنتظر لیلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسین و مائتین، امه ام ولد یقال له نرجس توفی ابوه و هوابن خمس سنین فاختفی الی الان.

-و حافظ ابن اجر مکی در ص ۱۲۷ صواعق محرقه بعد از شرح حالات امام یازدهم گوید:

و لم یخلف غیر ولده (ابی القاسم محمد الحجة) و عمره عند وفات ابیه خمس سنین لکن اتاه الله فیها الحکمة ویسمی القائم المنتظر لانه ستر بالمدینة و غاب فلم یعرف این ذهب.

-شیخ صلاح الدین صفدی در شرح الدائره نوشته است:

ان المهدی الموعود هو الامام الثانی عشر من الائمة اولهم سیدنا علی و آخرهم المهدی رضی الله عنهم.

-ابوعبدالله فقیه محمد بن یوسف گنجی شافعی در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان در آخر باب ۲۰ نوشته:

ان المهدی ولد الحسن العسکری فهو حّی موجود باق منذ غیبته الی الان و لا امتناع فی بقائه بدلیل بقاء عیسی و الخضر و الیاس علیهم السلام

{در آیه ۱۳ سوره ۲۹ عنکبوت میفرماید: و لقد ارسلنا نوحاً الی قومه فلبث فیهم الف سنة الاخمسین عاماً. آنچه بصراحت آیه شریفه معلوم میشود، مدت دعوت قبل از طوفان، حضرت نوح نهصد و پنجاه سال بوده و قطعا چهل سال متجاوز داشته که مبعوث شده و بعد از طوفانهم باقل روایات چهارصد سال دیگر هم جهت تمشیت امور در امت زندگانی نمود، که جمعا می شود ۱۴۰۰ سال، و جمعی ۱۹۵۰ سال عمر او را نوشته اند.}

-خواجه کلان شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع از جابر بن عبدالله انصاری نقل مینماید که رسول اکرم فرمود:

من انکر خروج المهدی فقد کفر بما انزل علی محمد صل الله علیه وآله و سلم.

-شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۷۵ ینابیع المودة از ابوالمویّد موفق بن احمد اخطب خطباء خوارزم بسند خودش از عبدلرحمن بن ابی لیلی از پدرش نقل مینماید که گفت در روز خیبر رسول اکرم صل الله علیه و آله وسلم علَمَ را به علی بن ابیطالب علیه السلام داد و خداوند بدست آن حضرت فتح نصیب مسلمانان نمود و در غدیر خم علی علیه السلام را به مردم شناسانید با این عبارت که:

انه مولی کل مومن و مومنة و قال له انت منی و انا منک و انت تقاتل علی التاویل کما قاتلت علی التنزیل و انت منی بمنزلة هارون من موسی و انا سلم لمن سالمک و حرب لمن حاربک و انت العروة الوثقی و انت تبین ما اشتبه علیهم من بعدی و انت امام و ولی کل مومن و مومنة بعدی و انت الذی انزل الله فیه و اذان من الله و رسوله الی الناس یوم الحج الاکبر و انت الاخذ بسنتی و ذاب البدع عن ملتی و انا اول من انشق الارض عنه و انت معی فی الجنة و اول من یدخلها انا و انت و الحسن و الحسین و فاطمة و ان الله اوحی الیّ ان أخبرک فضلک فقمت به بین الناس و بلغتهم ما امرنی الله تبلیغه و ذلک قوله تعالی(یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک…)

آنگاه فرمود:

یا علی اتق الضغائن (کینه ها) التی هی فی صدور من لا یظهرها الا بعد موتی اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون، ثم بکی صل الله علیه و آله وسلم و قال اخبرنی جبرئیل انهم یظلمونه بعدی و ان ذلک الظلم یبقی حتی اذا قام قائمهم و علت کلمتهم و اجتمعت الامة علی محبتهم و کان الشأنی لهم قلیلا و الکاره لهم ذلیلا، و کثرالمادح لهم، و ذلک حین تغیرت البلاء و ضعف العباد و الیاس من الفرج، فعند ذلک یظهر قائم المهدی من ولدی یقوم یظهر الله الحق بهم و یخمد الباطل باسیافهم و یتبعهم الناس راغبا الیهم او خائفا ثم قال معاشر الناس ابشروا بالفرج فان وعدالله حق لایخلف و قضائه لایرد و هو الحکیم الخبیر و ان فتح الله قریب.

از ص ۱۰۳ شبهای پیشاور:

صدوق از علمای قرن چهارم هجری در کتاب عیون اخبارالرضا و نیز طبرسی در کتاب احتجاج شرح مناظره ای بین هرون و موسی بن جعفر علیهما السلام در باب ذریه رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم چنین نقل میکند:

که حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام فرمود روزی در مجلس خلیفه هارون الرشید عباسی وارد شدم سوالاتی نمود که از جمله سوالات او این بود:

کیف قلتم انا ذریة النبی صل الله علیه و آله و سلم و النبی لم یعقب و انما العقب للذکر لا للانثی و انتم ولد البنت ولایکون له عقب .(چگونه میگوییدکه ما از نسل پیامبر هستیم و حال انکه پیامبر نسلی نداشت چون نسل برای مذکر است نه مونث و شما فرزندان دختر هستید که دنباله و نسل برای او نیست ).

حضرت در جواب او قرائت فرمود آیه ۸۴ از سوره ۶ (انعام) را: و من ذریته داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هرون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین، ثم قال الامام علیه السلام: من ابوعیسی یا امیرالمومنین ؟ (چه کسی پدر عیسی است ) هارون در جواب گفت: لیسی لعیسی اب،(برای عیسی پدرینیست) ثم قال علیه السلام : انما الحقه الله بذراری الانبیاء علیهم السلام من طریق مریم و لذلک الحقنا بذراری النبی من قبل امنا فاطمة.(حضرت فرمودند:بدرستیکه خدا عیسی را به فرزندان انبیاء از راه مریم ملحق نموده است و همچنین ما را به فرزندان پیامبر از راه مادرمان فاطمه ملحق نموده است.).

{و امام فخر رازی در ص ۱۲۴ جلد ۴ تفسیر کبیر، ذیل همین آیه شریفه در مسئله ۵ گوید:

آیه دلالت دارد بر اینکه حسن و حسین ذریه رسول الله می باشند برای آنکه خدا در این آیه عیسی را از ذریه ابراهیم قرار داده این انتساب از طرف مادر است، همچنین حسنین از طرف مادر ذریه رسول الله صل الله علیه وآله وسلم میباشند کما اینکه حضرت باقرالعلوم در نزد حجاج بهمین آیه استدلال نمود}

آنگاه حضرت امام موسی الکاظم علیه السلام فرمود: آیا زیاد بکنم دلیل از برای تو. هارون عرض کرد بیان کن . حضرت قرائت فرمودند آیه شریفه مباهله را که آیه ۵۴ از سوره ۳(آل عمران) است: فمن حاجک فیه من بعد ما جائک من العلم فقل تعالو ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل لعنة الله علی الکاذبین. آنگاه فرمود: احدی ادعا ننموده است که در موقع مباهله بامر پروردگار در مقابل نصاری پیامبر داخل نموده باشد در زیرکساء مگر علی بن ابیطالب و فاطمة و حسن و حسین علیهم السلام را، پس چنین مستفاد می شود که مراد از انفسنا علی بن ابیطالب و مراد از نسائنا فاطمه زهرا و مراد از ابنائنا حسن و حسین اند که خدا آنها را پسران رسول خود خوانده است.

-محمد بن یوسف گنجی شافعی در کفایت الطالب و ابن حجرمکی در کفایت الطالب و ابن حجر مکی در ص ۷۴ و ص۹۳ صواعق محرقه از طبرانی از جابربن عبدالله انصاری و خطیب خوارزمی در مناقب از ابن عباس نقل می کنند که رسول اکرم فرمود: ان الله عزوجل جعل ذریة کل نبي فی صلبه و جعل ذریتي فی صلب علی بن ابیطالب.

-ونیز خطیب خوارزمی در مناقب و میرسید علی همدانی شافعی در مودة القربی و امام احمد بن حنبل در مسند و سلیمان حنفی بلخی در ینابیع المودة نقل مینماید(بامختصر کم و زیادی در الفاظ) که رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمود:

ابنای هذان ریحانتان من الدینا، ابنای هذان امامان قاما او قعدا.

ابن حجر مکی در ص ۱۱۲ صواعق محرقه و محمد بن یوسف گنجی شافعی در آخر فصل اول بعد از صد ، باب کفایت الطالب و طبری در ترجمه حالات امام حسن علیه السلام نقل نموده اند از عمر بن الخطاب که گفت : انی سمعت رسول الله یقول: کل حسب و نسب فمنقطع یوم القیمة ما خلا حسبی و نسبی و کل بنی انثی عصبتهم لابیهم ما خلا بنی فاطمة فانی انا ابوهم و انا عصبتهم. (هر حسب و نسبی منقطع است روز قیامت مگر حسب و نسب من و هراولاد دختری عصبه و نسب آنها از جانب پدر است مگر اولاد فاطمةً که من پدر و عصبه آنها هستم)

و نیز شیخ عبدالله بن محمد عامر شبراوی شافعی در کتاب التحاف بحب الاشراف این حدیث فوق را از بیهقی و دارقطنی از عبدالله بن عمر از پدرش در موقع تزویج ام کلثوم نقل نموده، و جلال الدین سیوطی در کتاب احیاء المیت بفضائل اهل البیت نقلا از طبرانی در اوسط از خلیفه عمر نقل مینماید.

در مورد جمع بین الصلاتین:

-مسلم بن حجاج در باب الجمع بین الصلاتین فی الحضر در صحیح خود از ابن عباس نقل نموده که گفت: صلی رسول الله صل الله علیه آله و سلم الظهر و العصر جمعا و المغرب و العشاء جمعا فی غیر خوف و لاسفر.(رجوع شود)

-امام احمد بن حنبل در ص ۲۲۱ جزء اول مسند از ابن عباس: صلی رسول الله فی المدینة مقیما غیر مسافر سبعا و ثمانیا.

-بخاری هم همین روایات را در صحیح خود آورده ولی از محل خود که جمع بین الصلاتین است به محل دیگر انتقال داده چنانچه باب تاخیر الظهر الی العصر من کتاب مواقیت الصلاة و باب ذکر العشاء و العتمه و باب وقت المغرب.

احادیث من الرسول الاکرم حول الشیعة: (احادیثی از پیامبر پیرامون شیعه)

حافظ ابونعیم اصفهانی احمد بن عبدالله از اجله علمای اهل سنت در حلیة الاولیاء ده جلدی خو که مستخرج از صحیحین است که علاوه بر احادیث بخاری و مسلم احادیث بسیاری نقل نموده از ابن عباس نقل کرده که چون نازل شد آیه ۶ از سوره ۹۸ (البینه): ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیرالبریة جزاوهم عند ربهم جنات عدن تجری من تحتها الأنهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضواعنه، رسول اکرم خطاب کرد به علی بن ابیطالب و فرمود: یا علی هو انت وشیعتک تاتی انت و شیعتک یوم القیمه راضین مرضیین.

-ابوالمؤید موفق بن احمد خوارزمی در فصل هفدهم مناقب و حاکم ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله الحسکانی از فحول اعلام مفسرین عامه در کتاب شواهد التنزیل فی قواعد التفصیل، و محمد بین یوسف گنجی شافعی در ص۱۱۹ کفایت الطالب و سبط ابن جوزی در ص۳۱ تذکرة خواص الامة فی معرفة الائمة روایت نموده که حاکم ابوعبدالله حافظ (از علمای عامه) خبر داد ما را با اسناد مرفوع بیزید بن شراحیل انصاری کاتب حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب که گفت شنیدم از آن حضرت فرمود، وقت رحلت خاتم الانبیاء صل الله علیه و آله وسلم پشت مبارکش بسینه من بود فرمودند: یا علی تسمع قول الله تعالی ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریة…. هم شیعتک و موعدی و موعدکم الحوض اذا اجتمعت الامم للحساب تدعون غرا محجلین.(شما را آنروز غرمحجلین خوانند یعنی پیشوای سفید رویان).

-جلال الدین سیوطی در تفسیر خود درّ المنثور فی کتاب الله بالماثور، از ابوالقاسم علی بن الحسن معروف بابن عساکر دمشقی شافعی از علمای ۵۵۰ هجری از جابربن عبدالله انصاری نقل می کند که فرمود: در خدمت رسول اکرم بودیم که علی بن ابیطالب وارد شد، پیامبر فرمود: والذی نفسی بیده ان هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیمة، فنزل ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیرالبریة. و نیز در همان تفسیر از ابن عدی از ابن عباس روایت نموده که چون آیه مذکور نازل گردید رسول اکرم به امیرالمومنین علی فرمود: تاتی انت وشیعتک یوم القیامة راضین مرضیین.

-در فصل نهم مناقب خوارزمی مسندا از جابربن عبدالله انصاری نقل نموده که گفت خدمت رسول خدا بودیم، علی علیه السلام رو به ما آمد حضرت فرمودند: قد اتاکم اخی، آنگاه ملتفت شد بسمت کعبه و دست علی را گرفت و فرمود: و الذی نفسی بیده ان هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامة. سپس فرمود این علی اول از همه شما ایمان آورد و با وفاترین شما میباشد به عهد خدا و عادل ترین شماست در میان رعیت و تقسیم کننده تر از همه شماست بالسویة و مرتبه اش از همه شما در نزد پروردگار بزرگتر است، در همان وقت آیه مذکور نازل گردید.

و نیز ابن حجر در صواعق و ابن اثیر در جلد سوم نهایة همین خبر را در نزول آیه شریفه نقل کرده اند.

-ابن حجر در باب ۱۱ صواعق از حافظ جمال الدین محمد بین یوسف زرندی مدنی از علمای اهل عامه نقل نموده که چون آیه مذکوره نازل گردید رسول اکرم به علی فرمود: یا علی انت و شیعتک خیر البریة تا تی یوم القیمة انت و شیعتک راضین و مرضیین و یاتی عدوّک غضبانا مقمحین، فقال من عدوي، قال من تبرء منک و لعنک.

-علامه سمهودی در جواهر العقدین نقلا از حافظ جمال الدین زرندی مدنی و نورالدین علی بن محمد بن احمد مالکی ملکی مشهور با بن صباغ از کبار عامه در ص ۱۲۲ فصول المهمة از ابن عباس نقل می نمایند: که چون آیه مذکوره نازل شد، رسول اکرم به علی فرمود: هو انت و شیعتک تاتی یوم القیامة انت و هم راضین مرضیین و یاتی اعدائک غضبانا مقمحین.

-میرسید علی همدانی شافعی در کتاب مودة القربی و ابن حجر در صواعق محرقه از ام سلمة زوجه پیامبر نقل نموده اند که آن حضرت فرمود: یا علی انت و اصحابک فی الجنة، انت و شیعتک فی الجنة.

– موفق بن احمد اخطب الخطباء خوارزم در فصل نوزدهم مناقب مسندا نقل مینماید از رسول اکرم که به علی فرمودند: مثلک فی امتی مثل المسیح عیسی بن مریم(که قوم او سه فرقه شدند، فرقه ای مومنین و آنها حواریون بودند وفرقه ای دشمنان او و آنها یهود بودند و فرقه ای غلات که او را خدا و شریک او قرار دادند) فرقة شیعتک و هم المومنون و فرقه ای دشمنان تو هستند و آنها ناکثین و شکنندگان بیعت و فرقه ای غلوکنندگان درباره تو میباشند و آنها جاحدین و گمراهانند، فانت یا علی و شیعتک فی الجنة و محبوا شیعتک فی الجنة و عدوک و الغالی فیک فی النار.

-در مورد علی علیه السلام و اصحابه الخاص.

-حافظ ابونعیم اصفهانی در ص۱۷۲ جلد ۱ حلیة الاولیاء و ابن حجر مکی در حدیث ۵ در صواعق محرقه نقل نموده اند:

رسول خدا فرمود: ان الله امرنی بحب اربعة واخبرنی إن یحبهم، ثم قال: هم علی ابن ابیطالب و ابوذر و مقداد و سلمان.

-ابن حجر در حدیث ۳۹از ترمذی و حاکم از انس بن مالک نقل نموده اند که رسول اکرم فرمود:

الجنة تشتاق الی ثلاثة علی و عمار و سلمان

در صلوات و سلام بر آل محمد:

-اشکال نشود که خدا در سوره احزاب میفرماید: ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما که صلاة خاص به نبی است، چون خدا در همه جای قرآن فقط صلاة و سلام را بر انبیاء میفرستد مثل سلام علی نوح فی العالمین، سلام علی ابراهیم، سلام علی موسی و هرون، ولی در آیه ۱۳۰ سوره صافات میفرماید سلام علی آل یاسین و یاسین یکی از نامهای پیامبر است و خدا سلام بر آل او فرستاده ابن حجرمکی در صواعق محرقه در ذیل آیه سلیم از آیاتی که در فضل اهل بیت نقل نموده نوشته که جماعتی از مفسرین از ابن عباس نقل نموده اند که ان المراد لذلک ، سلام علی آل محمد.

-و امام فخر رازی ذکر نموده است: ان اهلبیته (صل الله علیه و آله) یسارونه فی خمسة اشیاء : فی السلام قال السلام علیک ایها النبی و قال السلام علی آلیاسین و فی الصلاة علیه و علیهم فی التشهد و فی الطهارة، قال تعالی طه یا طاهر و قال یطهرکم تطهیرا. وفی تحریم الصدقة و فی المحبة، قال تعالی، قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله و قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.

– و سید ابی بکر شهاب الدین علوی در ص ۲۴ باب اول رشفة الصادی من بحر فضائل بنی النبی الهادی، چاپ مصر ۱۳۰۳هـ نقل نموده که مراد از آلیس؛ آل محمدند و امام فخر رازی در ص ۱۶۳ جلد ۷ تفسیر کبیر ذیل همین آیه شریفه ضمن وجوهی در معنای آیه در وجه دوم گفته که مراد از الیاسین، آل محمد صل الله علیه و آهل وسلم است.

عدم جدائی صلوات بین نبی و آل او:

بخاری در جلد ۳ از صحیح و مسلم در جلد۱ صحیح و سلیمان بلخی حنفی در ینابیع المودة حتی ابن حجر متعصب در صواعق و … نقل کرده اند که چون آیه ان الله و ملائکته یصلون علی النبی… نازل شد عرض کردیم کیف نصلی علیک؟ فقال قولوا اللهم صل علی محمد و آل محمد و در روایات دیگر کما صلیت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید.

-امام فخر رازی در ص۷۹۷ جلد۶تفسیر کبیر نقل مینماید که از رسول اکرم سوال نمودند، چگونه بر شما صلوات بفرستیم فرمودند بگوئید: اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم انک حمید مجید.

-سید ابی بکر بن شهاب الدین علوی از ص۲۹تا ص۳۵ ضمن باب ۲ کتاب رشفة الصادی من بحر فضائل بنی النبی الهادی بیاناتی در وجوب صلوات بر محمد و آل محمد در صلاة دارد و دلائلی از نسائی و دار قطنی و ابن حجر و بیهقی از ابوبکر طرطوسی از ابواسحاق مروزی و از سهموری و نووی در تنقیح و شیخ سراج الدین قصیمی یمنی آورده که صلوات بر آل محمد بعد از نام مبارک محمد در تشهد نماز واجب است.

اخبار رویت الله تعالی از اهل سنت:

-در باب اخبار کفرآمیز حلول و اتحاد و عقیده به جسمانیت پروردگار و رویت او در دنیا یا آخرت چنانچه عده ای از حنابله و اشاعره قائلند رجوع شود به کتب معتبره عامه، مخصوصا ص ۱۰۰ ج۱ صحیح بخاری باب فضل السجود من کتاب الاذان و نیز ص ۹۲ ج ۴ باب الصراط من کتاب الرقاق و در ص۸۶ ج۱ صحیح مسلم باب اثبات الرؤیة المومنین ربهم فی الآخرة، و امام احمدبن حنبل در ص۲۷۵ ج۲ مسند.

-در مقابل در آیه۱۰۳سوره انعام میفرماید: لایدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و هو اللطیف الخبیر و در آیه ۳۹ سوره اعراف، جناب موسی در مقام مناجات عرض کرد: رب ارنی انظر الیک قال لن ترانی. و در باب توحید کتاب اصول کافی شیخ کلینی و نیز شیخ صدوق در کتاب توحید خود در باب ابطال عقیده رویة الله چنین می گویند که امام جعفر بن محمد الصادق علیها السلام فرمود:

جاء حبر الی امیرالمومنین (عالم یهودی به پیش حضرت آمد) فقال: یا امیرالمومنین هل رایت ربک حین عبدته؟ فقال: ما کنت اعبد رباً لم اره، قال و کیف رایته؟ قال علیه السلام: لا تدرکه العیون فی مشاهدة الابصار و لکن راته القلوب لحقایق الایمان.

-{و نیز امام احمد بن حنبل در ص۳۱۵ جزء دوم از مسند و نیز در صحیح مسلم در ص۳۰۹ در باب فضائل موسی و امام احمد بن حنبل در ص ۳۱۵ جزء دوم و طبری در تاریخ خود جلد اول اخباری خرافی و باطل نقل کرده اند.}

خرافه ای دیگر:

-{( بخاری در ص۱۲۰ ج ۲ صحیح خود و نیز مسلم در ج ۱ صحیح در باب الرخصه فی اللعب الذی لا معصیة فیه ایام العید از ابوهریره نقل مینماید که روز عیدی جمعی از سیاهان سودانی در مسجد رسول خدا جمع شده بودند وبا اسباب لهو و لعب مردم را سرگرم مینمودند، رسول اکرم به عایشه فرمود میل داری تماشا کنی عرض کرد بلی یا رسول الله، حضرت او را پشت خود سوار نمود به قسمی که سرش را از روی کتف آن حضرت کشیده و صورت به صورت مبارکش گذارد، حضرت برای لذت بردن عایشه آنها را ترغیب می نمود که خوب تر بازی کنند تا زمانی که عایشه خسته شد آنگاه او را بر زمین گذارد.

شفاعت و مسئلة وسیله قرار دادن ائمه علیهم السلام:

اگر اشکال شود که حاجت از امامان خواستن و توسل به آنها شرک است چون ما احتیاج بواسطه بشری نداریم جواب اینستکه مگر مطلق حاجت خواستن از خلق شرک است؟ اگر چنین باشد پس تمام خلائق مشکرند و ابدا موحدی یافت نگردد، پس چرا انبیاء از خلائق کمک می طلبیدند.

در آیات ۳۸ تا ۴۰ سوره ۲۷(نمل) توجه کرده که میفرماید: قال یا ایها الملأ ایکم یاتینی بعرشها قبل ان یاتونی مسلمین قال عفریت من الجن انا اتیک به قبل تقوم من مقامک و انی علیه لقوی امین- قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک فلما راه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربی. پس چرا سلیمان از خدا درخواست آوردن تخت را ننمود بلکه از مخلوق عاجز تقاضای حاجت وکمک نمود، پس مفهوم گفتار سلیمان این بود که کدامیک از شما می توانید با نیرویی که خدا داده به شما این امر را عملی نمائید و تخت بلقیس را قبل از آمدن خودش نزد من حاضر نمائید.

پس مطلق حاجت خواستن از خلق شرک نمی باشد، خدا دنیا را دار اسباب قرار داده و شرک امر قلبی است و اگر کسی را مورد توجه قرار داده و از او حاجت بطلبیم ولی او را شریک خدا و یا خدا ندانیم این شرک نیست.

-پس اگر مریضی از دکتر تقاضای کمک کرد و یا غریقی در میان دریا بدون اینکه از خدا کمک بخواهد فریاد زند و از مردم کمک بخواهد و یا اگر مظلومی از دولت تقاضای کمک کرد بر علیه ظالم و …همه اینها کفر و شرک نیست.

-خدا در قرآن در آیه ۳۹ سوره ۵ می فرماید:” یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة ” اکا بر علمای عامه از قبیل حافظ ابونعیم اصفهانی در نزول القرآن فی علی و حافظ ابوبکر شیرازی در ما نزل فی القرآن فی علی و امام احمد ثعلبی در تفسیر خود نقل مینمایند که مراد از وسیله در آیه شریفه، عترت و اهل بیت پیامبرند و ابن ابی الحدید معتزلی در ص۷۹ جد۴ شرح نهج البلاغه خطبه حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در قضیه غصب فدک در حضور مهاجر و انصار نقل نموده که در اول خطبه بی بی اشاره به این آیه فرموده به این عبارت که:

و احمد الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات و الارض الیه الوسیلة و نحن وسلیة فی خلقه.

و ثانیا پیامبر کرارا فرمود که انی تارک فیکم الثقلین… کتاب الله و عترتی، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی. و ابن حجر در صواعق محرقه ذیل آیه ۴ باب ۲۱ ص ۹۰ و ۸۹ می گوید: اعلم ان لحدیث التمسک بالثقلین طرقا کثیره وردت عن نیف و عشرین صحابیا.

-عمر مکرر در مواقع احتیاج، توسل به اهل بیت رسالت و عترت طاهره آن حضرت می جست و بوسیله آنها بسوی خدا میرفت تا نتیجه میگرفت:

ابن حجر مکی در صواعق محرقه بعد از آیه ۱۴ از تاریخ دمشق نقل مینماید که در سال ۱۷ هجری مکرر مردم برای استسقاء رفتند و نتیجه نگرفتند. همگی متاثر و پریشان شدند، عمر بن الخطاب گفت هرآینه فردا طلب می کنم آب را بوسیله کسی که حتما خدا بواسطه او به ما آب خواهد داد. صبح فردا که شد عمر نزد عباس عموی پیامبراکرم رفت و گفت اخرج بناحتی نستسقی الله بک. عباس گفت، عمر قدری بنشین تا وسیله فراهم کنم، آنگاه فرستاد بنی هاشم را خبر کردند لباس پاک پوشیده بوی خوش استعمال کردند، در آن حال جناب عباس بیرون آمد در حالتی که علی علیه السلام در جلو او و امام حسن علیه السلام طرف راست و اما حسین علیه السلام طرف چپ و بنی هاشم در عقب سرش، آنگاه گفت یا عمر احدی را با ما مخلوط منما، سپس به همین حال رفتند تا به مصلی، جناب عباس دست به مناجات برداشت، عرض کرد پروردگارا تو ما را خلق کردی و دانا بودی به آنچه ما عمل به آن مینمائیم آنگاه عرض کرد: اللهم کما تفضلت علینا فی اوله فتفضل علینا فی آخره.

جابر میگوید هنوز دعایش تمام نشده بود که ابرها حرکت و باران بنای باریدن را گذارد، هنوز ما به منزلهایمان نرسیده بودیم مگر از باران تر شدیم.

و نیز از بخاری نقل می نماید که در زمان قحطی عمر بوسیله عباس بن عبدالمطلب طلب آب از درگاه حق تعالی می نمود و عرض میکرد اللهم انا نتوسل الیک بعم نبّینا فاسقنا فُیسقون.

-و مادر دعای توسل حتی به خدا توجه داریم از طریق خواص او:

اللهم انی اسئلک واتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة محمد صل الله علیه و آله و سلم یا ابا القاسم یا رسول الله یا امام الرحمة یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله….

و در باب زیارت ائمه در اذن دخول و زیارت و دعاء زیارت همه اش توصیه خدای متعال و … معلوم و مبین است و نماز زیارت قربة الی الله و هدیه به آن صاحب قبر است، و نماز را و ثواب آنرا هدیه دادن شرک نیست. و اما بوسیدن عتبه، اظهار محبت به بزرگی است و سجده نیست.

سجده نمودن و بخاک افتادن شرک نیست:

سجده بعنوان تعظیم و تکریم (نه به نیت سجده) روی خاک افتادن کفر و شرک نیست چنانچه برادران یوسف در مقابل یوسف چنین سجده ای نمودند و دو پیامبر حاضر (یعقوب و یوسف) منعشان ننمودند، به صراحت آیه۱۰۱ سوره ۱۲ (یوسف) که میفرماید: و رفع ابویه علی العرش و خروا له سجدا و قال یا ابت هذا تاویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا.این موضوع را بیان نموده است .

مگر در چند جای قرآن خبر از سجده نمودن ملائکه به آدم ابوالبشر نمی دهد، آن هم به امر خدا، پس اگر این سجده ها شرک باشد، باید همه ساجدین و ملائکه مشرک و فقط ابلیس لعین موحد بوده که ترک سجده نمود.

بحث در مورد مذاهب اربعه عامه و امامت:

عامه به پیشوایان خود اطلاق امام می کنند، یعنی امام ابوحنیفه، امام شافعی، امام مالک، امام احمد حنبل. از قرن پنجم به امر پادشاه وقت آراء علمائشان جمع آوری شده و تبعیت در ۴ مذهب خلاصه شده و تا کنون تبعیت باید از یکی از این مذاهب کرد، با اینکه تطورات و مسائل مستحدثه ای هر روز واقع میشود، ولی باب اجتهاد بسته است و باید به آراء این چهار تن رجوع کرد، به خلاف شیعه که در فروع باب اجتهاد بازاست. انحصار امر تقلید به این چهار مذهب، دلیلی می خواهد و نصی از پیامبر که موجود نیست و انحصار تقلید (بدون) به این چهار تن توهین به علماء بعدی است که بعضی به مراتب علماً و فقاهتاً بیشتر از آن چهار تن می فهمیدند و بالاتر بودند.

آیا مذهب شیعه که به نص رسول الله واجب الاطاعه و تبعیه بوده و هست، مذهب سیاسی و من درآوردی است یا مذاهب اربعه ای که با نیات آن پیامبر را هم ندیدند و بعد ها پدید آمده مذهب سیاسی و من در آوردی است؟

ابن حجر در ص۱۳۵ صواعق باب وصیة النبی از آن حضرت نقل مینماید که فرمود، قرآن و عترت من در میان شما ودیعه من هستند که اگر بر روی آنها معاً و توأماً تمسک جستید هرگز گمراه نخواهید شد آنگاه ابن حجر میگوید مؤید این قول حدیث دیگری است که آن حضرت درباره قرآن و عترت فرموده است: فلا تقدموهما فتهلکوا ولاتقصروا عنهما فتهلکوا و لا تعلموهم فانهم اعلم منکم.

رد کردن علما عامه یکدیگر را:

-اصحاب ابی حنیفه و ابی حزم (علی بن احمد اند لسی متوفی سال ۴۵۶ قمری) وغیر هما پیوسته در مقام طعن به امام مالک و محمد بن ادریس شافعی هستند و اصحاب شافعی مانند امام الحرمین و امام غزالی و غیر آنها طعن به ابوحنیفه می زنند وبه مالک.

امام شافعی گوید که ماولد فی الاسلام اشأَم من ابی حیفه و نیز گفته نظرتُ فی کتب اصحاب ابی حنیفه فاذا فیها مأة ثلاثون ورقة خلاف الکتاب و السنة.

و ابو حامد غزالی در کتاب منخول فی علم الاصول گوید فاما ابو حنیفه قلب الشریعة ظهر البطن و شوّش مسلکها و غیرنظامها و اردف جمیع قواعد الشرع باصل ، هدم به شرع محمد المصطفی و من فعل شیئا من هذا مستحلا کفی و من فعله غیر مستحل (بدون تعمد) فسق.

امام غزالی در منخول گوید: ان ابا حنیفة النعمان بن ثابت الکوفی یلحن فی الکلام و لا یعرف اللغة و النحو ولا یعرف الاحادیث.

امامت:

-قاضی بیضاوی مفسر معروف عامه در کتاب منهاج الاصول ضمن بحث اخبار میگوید: ان الامامة من اعظم مسائل اصول الدین التی مخالفتها توجب الکفر و البدعة.

و ملا علی قوشجی در شرح تجرید مبحث امامت گوید: و هی ریاسة عامه فی امور الدین و الدنیا خلافة عن النبی.

-مقام امامت، مقامی بالاتر از مقام نبوت و رسالت و الوالعزمی است که خدای متعال ابراهیم را پس از نبوت ترفیع مقام داد به مقام امامت، لذا در آیه ۱۱۸ سوره ۲(بقره) میفرماید:

و اذا بتلی ابراهیم ربه بکلمات فأتمهن قال اني جاعلک للناس امام قال و من ذریتي قال لاینال عهدي الظالمین.

و مسلما مقام امامت از مقام نبوت عامه بالاتر است نه خاصه یعنی انبیاء همه در یک مقام نیستند چنانچه در آیه ۲۵۴ سوره بقره میفرماید: تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض منهم من کلم الله و رفع بعضهم درجات.

جار الله ز محشری در تفسیر کشاف گوید مراد به این بعضی، پیامبر ماست که فضیلت دارد بر انبیاء بفضائل بسیار و خصائص بی شمار که اهم از همه آنها مقام خاتمیت است.

-حدیث منزلت : یا علي انت مني بمنزلة هارون من موسی الا انه لانبي بعدي.

سند حدیث: ابوبکر محمد بن جعفر المطیری و ابواللیث نصربن محمد السمر قندی الحنفی در کتاب مجالس و محمد بن الرحمن ذهبی در ریاض النضرة و مولی علی متقی در کنزل العمال و ابن صباغ مالکی در ص۱۲۵ فصول المهمة نقلا از خصائص و امام الحرم در ذخائر العقبی و شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع المودة و ابن ابی الحدید در ص۲۵۸ جلد۳ شرح نهج البلاغه از نقض العثمانیة و شیخ ابوجعفر اسکافی در الفاظ از ابن عباس نقل کرده اند که گفت روزی عمربن الخطاب گفت واگذارید نام علی را(یعنی اینقدر غیبت نکنید)، زیرا من شنیدم از پیامبر که فرمود در علی سه خصلت است( که اگر یکی از آنها برای من که عمر هستم بود دوست تر میداشتم از هرچه آفتاب بر او میتابید)، آنگاه گفت:

کنت انا و ابوبکر و ابوعبیدة بن الجراح و نفر من اصحاب رسول الله و هو متکی علی علی بن ابیطالب حتی ضرب بیده منکبیه، ثم قال انت یا علی اول المومنین ایمانا و اولهم اسلاما، ثم قال انت مني بمنزلة هرون من موسی و کذب علی من زعم انه لیحبني و یبغضک.

-محمد بن طلحه شافعی در اول ص ۱۹ مطالب السوول پس از کشف اسرار در بیان منزلت هارون و توضیحاتی که میدهد اظهار کرده که: فتلخیص منزلة هرون من موسی انه کان اخاه و وزیره و عضده و شریکه فی النبوة و خلیفته علی قومه عند سفره (وچه سفری بالاتر از سفر آخرت) و قد جعل رسول الله علیا منه بهذه المنزلة.

-ملا علی بن سلطان محمد هروی قاری از علمای عامة در مرقاة شرح بر مشکوة در شرح حدیث منزله گفته:

فیه ایماء الی انه لو کان بعده نبیا لکان علّیاً.

و علامه شهید جلال الدین سیوطی در آخر کتاب بقیة الوعاظ فی طبقات الحفاظ با ذکر سلسله روات تا به جابربن عبدالله انصاری می گوید رسول اکرم به امیر المومنین فرمود:

اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هرون من موسی الا انه لانبی بعدی و لو کان لکنته.

-و نیز میرسید علی همدانی فقیه شافعی در حدیث دوم از مودة ششم (مودة القربی) از انس بن مالک روایت نموده که پیامبر فرمود:

ان الله اصطفانی علی الانبیاء فاختارلی وصیا و خیرت ابن عمی وصیی یشد عضدی کما یشد عضد موسی باخیه هرون و هو خلیفتی و وزیری و لو کان بعدی نبیاً لکان علی نبیا و لکن لا نبوة بعدی.

علی نظیر پیامبر بود:

-هو نظیره فی الطهارة بدلیل آیة التطهیر و ان الله اجری نفس علی مجری انفس النبی فقال: و من حاجک فیه من بعد ماجائک من العلم فقل تعالوا ندعُ ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم.

-وسد الابواب الا بابه یدل علی تشابه و وحدانیة علی علیه السلام و الرسول صلی الله علیه و آله وسلم:

امام احمد بن حنبل در ص ۱۷۵ جلد۱ و ص۲۶ ج ۲ و ص ۳۶۹ ج۴ مسند و امام ابوعبدالرحمن نسائی در سنن و ص ۱۳-۱۴ خصائص العلوی و حاکم نیشابوری در ص۱۱۷ و ص۱۲۵ جلد سوم مستدرک و سبط ابن جوزی در ص۲۴ و ص ۲۵ در تذکره با بیانات مشروحی اثبات این حدیث از طریق ترمذی و احمد مینمایند و ابن اثیر جرزی در ص ۱۲ أسنی المطالب و ابن حجر مکی در ص ۷۶ صواعق وابن حجر عسقلانی در ص ۱۲جلد ۷ فتح الباری و طبرانی در اواسط و خطیب بغداد در ص۲۰۵ جلد ۷ تاریخ خود و ابن کثیر در ص ۳۴۲ جلد ۷ تاریخ خود و متقی هندی در ص ۴۰۸ جلد ۶ کنز العمال و هیثمی در ص۱۱۵ جلد ۹ مجمع الزوائد و محب الدین طبری در ص ۱۹۲ جلد ۲ ریاض، ابن ابی الحدید در ص۴۵۱ جلد۳ شرح نهج و حافظ ابونعیم در فضائل الصحابة و ص ۱۵۸۳ جلد ۴ حلیة الاولیاء و جلال الدین سیوطی در ص ۱۱۶ تاریخ الخلفاء و جمع الجوامع و خصائص الکبری و ص ۱۸۱ جلد اول لئالی المصنوعة بلخی در ص ۸۷ ینابیع المودة باب ۱۷ و شهاب الدین قسطلانی در ص ۸۱ جلد ۶ ارشاد الساری و حلبی در ص ۳۷۴ جلد ۳ سیرة الحلبیه و محمد بن طلحة شافعی در ص ۱۷ مطالب السؤل ، حدیث سدالابواب علی را آورده اند که پیامبر فرمود: سدوا الابواب کلها الا باب علی بن ابیطالب و أومأَ بیده الی باب علي علیه السلام.

محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب ۵۰ کفایت الطالب میگوید هذا حدیث عال، آنگاه گوید چون عده ای از درهای منازل اصحاب به مسجد باز میشد و رسول اکرم نهی نمود ورود و توقف در مساجد را در حال حیض و جنابت، لذا امر فرمود تمام درهای منازل را به مسجد مسدود نمودند الا در خانه علی علیه السلام را بازگذاردند. سپس گوید:

انما خص بذلک لِعلمِ المصطفی بانه یتحری من النجاسة هو و زوجته فاطمة و اولاده صلوات الله علیهم و قد نطق القرآن بتطهیر هم فی قوله عزوجل انما یرید الله…( دلیل اختصاص علی علیه السلام به این صفت برای این بود که پیامبر صلی الله علیه واله و سلم می دانست که علی علیه السلام از نجاست دور است که قران طهارت او و اولادش و همسرش را ذکر نموده است )

-وبخاری و مسلم هم درصحیحین خود در باب آنکه جنب حق ورود و توقف در مسجد ندارد گفته اند که رسول اکرم فرمود:

لاینبغي لاحد ان یجنب فی المسجد الا انا وعلي.

-حدیثی از عمر دراین باب: حاکم در ص۱۲۵ جلد سوم مستدرک و سلیمان بلخی حنفی در ضمن باب ۵۶ ص ۲۱۰ ینابیع نقلا از ذخایر العقبی امام الحرم از مسند امام احمد بن حنبل و خطیب خوارزمی در ص ۲۶۱ مناقب و ابن الحجر در ص ۷۶ صواعق و سیوطی در تاریخ الخلفاء و ابن اثیر جزری در اسنی المطالب با مختصر کم وزیاد در الفاظ که عمر گفت: لقد اوتی علی ابن ابیطالب ثلاث خصال لان تکون لی واحدة منهن احب الی من حُمر النعم(حیوانات سرخ مو). زوجه النبی صل الله علیه و سلم بنته و سد الابواب الا بابه، و سکناه المسجد مع رسول الله یحل له فیه ما یحل له و اعطاه الرایة یوم خیبر.

( سه چیز و سه خصلت به علی ابن ابیطالب داده شد که اگر یکی از انها در من باشد بهتر است از انکه مالک حیوانات سرخ مو باشم :

۱-  پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دخترش را به ازدواج او در اورد .

۲-  تمامی درهایی که به مسجد راه داشت را بست مگر درب خانه علی را و او را با خویش ساکن مسجد نمود .

۳-  پرچم را پیامبر در روز خیبر به او داد.)

پیامبر علی را برای وزارت خود انتخاب می کند:

-ابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب و جلال الدین سیوطی در تفسیر درالمنثور و امام احمد ثعلبی در تفسیر کشف البیان و سبط ابن جوزی در تذکرة خواص الامة ضمن نزول آیه ولایت و نیز در ص ۱۴ نقل می نمایند از أبی ذر غفاری و اسماء بنت عمیس(زوجة ابی بکر) که گفتند روزی نماز ظهر را در مسجد بجای آوردیم و رسول اکرم صلی الله و علیه و آله وسلم حاضر بوده، سائلی برخاست سوال نمود احدی با و چیزی نداد، علی علیه السلام در رکوع نماز بود با دست اشاره به انگشت خود نمود، سائل انگشتر را از انگشت او بیرون آورد. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آن قضیه را دید، پس سر مبارک به سمت آسمان بلند نمود، عرض کرد:

اللهم ان اخي موسی سئلک فقال رب اشرح لي صدري و یسر لي امري(آلایة الی قوله) و اشرکه في امري فانزل علیه قرانا ناطقا سنشد عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما، آنگاه عرض کرد: اللهم و انا محمد صفیک و نبیک فاشرح لی صدري و یسرلي امري و اجعل لي وزیرا من اهلي علیا اشدد به أزري.

ابی ذر گوید بخدا قسم هنوز دعای پیامبر تمام نشده بود جبرئیل نازل شد و آیه انما ولیکم الله و رسوله.. را بر آن حضرت قرائت نمود.

-محمد بن طلحه شافعی در ص۱۹ مطالب السؤل با شرح مفصلی اشاره به این معنی مینماید.

-و حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب منقبة المطهرین و شیخ علی جفری در کنزالبراهین و امام احمد بن حنبل در مسند و سید شهاب الدین در توضیح الدلائل و جلال الدین سیوطی در درالمنثور که بعضی از اسماء بنت عمیس (زوجه ابی بکر) و بعضی از دیگران تا به ابن عباس می رسد که گفت:

اخذ رسول الله بیدي و بید علی بن ابیطالب فصلی اربع رکعات، سپس عرض کرد: اللهم سئلک موسی بن عمران و انا محمد أسآلک ان تشرح لی صدری و یسرلی امری و تحل عقدة من لسانی یفقهوا قولی واجعل لی وزیرا من اهلی علیا اشدد به ازری و اشرکه فی امری.

ابن عباس گفت من صدای منادی را شنیدم که گفت یا احمد قد اوتیت ما سئلت.

آنگاه پیامبر به علی فرمود، چیزی از خدای خود درخواست کن، علی دستها را بلند کرده عرض کرد: اللهم اجعل لی عندک عهدا واجعلنی عندک ودا.

سپس این آیه آخر سوره مریم در همان وقت نازل شد:

ان الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا.

اصحاب از این قضیه تعجب کردند، پیامبر فرمود از چه تعجب می کنید: مما تعجبون ان القرآن اربعة ارباع فربع فینا اهل البیت خاصا و ربع حلال و ربع حرام و ربع فرائض و احکام و الله انزل في علي کرائم القرآن.

-اگر کسی گوید که حدیث منزلت در مورد ابوبکر و عمر نازل شده، چنانچه قزعة بن سوید از ابی ملیکه از ابن عباس نقل نموده که رسول اکرم فرمود: ابوبکر و عمر مني بمنزلة هرون من موسی.

جواب رد این است که اکابر علمای عامه چون علامه ذهبی در میزان الاعتدال در ترجمه حالات قزعة بن سوید و عمار بن هارون، آنها را رد کرده اند و منکر این حدیث شده و می گوید هذا کذب.

-در حدیث منزلت، گاهی پیامبر به صراحت از لفظ نبوت استفاده نموده اند:

محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب ۷۰کفایت الطالب و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۶ ینابع المودة و ابن کثیر در تاریخ خود از عایشه بنت سعد از پدرش از رسول الله و سبط ابن جوزی در ص۱۲ تذکره از مسند امام احمد و مسلم و غیر آن از ابی برده و امام احمد حنبل در مناقب و ابوعبدالرحمن احمد بن شعیب سنائی (که از ارباب صحاح سته است) در خصائص العلوی چهار حدیث باسناد خود از سعدبن ابی وقاص و عایشه از پدرش و خطیب خوارزمی در مناقب از جابرابن عبدالله انصاری نقل نموده اند که رسول اکرم به علی فرمود: اما ترضی ان تکون منی بمنزلة هرون من موسی الا النبوة.

-و میرسید علی همدانی در مودة ششم از مودة القربی حدیثی از انس ابن مالک نقل میکند (که قبلا نقل شد) و در آخر آن حدیث میفرماید: و لو کان بعدی نبیا لکان علی نبیا و لکن لانبوة بحدی.

-پس همانطور که موسی کلیم الله در غیبت چهل روز خود امر امت را بخود شان وانگذارد و هرون را که افضل از همه بنی اسرائیل بود خلیفه و وصی خود قرار داد، همچنان هم پیامبر خاتم که شریعتش اکمل و دستوراتش اتم و قوانینش تا روز قیامت باقی و پایدار است بطریق اولی باید مردم جاهل را بخودشان وانگذار و مردم نادان را جبران ننماید و شریعت را بدست جهال ندهد تا هرکس به میل خود در او تصرف ننماید، یکی به رای و قیاس و دیگری به چیز دیگر متوسل شود.

-حدیث منزلت اختصاص به غزوه تبوک ندارد که پیامبر علی را واگذارد در مدینه و با خود نبرد، چون در مواقع مواخاة اول در مکه معظمه(پس از انتصار) و در مدینه منوره این حدیث را بیان فرمود.

چنانچه مسعودی در ص ۴۹ جلد ۲ مروج الذهب و حلبی در ص۲۶ و ص ۱۲۰جلد ۲ سیرة الحبیبة و امام ابوعبدالرحمن نسائی در ص۱۹ خصائص الحلوی و سبط جوزی در ص۱۳ و ص۱۴ تذکره و سلیمان بلخی حنفی در باب ۹و۱۷ ینابع المودة از مسند امام احمد حنبل و عبدالله بن احمد در زوائد مسند و خوارزمی در مناقب این حدیث را نقل نموده اند.

اسناد حدیث الداریوم الانذار و تعیین علی علیه السلام را به خلافت از جانب نبی اکرم :

این قضیه مهم و تاریخی را که پیامبر در اوائل بعثت ۴۰ نفر از اعمام و بنی اعمام خود را جمع نمود و فرمود: یا بني عبدالمطلب ان الله بعثني بالخلق کافة و الیکم خاصة و انا ادعوکم الی کلمتین خفیفتین علی اللسان و ثقیلتین علی المیزان تملکون بهما العرب و العجم و تنقاد لکم بهما الامم و تدخلون بهما الجنة و تنجون بهما من النار شهادة ان لا اله الا الله و اني رسول الله فمن یجبني الی هذا الامر و یوازرنی الی القیام به یکن اخي و وزیري و وارثي و خلیفتي من بعدي. … و ما قال شیئا احد الا علي علیه السلام في ثلاث مرات الذي کرر الکلام النبی صل الله علیه و آله وسلم، فقال: انا انصرک و وزیرک یا نبي الله. پس رسول اکرم فرمود: ان هذا اخي و وصیي و خلیفتي فیکم.(او) انت وصیي و خلیفتي من بعدي.

-اسناد:

امام احمد بن حنبل در ص۱۱۱ و ص۱۵۹ و ص۳۳۳ از جزء اول مسند و امام ثعلبی در تفسیر آیه انذار(سوره شعراء، او انذر عشیرتک الاقربین). ، و صدر الائمة موفق بن احمد خوارزمی در مناقب و محمد بن جریر طبری در تفسیری آیه و در ص ۲۱۷ جزء دوم تاریخ الامم و الملوک بطرق مختلفة و ابن ابی احدید معتزلی در ص ۲۶۳ و ص۲۸۱ جلد ۳ شرح نهج البلاغه نقلا از نقض العثمانیة ابوجعفر اسکافی و ابن اثیر در ص۲۲ جزء ۲ کامل مرسلا و حافظ ابونعیم در حلیة الاولیاء و حمیدی در جمع بین الصحیحین و بیهقی در سنن و دلائل، و ابوالفداء، در ص ۱۱۶ جزء اول تاریخ خود و حلبی در ص ۳۸۱ جزء ۱ سیرة الحلبیة و امام ابوعبدالرحن نسائی در ص ۶ حدیث ۶۵ خصائص العلوی و حاکم ابوعبدالله در ص ۱۳۲ جزء۳ مستدرک و شیخ سلیمان بلخی حنفی در باب ۳۱ ینابیع المودة از مسند امام احمد و تفسیر ثعلبی و محمدبن یوسف گنجی شافعی در باب ۵۱ کفایت الطالب و دیگران از اکابر علماء به مختصر کم و زیادی در الفاظ و عبارات نقل نموده اند زمانیکه آیه ۲۱۴ سوره ۲۶ (شعراء).

-این قضیه تاریخی را مورخ و فیلسوف غرب(توماس کارلیل انگلیسی) که در قرن ۱۸ مسیحی در اروپا شهرت جهانی داشته در کتاب مشهور خود که در مصر ترجمه به عربی شده بنام (الابطال و عبادة المبطولة) را هم نقل کرده است.

مسیو پل لهوژور فرانسوی معلم دارالفنون پاریس در رساله مختصری که در حالات حضرت خاتم النبیین نوشته و در سال ۱۸۸۴ مسیحی در پاریس چاپ شده و نیز جرجیس صال انگلیسی و هاشم نصرانی شاهی در مقالة فی الاسلام از ص ۸۳ تا ۸۶ از نسخه مطبوعه سال ۱۸۹۱ با تعصب و مخالفتی که با اسلام و مسلمین داشتند و مخصوصا مسترجان دیون پورت در ص ۲۰ کتاب محمد و قرآن این قضیه را آورده اند.

اسناد حدیث: قال النبی (ص): علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه کیف دار.

-این حدیث را علماء عامه در کتب خود نقل کرده اند: شیخ الاسلام حموینی در باب ۳۷ مزائد و خوارزمی در مناقب و طبرانی در اوسط و گنجی شافعی در کفایت الطالب و این قتیبه در ص ۶۸ جلد ۱ الامامة والسیاسة و امام احمد حنبل در مسند و سلیمان بلخی در ینابیع المودة و ابویعلی در مسند و متقی هندی در ص ۱۵۷ جلد ششم کنزالعمال و سعیدبن منصور در سنن و خطیب بغداد در ص ۳۲۱ جلد ۱۴ تاریخ خود و حافظ ابن مردویه در مناقب و سمعانی در فضائل الصحابة و امام فخر رازی در ص ۱۱۱ جلد ۱ تفسیر، و ابوالقاسم حسین بن محمد (راغب اصفهانی) در ص ۱۱۳ جلد ۲ محاضرات الادباء.

اسناد حدیث: علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا حتی یردا علی الحوض و علي مني وانا من علي من سبه فقد سبني و من سبني فقد سب الله.

-حاکم نیشابوری در ص ۱۲۴ جلد ۳ مستدرک و امام احمد بن حنبل در مسند و طبرانی در اوسط وابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب و متقی هندی در ص ۱۵۳ جلد۶ کنزل العمال و شیخ السلام حموینی در مزائد وابن حجر مکی در ص ۷۴ و ص۷۵ صواعق و سلیمان بلخی حنفی در ینابیع المودة و جلال الدین سیوطی در ص ۱۱۶ تاریخ الخلفاء و امام ابوعبدالرحمن نسائی در خصائص العلوی.

اخبار در مذمت ابوهریره:

ابن ابی الحدید معتزلی در ص ۳۵۸ج ۱ و نیز در ج۴ شرح نهج البلاغة از امام ابوجعفر اسکافی نقل مینماید که معاویة بن ابی سفیان جمعی از صحابه و تابعین را مامور نمود که اخبار قبیحه در طعن و بیزاری جستن از علی علیه السلام جعل نمایند و میان مردم انتشار دهند فلذا آنها پیوسته مشغول این امر بودند و انتشار قبایح میدادند که از جمله آن اشخاص ابوهریرة و عمروبن عاص و مغیرة بن شعبه بودند .