استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

بسم الله الرحمن الرحیم

حقیقت چیست ؟ (جزوه ۱)

بررسی عقاید و شبهات وهابیت:

( نگاهی به دیدگاه وهابیان در بحث توحید و شرک)

پیشگفتار :

استعمار جهانی با تمام ابزار تبلیغاتی و فرهنگی و رسانه ای و با کمک تمام ادیان و مذاهب ساختگی و بی پایه و صرف میلیاردها دلار از طریق کانال های ماهواره ای جنگ گرم را به جنگ نرم تبدیل کرده و از همه شیاطین پیدا و پنهانش بهره می برد.

شیعیان پیرو پیامبر گرامی اسلام (ص) و اهل بیت (ع) چنانچه درد دین داشته باشند راهی جز بپا خاستن و آگاهی یافتن از دین و بهره وری از انواع شیوه های مثبت و موثر و مجاز جهت مقابله و احقاق حق الهی خود ندارند، واگر دیر بجنبند چه بسا تا نیم قرن آینده بسیاری از معادلات کشورهای اسلامی به نفع مشرکین تغییر خواهد کرد.

یکی از انواع شگردهای استعمار ایجاد مشکلات اقتصادی و یورش های فرهنگی بصورت خزنده است تا اصناف مختلف مشغول به حل مشکلات مادی وزندگی مصرفی و ظاهری خود گردند و شب و روز دغدغه مسائل جزئی خود و خانواده خود را داشته و یا با مشغولیت به حل مشکلات اقتصادی سن ازدواج بالا رفته و از ترس عدم تامین زندگی انگیزه ای برای افزایش نسل هم نداشته باشند . از طرفی سلطه گران جهانی با نفوذ تدریجی و دراز مدت مذاهب ساختگی به درون بافت جغرافیایی و فرهنگی و آموزشی شیعیان به تدریج سلطه همه جانبه و برنامه های دراز مدت خود را در همه سطوح گام به گام اجراء میکنند .

وظیفه شیعیان دردمند در این زمان این است که در هر سطح یا صنف و قشری که هستند با قلم یا قدم یا کلام یا مال و یاهر گونه توان و استعدادی که دارند از آرمان های حق خود دفاع کنند .

یکی از عواملی که از دویست سال پیش در صدد مبارزه و نابودی شیعیان و تشیع بوده است فرقه وهابیت است که مستقیما توسط استعمار غرب پشتیبانی شده و مرموزانه در اقشار مختلف نفوذ کرده و ضربه خود را وارد می کند.

ما در این سری جزوات و کتابچه ها ان شاءالله سعی می کنیم به یاری امام زمان ماهیت و ریشه های عقیدتی وهابیان را شناسانده و شبهاتی که نسبت به عقاید شیعیان وارد کرده اند از مآخذ اهل سنت پاسخ دهیم تا نوجوانان و جوانان عزیز و سایر مردم شناختی کافی از عقاید و تهمت های آنان بدست آورند وحتی قادر به پاسخگوئی شک و شبهات آنان در مدارس و مجامع گوناگون باشند.

بی شک اگر جوانان آگاه و عزیزمان کمی از وقت گرانقدر خویش را صرف مرور این جزوات کنند هم به عقاید سست و بی پایه این مسلک پی خواهند برد ، هم خواهند دانست که این گروه هیچ یک از فرق ومذاهب تسنن و تشیع را قبول ندارند و برعکس توسط استعمار جهت استحمار و بردگی فکری و سلطه شیطانی خود برهویت و عقاید پویا و والای آنان ابداع شده است .

زمانیکه مردم درک کردندکه حتی خداشناسی و توحید از دیدگاه وهابیان عین کفر و شرک و بت پرستی است پی به علت تهمت های آنان خواهند برد.

“بسم الله الرحمن الرحیم”

وهابیت شاخ شیطان! :

عبد الله بن عمر( فرزند عمر بن الخطاب ) از رسول خدا (ص) : ” خدایا برکت بده به شام و یمن ” ، پرسیده شد درباره نجد و عربستان چه می فرمایید ؟ فرمودند:

” از آنجا زلزله ها و فتنه ها بر خواهد خاست و شاخ شیطان ظهور می کند !؟ ” (یعنی حزب شیطان )[۱]

 

موسس اصلی وهابیت کیست ؟

او تقی الدین احمد ابن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه حنبلی است .

او در سال ۶۶۱ ه.ق (۱۲۶۳ میلادی) در شهر حران ترکیه متولد شد و در سال ۷۲۸ ه.ق در دمشق وفات یافت (قرن هشتم هجری قمری ) .

عمدتا برکرسی تدریس در مسجد جامع دمشق بود و با کج سلیقگی و خود خواهی هایش درصدد مخالفت با تمام مذاهب مسلمین برآمد. او فقیه حنبلی ، مبتکر فرقه افراطی سلفیت است که پس از روی کار آمدن محمد بن عبد الوهاب به فرقه وهابیت تغییر نام دادو به علت حمله به تمام عقاید دیگر مذاهب مسلمین، چندین بار زندان رفت و سر انجام در زندان مرد(سال ۷۲۸ ه.ق.).

احیا کننده افکار ابن تیمیه ( وهابیت ) :

موسس: محمد بن عبدالوهاب بن سلیمان نجدی(حجاز یا عربستان )است .

او در قرن دوازدهم هجری قمری سلفی گری یعنی پیروی ازسلف یا اصحاب پیامبر را شعار خود قرار داد و افکار ابن تیمیه را در عربستان پیاده کرد و آل سعود مجری افکار او گشتند .

محمد بن عبدالوهاب کیست ؟

محمد بن عبدالوهاب درسال ۱۱۱۱ ه.ق حدود سیصد سال پیش در شهر عیینه (نجد) عربستان متولد شد و در حوزه علمی حنبلی وارد شد. او سفرهایی به مدینه و بصره و بغداد و ایران داشت . پدرش از افکار مخالف او راضی نبود .

محمد بن عبدالوهاب عقاید خرافی و ضد مذهبی ابن تیمیه را رواج می داد . بالاخره به شهر درعیه رفت و با محمد بن سعود جد آل سعود آشنا شد و با یکدیگر تصمیم گرفتند با انواع شرک ( به عقیده خودشان ) مبارزه کنند و آن دو همه مذاهب اسلامی از سنی و شیعه را تکفیر کردند ؛ اتهام اصلی سایر مسلمین این بود که به پیامبر اسلام و قبر او توسل می جویند و برای بزرگان و مردگان گنبد و بارگاه می سازند و به زیارت قبور می روند و از ارواح آنان شفاعت می طلبند[۲]. اولین فتوای محمد بن عبدالوهاب فتوای کشتار و قتل امیر شهر عیینه و مردم آنها بود و در این حمله تعداد زیادی کشته و خانه ها غارت و به نوامیس تجاوز شد . یعنی شهری که زادگاه خودش بود ! .

پس از عیینه برای سلطه بر سرزمین حجاز با کمک لشکریان محمد بن سعود و به بهانه نفی بدعت ، شرک ، توسل و تمام عقایدی که همه مسلمین به آن پایبند بودند حملاتشان را به یمن و حجاز وسوریه و عراق آغاز کردند و هر جا که عقاید آنان را قبول نمی کردند غارت و کشتار می کردند .

محمد بن عبدالوهاب دین ساختگی و خرافی خود را با کمک ثروتمندان و عشایر آل سعود ابداع کرد و هر کس که دعوت او را نمی پذیرفت با خشونت او را کافر و مشرک می خواند و خونش را حلال می دانست .

او درسال ۱۲۰۶ ه . ق درگذشت و آل سعود بامفتیان جدید راه او را برای تشکیل حکومت وهابی- سعودی وضد اسلامی ادامه دادند .

نمونه خدمات وهابیان ! ،کشتار شیعیان کربلا :

– در سال ۱۲۱۶ ه.ق امیر آل سعود سپاهی آماده کرد و به شهر مقدس کربلا در عراق یورش برد و حدود بیست هزار تن را کشت و خزائن حرم امام حسین علیه السلام را غارت کرد.

قرن دوازدهم ه.ق همزمان بود با حملات استعمار گران روسی و غربی به کشورهای شرقی و آفریقایی واسلامی.

درحقیقت حرکات ناشیانه و کشتار جاهلانه و متعصبانه وهابیت هم مسیر با اشغالگری استعمارگران شد ، و آنها از این مسلک منحرف جهت سلطه بر منابع گوناگون کشورهای ضعیف تر استفاده کردند .

عثمان بن بشر نجدی حنبلی در مورد حوادث سال ۱۲۱۶ کشتار کربلا چنین می نویسد : “در ذی قعده سال ۱۲۱۶ ه.ق لشکریان آل سعود به سمت کربلا حرکت کرده و با توسل به زور وارد شهر کربلا شده و بدون هیچ جرمی عده زیادی از مردم بی دفاع کربلا ر ا شهید کرده و هر چه از طلا و نقره در حرم ها بود به غارت بردند .[۳]

-در سال ۱۲۱۷ به مکه یورش بردند و آنجا را تسخیر کردند وهمه گنبد و بارگاه ها را خراب کردند و به قول خود با این کشتارها و تجاوزها وتخریب اماکن مقدس به خدا تقرب جستند!.

وهابیان فرقه جدید و ضد اسلامی خود را به نام اسلام و با پیوند با بریتانیا آغازکردند، یعنی بریتانیا اولین استعمار گر پشتیبان این مذهب وابسته بود و بعد ها صهیونیزم جهانی و استعمارگران از آنها به عنوان حربه ای علیه مذاهب حق استفاده کردند .

برخی از خصوصیات وهابیان :

۱-     جمود ، تحجر و سنگدلی و بدعت در دین اصیل رسول الله و تهمت زدن به سایرین .

۲-اعتقاد به “لا حکم الا لله ” هیچ حکمی بجز حکم خدا و قرآن قابل قبول نیست ، البته با تفسیر به رای خود و تکفیر و مشرک دانستن همه مذاهب بجز خود ! و این همان عقاید خوارج می باشد.

۳-در صحیح بخاری ازکتب معتبر اهل سنت آمده است : از قول پیامبر اکرم (ص) : ” مردانی از مشرق زمین خروج می کنند ،ظاهرا قرآن میخوانند ، از دین خارج می شوند ، علامتشان آن است که سر را تراشیده و ریش و محاسن بلند می گذارند “. [۴]

۴-آنان فقط مسلمین را تکفیر کرده و مشرک می دانند! و می کشند ولی بت پرستان و ادیان دیگر و استعمار گران را رها کرده بلکه با آنان سازش هم می کنند!؟. [۵]

اعتقادات شرک آمیز ابن تیمیه و وهابیت:

(اعتقاد به تجسیم یاجسم داشتن خدا)!

ابن تیمیه با آیات قرآنی از جمله ” لا تدرکه الا بصار و هو یدرک الابصار” یعنی چشم های ظاهری خدا را نمی توانند دید و خداوند به همه چیز بصیرو بیناست ، مخالفت کرده و جسم بودن و رؤیت جسمی و مادی را به خداوند نسبت داد. یعنی معنی ظاهری آیه را فهمیده و می گوید : خدا چشم ها را می بیند(یعنی چشم ظاهری دارد )!( دقت کنید )

ابن تیمیه در رساله العقائد الحمویه می نویسد : ” خداوند همانند بشر غضب دارد و می خندد و هر شب به آسمان دنیا فرود می آید و روز قیامت بر بندگان تجلی می کند و دیده می شود و معتقد است هر کسی فرود آمدن خدا را بر دنیا و مخلوقات انکار کند کافر و گمراه است “. [۶]

نکته :

ساده لوحان وهابیت خود را لو داده و خداوند را نیازمند به جسم و زمان و مکان و همانند مخلوق محتاج خنده و غضب ودارای دست و پا می دانند ومادیگری و بت پرستی خود را اعلام می کنند !

نمونه دیگر :

طبری می گوید: شخصی نزد کعب الاحبار آمد ( کعب الاحبار روحانی یهودی مسلما ن نما بود که توسط عمر بن الخطاب شهرت یافت و عقاید خرافی یهود را در میان مسلمین منتشر می کرد ) و پرسید : خدا کجاست ؟ کعب الاحبار گفت : ” خدا روی عرش نشسته و یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و فاصله او با ما ۵۰۰ سال است ! وآنقدر وزن خدا زیاد است که نزدیک است آسمان ها و زمین متلاشی شوند !! ( تکاد السماوات و الارض یتفطرن ) ( شوری۵). کعب الاحبار جاهل وسفیه آیات قرآن را مادی و ظاهری ترجمه میکرد ! . هدف او و معاویه گسترش فرهنگ یهود بود [۷].

شناخت ریشه های عقیدتی وهابیان :

 

تحریف معانی توحید و شرک از دیدگاه وهابیت :

اساسی ترین وجه افتراق میان وهابیت وسایر فرقه های اسلامی اهل تسنن و تشیع در تفسیر توحید عبادی ( عبادت ) است . آنان از یک سو رکن اساسی توحید وملاک مسلمان بودن را در اقرار و شهادت به توحید عبادی یا الوهی می دانند و از سوی دیگر عبادت را تفسیر به رای کرده به گونه ای که تنها خودشان عابد و موحدند وسایر مسلمین توحید عبادی نداشته و مشرک اند !؟

محمد بن عبد الوهاب در کتاب (کشف الشبهات فی التوحید ) می نویسد : ” بدان که توحید یعنی پرستش خدا تنها ، اما برخی مذاهب بین خدا و خود وسیله هایی برای عبادت قرار می دهند و اعتقاد دارند ما از این واسطه و وسائل جهت تقرب به خدا و شفاعت بهره می بریم همانند ملائک و انبیاء و اولیاء ، اما باید بدانند که تنها خدا زنده می کند و می میراند و تدبیر امور می کند ( توحید ربوبی ) و همه چیز به دست اوست[۸]” .

وهابیون عبادت را به چهار نوع تقسیم می کنند :

۱-اعتقادی ۲- لفظی ۳- بدنی ۴-مالی

در مورد عبادت اعتقادی می گویند : این عبادت اصل عبادت است و این است که رب واحد هیچگونه شریک و شفیعی ندارد و هیچ وسیله و واسطه ای برای عبادت و توحید نیست و هر کس بر این عقیده باشد مال و جانش در امان است، اما اگر غیر از این اعتقاد عبادی داشته باشد کافر و مشرک است! و خون و مال و جانش حلال است و کشتنش واجب است !؟[۹].

پاسخ :

درپاسخ صاحب تفسیر البیان می گوید : ” خضوع و تذلل یا ذلیل و کوچک شدن برای مخلوق اگر به امر خدا باشد و به آن معبود مقام رب واله یا الوهیت ( مقام خدایی ) داده نشود عبادت آن مخلوق نخواهد بود بلکه احترام خاص اوست . مثل احترام و تعظیم به والدین و معلم و انبیاء و اولیا و این نوع خضوع محبوب خداوند است “[۱۰]

– در آیه “واذ قلنا للملائکه اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس ….”.[۱۱]

ترجمه : و هنگامیکه امر کردیم تا فرشتگان به آدم سجده کنند آنان امر ما را اطاعت کردند بجز ابلیس که ابا کرد.

این آیه بهترین دلیل است که هر تعظیم در مقابل غیر خدا عبادت محسوب نمی شود و جمله اسجدوا لادم عبادت آدم نیست بلکه اطاعت از اوامر خداوند است وتعظیم آدم و عبادت دست پرورده خداوند است. پس عبادت مربوط به نیات خالص عبادت کننده برای خداوند است ، چون پس از آن ابلیس می گوید (ءاسجد لمن خلقت طینا )یعنی برای چیزی که تو ( خدا ) از گل آفریده ای سجده کنم؟ یعنی ابلیس هم می دانست که خالق این گل و آدم خداوند است اما استکبارش اجازه نداد سجده کند و گفت من برترم . [۱۲]

این مثال در سجده یعقوب و فرزندانش در مصر در مقابل یوسف هم آمده است اما خداوند آن را نهی نکرده است چون برای عبادت و اطاعت خدا در مقابل یوسف سجده کردند.

توحید و شرک در عقاید وهابیت:

عبدالعزیز بن باز مفتی وهابیان می گوید :

” دعا و درخواست از خدا از مصادیق عبادت است اما هر کسی دعا کند و بگوید : یا رسول الله ، یا اولیاء خدا ، مرا دریاب ، مرا شفا بده ، بیماران را شفا بده ، گمراهان را هدایت کن و . . . اینها شرک در عبادت خداست و او پیامبر را عبادت کرده است ! [۱۳]

و از این فتوا های خود ساخته و من درآوردی ! زیاد دارد یعنی او مردگان را کاملا مرده و بی ارزش می پندارد و بن باز و وهابیان تمام مسلمین و مسیحیان را که توسل به روح بزرگان کنند مشرک می دانند! .

توحید حقیقی چیست ؟

اصل اساسی توحید در اسلام رسول الله (ص) چیست ؟

اصل توحید در دعوت تمام انبیاء بوده است و همه آنها با مظاهر شرک و بت پرستی مبارزه اساسی کرده اند.

در قرآن کریم آیات فراوانی است ازجمله می فرماید : ( ولقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت)[۱۴]

ترجمه : به درستی در هر امتی رسولی فرستادیم و امر کردیم تا خدای یکتا را بپرستند و از طاغوت ها بر حذر باشند .

مفهوم عبادت و توحید :

عبادت به معنای تذلل و کوچکی و خضوع در برابر معبود است .

راغب اصفهانی می گوید : “عبودیت یعنی اظهار ذلت و اطاعت و خضوع به معنای اطاعت فقط برای خداوند عزیز است و نه هر خضوعی”[۱۵] .

کاشف الغطاء در منهج الرشاد ص۲۴ می گوید : ” شک نیست که اگر نیت عبادت برای غیر خدا باشد کفر است ، پس خضوع و تواضع برای والدین یا برای مولای خود و بزرگان شرک و کفر نیست بلکه احترام خاص است .

 

ارکان عبادت :

عبادت انجام عملی است که گویای تذلل و کوچکی و ذلیل شدن باشد و نیز انگیزه و نیت خاصی داشته باشد که چیزی یا شخصی را عبادت می کند ، او را معبود و خدا بداند مثل مشرکان که عبادت خدای یگانه را ترک گفته و خدایان و بت های باطل را پرستیدند .

مشرک کیست:

مشرک کسی است که اعتقاد به استقلال و مستقل بودن معبود و غیر خدا داشته باشد ، اما اگر برای احترام یا حرمت گذاری صرف باشد هرگز اشکالی ندارد و این معنای شرک یا کفر نیست .

قرآن برای صفت شرک در سوره توبه آیه ۳۱ می فرماید :

(و اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله . . . و ما امرو الا لیعبدوا الهآ واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون ) .

مشرکین و بت پرستان علماء و راهبان خود را به مقام ربوبیت (استقلال در مدیریت جهان ) رسانیدند و خدا را نشناخته و بجای خدا بت ها را معبود قرار دادند و نیز مسیح را ، در صورتیکه آنها مامور نبودند جز خدای یکتا را پرستش کنند و او منزه است که برایش شریک باشد.

اما مسلمین حقیقی اولیاء و پیامبر را از آن جهت که نزد خداوند قرب دارندو اراده آنها از اراده خداست و خداوند آنان را واسطه رحمت و دعا قرار داده احترام می گذارند و این بزرگان مقرب خدا را واسطه فیض الهی قرار می دهند ؛ مثالش همانند شخصی است که می خواهد نزد پادشاه بزرگی برود ، اما چون نمی تواند به سادگی به آن پادشاه عظیم نزدیک شود و حاجت بطلبد برخی اشخاص را که قرب دارند و واسطه رسیدن به آن سلطان هستند وسیله قرار می دهد و می داند که واسطه ها اصل نیستند بلکه آن سلطان ( یا خدای واحد ) همه کاره است، به این معنی که خود آن سلطان این واسطه ها را قرار داده که بوسیله آنها به او برسند؛ ( اما بت پرستان اگر بت ها را وسیله تقرب به خدا بدانند باز هم مشرک هستند زیرا خداوند این بتان را وسیله تقرب به خودش قرار نداده است و بت ها مقرب دستگاه الهی نیستند !.)

از نظر شرع اسلام مجرد خضوع یا کوچکی و توسل به پیامبر یا امام عبادت نیست و اگر کسی تواضع و خضوع برای والدین یا بزرگان زنده یا مرده انجام دهد و حتی اگر این تواضع ظاهراَ شبیه سجده باشد ولی بدون اعتقاد قلبی برای سجده به آن چیز یا شخص باشد این عبادت نیست بلکه تعظیم و بزرگداشت است . (دقت کنید!).

اما بت پرستان اعتقاد قلبی دارند که آن بت ها همه کاره و مستقل اند و لذا بت پرستان کافرند ، درحالیکه شیعیان یا اهل سنت که توسل به اولیاء یا پیامبر خدا راعبادت نمی دانند و تنها برای بزرگداشت مقام آنها توسل می کنند موحد حقیقی اند .

شرک چیست ؟

شرک یعنی اعتقاد به الوهیت یا مقام خدائی دادن به غیر الله

” الذین یجعلون مع الله الها آخر فسوف یعلمون” [۱۶]

” آنان که برای خدای لا شریک ، خدایی دیگر قرار می دهند به زودی از نتایج زشت اعمال خود آگاه می شوند “

پس ملاک اصلی شرک آن است که در اعتقاد و نیات به الوهیت و خدایی بودن غیر الله معتقد باشد ولی مسلمانان غیر وهابی این طور نیستند و اشتباه اصلی وهابیون همین است که فکر می کنند و تهمت می زنند که سایر مسلمین مشرک و کافرند و غیر الله را می پرستند و عبادت می کنند؛ در حالیکه این ناشی از عدم درک آنان از معنای وسیع عبادت می باشد ، وهابیون قشری اندیش و ظاهر بین اند !.

رب چیست و کیست ؟

رب یعنی تدبیر کننده و کسی که سرنوشت مخلوق و اختیار و پرورش مخلوق در اختیار اوست . یعنی حیات و ممات و رزق و روزی و قانونگذاری و آمرزش و شفاعت و همه چیز در دست او باشد. پس اگر در نیت و عمل قدرتی را رب و مدبر خود بدانیم این خضوع و عبادت و پرستش او است .

 

تعاریف دیگر عبادت چیست ؟

عبادت خضوع و اطاعت از کسی است که او را خدا و مبدا و خالق جهان بدانیم.

در بیشتر آیات قرانی خداوند تمام حرکات آسمانها و زمین و باران و رعد و برق و کشاورزی و آبها و حتی اراده انسان را مربوط به خود می داند ، درنتیجه سبب و علت اصلی تغییرات و پدیده های خلقت به اذن و مشیت و اراده خداوند است و او فاعل مستقل است ، ولی حرکات پدیدها و مخلوقات فاعل بالتبع یا با اجازه و اراده خداوند است .

( توجه ) :حالا اگر کسی کارهای جهان را به مبدء دیگری ارجاع داده و او را مستقل از خدا بداند او مشرک خواهد بود ! یا به عبارت دیگر اگر بگوید خدا تدبیر این کارها بطور مستقل در دست پیامبر قرار داده ، این اعتقاد شرک است . و لذا در قرآن می فرماید :

” و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله . . . “[۱۷]

ترجمه : برخی از مردم برای خدا مثل و شریک قرار داده اند و آنها را بسان خدا دوست دارند .

برخی از اعراب بت ها را دارای مقام شفاعت با استقلال و جدا از مبدا خالق جهان می دانستندو می گفتند ” هؤلاء شفعاءنا عند الله ” [۱۸]این بتها شفیعان ما نزد خدا هستند .

اما اگر کسی در برابر انسان هایی چه زنده و چه مرده فقط تواضع کند ولی آنها را ( اله ) و ( رب ) نداند بلکه اعتقاد داشته باشد که آنها ” عبادُ مکرمون لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون ” [۱۹]

یعنی آنان بندگان عزیز و محترم خدا هستند و در سخن ( یا عمل ) بر او سبقت نمی گیرند و به دستور او عمل می کنند قطعا چنین تعظیمی عبادت و شرک نیست . [۲۰]

بنابراین بوسیدن قبور اولیاء خدا و قرآن و ضریح فقط تعظیم و تکریم است . حتی سجده فرشتگان بر گِل حضرت آدم دلیل بر عبادت آدم نبوده است بلکه عبادت و پیروی از خدا بوده است.

درحقیقت خداوند به ملائک دستور داد برای من به این گل آدم سجده کنید.

نتیجه بحث عبادت :

نقطه اصلی ضعف بینش وهابیت در این است که معنای عبادت را درک نکرده اند و می گویند هر کس از دیگری اطاعت کند یا توسل کند عبادت است در حالیکه تعریف عبادت مستقل دانستن معبود در ( ربوبیت ) و ( الوهیت ) است و شیعه در توسلاتش و تعظیم و تکریم اولیاء الله و شعائر الهی هرگزبه ائمه مقام ربوبیت و الوهیت ( مقام خدایی و تدبیر جهان ) نمی دهد و لذا شیعیان موحد خالص اند چون همه نیات و اعمالشان برای رضای خداوند است .

مشرکین حقیقی وهابیان اند!؟

اگر خوب دقت کنید وهابیان که رهبران خود و استعمار گران را مقام ربوبیت ( بندگی ) و (الوهیت) می دهند و آنها را همه کاره می دانند و مطیع بی چون و چرای استعمار گران و یهودیان در کشتار، فتنه انگیزی و تفرقه و انواع تجاوز به مسلمین هستند خود مشرک و کافرند ! و دیدیم که وهابیت خدا را جسم می داند و لذا خدای آنان محتاج به زمان و مکان است و نیازمند است و در حقیقت یک بت است !؟

معنی کفر در لغت و اصطلاح :

کفر یعنی پوشاندن چیزی یا به معنی ایمان نیاوردن مثلا عدم ایمان به خدا و توحید و قیامت و … و انکار پیامبر.

کافرکسی است که منکر الوهیت ( مقام خدایی و خالقیت ) یا توحید یا رسالت رسول خدا یا یکی از ضروریات دین شود و . . . . . [۲۱]

سئوال :

آیا سجده بر حضرت آدم با توحید عبادی تناقض دارد ؟

پاسخ : اولا سجده بر حضرت آدم ازسوی فرشتگان بافرمان خداوند بوده و فرشتگان از اوامر خداوند اطاعت کرده اند.

ثانیا سجده بر آدم همانند سجده بندگان نبوده است بلکه صرف تعظیم به معنای خلیفه الهی بوده است و حالت خاص اطاعت خدا بوده است .

نظرات محمدبن عبدالوهاب درباره مسلمانان غیر وهابی :

وی در رساله اش بنام (کشف الشبهات ) بصورت افراطی بیش از ۲۴ بار مسلمین غیر وهابی را مشرک دانسته و بیش از ۲۵ بار آنان راکافر ، بت پرست ، مرتد ، منافق و شیطان خوانده است ! .[۲۲]

بسیاری ازدانشمندان شیعه و سنی وهابیان را به خوارج زمان حضرت علی (ع) تشبیه کرده اند . آلوسی بغدادی که تا حدودی خود طرفدار سلفی گری و وهابیت است در کتاب تاریخ نجد از آنها انتقاد کرده است ، او می نویسد :

” سعود بن عبدالعزیز به شهرها و کشورها لشکرکشی کرد و مردم را از زیارت خانه خدا باز داشت و مخالفان خود را تکفیر نمود و پیوسته به مسلمین یورش برده و آنان را غارت و کشتار نمود. [۲۳]

وجوه مشترک رفتارهای وهابیون و خوارج :

۱- وهابیان انسانها و بخصوص مسلمین را می کشند به این بهانه که مسلمین از ارواح اولیاء وپیامبر شفاعت می طلبند ، خوارج زمان امام علی علیه السلام هم همین افکار را داشتند و می گفتند :

“لا حکم الا لله ، لاشفاء الا لله ، لا توسل الا لله ولا استغاثه الا لله ” یعنی هیچ حکمی جز حکم خدا قابل قبول نیست و . . . البته حکم خدا یا قرآن را خودشان تفسیر به رای می کنند .

نظر امام علی علیه السلام در مورد خوارج :

امام علی (ع) در مورد شعارهای خوارج فرمودند : ” کلمه حق یراد بها الباطل ” یعنی کلمه و شعار ظاهری آنان حق است اما اراده و نیات و هدف آنها باطل و گمراهی است. معنای این شعارخوارج ( لا حکم الا لله ) آن است که فقط خدا باید حکومت کند و لازمه حکومت خدا بین مردم تجسیم و مادی بودن وجسم بودن خداوند است و این شرک اکبر است که هم خوارج و هم وهابیون به آن مبتلا هستند ! .

۲-وهابیان حکم به شرک کسانی می دهند که با عقاید آنان مخالف اند و به آنان مشرک و کافر خطاب می کنند و این همان افکار خوارج است .

خنده داراست اگر بدانیدکه خوارج و وهابیان یک دانه خرما را به احتمال آنکه صاحبش راضی نیست نمی خورند و یا از کشتن خوک ولگرد به احتمال اینکه ملک فرد اهل کتاب باشد خودداری می کنند اما با تمام گستاخی و جنایت صحابی رسول الله (ص) را که روزه دار است گردن میزنند ! این شخص عبدالله بن خباب از اصحاب رسول خدا بود که خوارج در ماه رمضان او و همسر حامله اش را شهیدکردند زیرا آن دو از علی(ع) تبری نجسته بودند.[۲۴]

عبدالله بن عمر( فرزند عمر بن الخطاب ) می گوید خوارج آیاتی را که درمورد کافران است برمومنین تطبیق می دادند و بر تفسیر و تاویل آیات جاهل بودند . [۲۵]

درحالی که ازدیدگاه اغلب مذاهب مسلمین از ضروریات دین این است که هر کس شهادتین را برزبان جاری کند خونش محفوظ است و در جرگه مسلمین قرار دارد .

هم خوارج و هم وهابیت این آیات قرآن را ندیده اند که خدا فرموده ” ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا ” . [۲۶]

یعنی به کسی که اظهاراسلام می کند نگویید مسلمان نیستی!

وهابیون آیات قرآن را تفسیر به رای و تحریف کردند و با این قشریگری به مقام مزدوری طاغوت ها رسیدند !

برخی کشتار ها و جنایات وهابیت:

۱- در چهار ذی الحجه ه.ق مصادف با ۱۹مرداد ۱۳۶۶ هجری شمسی هزاران نفر از حجاج بیت الله الحرام در مکه توسط وهابی ها به خاک و خون کشیده شدند.

۲-در ۲۵ رجب ۱۴۲۶ ه. ق مصادف باشهادت امام موسی کاظم ( ع ) ، وهابیت با توزیع غذای مسموم و انجام انفجار های پی در پی در کاظمین بین صفوف عزاداران و تخریب پل الائمه باعث شهادت حدود ۱۵۰۰ شیعه عزادار شد.

۳-در سال ۱۳۷۵ هجری شمسی طالبان وهابی در افغانستان که از سوی عربستان و آمریکا حمایت می شدند کابل را تصرف کرده و بسیاری از شیعیان را کشتند حتی جنین زنهای حامله را سر بریدند!! .

۴- در اسفند سال ۱۳۸۴ شمسی وهابیان با انفجار حرم عسکریین در سامراء گنبد حرم را تخریب کرده و در سال بعد مناره های عسکرین را تخریب کردند.

۵-درسال ۱۳۹۰ شمسی وهابیان درمنطقه شیعه نشین بغداد در یک روز صدها نفر بی گناه را با انفجارهای پی در پی کشتارکردند . [۲۷]

و سال ها ست که وهابیان در کشورهای اسلامی ( دقت کنید !) برای رفتن به بهشت شیطانی خود بی رحمانه کوچک وبزرگ را مثله می کنند و حتی اعضای آنان را همانند جدشان می خورند و می فروشند و از دست اربابان جایزه می گیرند !.

یک واقعه تاریخی تعجب آور:

ابن تیمیه و محمد ابن عبد الوهاب توحید و شرک را به گونه ای دیگر تفسیر کردند که نتیجه اش تکفیر مسلمین و بالاخص شیعیان شد . و نیز زیارت قبور اولیاء و بوسه بر ضریح و تعظیم اموات و امثال آن را تحریم و شرک دانسته و پیروان ابن تیمیه هم در قرن هشتم تمام عقاید او را قبول داشته و پس از مرگش انجام می دادند .

ابن کثیر در مورد رفتار پیروان ابن تیمیه نسبت به جدش چنین نقل می کند :

” جماعتی قبل از غسل وی در کنار پیکرش نشسته و قرآن خواندند و با بوسیدن جسد وی تبرک جستند ، سپس جماعتی از زنان آمدند بر جسد اوزاری کردند و تبرک جستند و برخی عمامه ها و لباس هایشان را بر نعش او انداخته عده ای از همان آبی که از غسلش زیاد آمده بود نوشیدند ! و برخی باقی مانده سدر غسل او را بین خود تقسیم کردند !! “[۲۸]

از این نمونه مطالب در آینده در بخش های تبرک جستن به اولیاء و بزرگان خواهد آمد، جالب است با اینکه توسل و تبرک از مرده را حرام می داند اما پیروانش به آن عمل نکردند !

نتیجه گیری از بحث :

نتیجه این شد که تهمت ها و شبهاتی که وهابیون به اصل توحید شیعیان خرده می گیرند در مورد خودشان صادق است وثابت شد که بت پرست ومشرک اصلی خود آنها هستند و شیعیان بر طبق آیات سوره الناس ، ” رب الناس ” یعنی پرورش دهنده و مدیر ومدبر ، و ” ملک الناس ” یعنی مالک تمام هستی و حاکم بر آن و ” اله الناس ” یعنی معبود بالذات و حقیقی که موجودی بی نیاز و از هرنظر کامل است را تنها ” الله ” و لا شریک می شناسند و موحد حقیقی اند و وهابیان خدا را مادی و قابل تجزیه و محتاج زمان و مکان شناخته و مشرک و بت پرست حقیقی آنهایند.

نگاهی گذرا به انواع توحید:

توحید اقسام مختلفی وجود دارد :

۱-( توحید ذاتی ): یعنی خدا واجب الوجود است و ازلی ابدی است و خدا واحد ذاتی و حقیقی است نه عددی که دومی داشته باشد لذا ( الله ) بی نظیر و بی نیاز و صمد و کامل است .

۲-( توحید صفاتی ) : یعنی صفات قدیر و علیم و سمیع و بصیر و . . . جزء ذات خدا هستند نه اضافه بر وجود خدا .

۳- (توحید افعالی ) : یعنی در عرض خالقیت خدا ، آفریننده ای وجود ندارد ( توحید در خالقیت ) ، و نیز (توحید ربوبی ) یعنی خداوند تنها مدیر و مدبر جهان است ( در حالی که مشرکین صدر اسلام تدبیر عالم را به خدایان دیگر نسبت می دادند ) ، و نیز ( توحید اسبابی ) یعنی کارهای مخلوقات و حرکات آنها به خداوند نسبت داده می شود یعنی علت هر تغییر و حرکتی در پدیده ها از جمله انسان از منشا با اراده خداوند صورت می پذیرد .

۴- ( توحید عبادی ) : آن است که انسان ها و تمام موجودات فطرتاً پرستش کننده و ستایشگر اند زیرا ناقص اند و نیاز به کمال مطلق دارند .

این ستایش برای خدا به حالت کرنش می رسد اما برای غیر خدا نباید به حالت پرستش برسد چون شرک است و لذا انسان باید از عبادت غیر حق تعالی مانند طاغوت ها و بت ها وشخصیت ها و . . . پرهیز کند.

بیشتر شبهه سازی ها و تهمت های وهابیان در این قسم از توحید عبادی است آن هم همانطور که بارها ذکر شد ناشی از عدم درک توحید عبادی توسط آنها است !.

جمع بندی :

پس دانستیم که ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب حنبلی از این مسلک جهت مذهبی جلوه دادن تئوری های بدعتی خود سوء استفاده کردند و تمام مسلمین را مشرک دانسته و تکفیر کردند و استعمار پیروان این فرقه افراطی و غلو کننده را وسیله مناسبی برای تخریب و مبارزه و کشتار مسلمین یافته و به اصطلاح خوب سواری می گیرند ! . . . .

وهابیون معتقد به جسم داشتن خدا و مادی بودن او هستند . هر عملی که ظاهرش تعظیم یا بزرگداشت چیزی یا کسی باشد شرک می دانند و فرقی بین عبادت چیزی با استقلال یا بدون استقلال نمی دانند . هر گونه دعا و توسل از غیر خدا را شرک می دانند و همه آنچه پیامبر اسلام جایز دانست حرام می دانند . مانند خوارج قران را به رای خود تفسیر کرده و عقیده دارند شهداء و اموات مانند سنگ اند !

 

نتیجه نهایی : وهابیان با اطاعت کورکورانه از امپریالیسم و صهیونیسم جهانی در حقیقت خود بر برابر آنان کرنش کرده و مشرک اند !.

ص ۳۵۱بخاری ،الجامع الصحیح ، ج۱[۱]

آلوسی ، تاریخ نجد ص ۱۱۱[۲]

[۳] عنوان المجد فی تاربخ نجد، ج ۱ ص۲۱۷ به نقل از کتاب ( وهابیت را بهتر بشناسیم )ص ۳۰

[۴]صحیح بخاری ، کتاب التوحید باب ۵۷ ، ۷۱۲۳

[۵]مجموع فتاوا،ابن تیمیه ج ۱۳ ص۲۳۲

[۶] مجموعه الرسائل الکبری–رساله ۱۱ ص۴۵۱

تفسیر طبری ج۲۵ ص۶[۷]

الجامع الفرید ص ۵۳۷[۸]

کشف الشبهات ص ۴۹۸[۹]

[۱۰]البیان ص۴۶۸ ابوالقاسم خوئی

[۱۱] سوره بقره آیه ۳۴

[۱۲] سوره اسراء– ۶۱

[۱۳]مجموع الفتاوی،بن باز،ج۲ ص ۵۴۹

[۱۴]سوره نحل آیه ۳۶

منهج الرشاد ص ۲۴[۱۵]

[۱۶]   سوره حجر–آیه ۹۶

[۱۷]سوره بقره– ۱۶۵

[۱۸]سوره یونس – ۱۸

[۱۹]سوره ا نبیاء -۲۶

[۲۰]آیین وهابیت ، سبحانی ص ۲۱۴

[۲۱] العروه الوثقی   ، مبحث نجاسات

[۲۲]کشف الارتیاب ص۹ به نقل ازتاریخ نجد

[۲۳]کشف الارتیاب صفحه ۹

[۲۴]کشف الارتیاب ص ۹۷

[۲۵]همان ص ۱۲۴

[۲۶]سوره نساء آیه ۹۴

[۲۷]به نقل ازکتاب شناخت وهابیت ، نجم الدین طبسی–نشردلیل ما ، سال ۹۱

[۲۸]ابن کثیر ، البدایه و النهایه ، ج ۱۴ ص ۱۴۲