استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

سؤال: آیا قرآن درباره روابط نامشروع پسرودختر ، یعنی داشتن دوست پسر ودختر با جنس دیگر نظری دارد؟

در سورۀ نساء آیه ۲۵ آمده است: …” آنهایی که توانایی ازدواج با زنان آزاد را ندارند می توانند با زنان پاکدامن (بردگان) با ایمان ازدواج کنند (ویا ازدواج موقت داشته باشند) (آیه ۲۴) آنها را با اجازه صاحبانشان تزویج نمایید ومهرشان را بدهید ،به شرطی که پاکدامن باشند ، و دوست پنهانی نداشته باشند. (ودر آیه ۲۷ ادامه می دهد) خداوند می خواهد شما را از آلودگی پاک سازد ، اما آنان که پیروشهواتند، می خواهند شما را از راه مستقیم منحرف سازند.

پس در آیات ۲۴ تا  ۲۷ سورۀ نساء خداوند انسان را به پاکی ها دعوت می کند و می فرماید اگر نتوانستید ازدواج دائم کنید ،ازدواج موقت داشته باشید (که بسیار کم خرج و شرعی است)ولی زن یا مرد نباید  دوست پنهانی (دوست پسر ودختر غیرشرعی)داشته باشند.

در روایتی از از امیرالمؤمنین علیه السلام هم هست که می فرمایند: “آیا حیا نمی کنید!و تعصّب و غیرت ندارید!زنان شما به بازار ها می روند و با مرد ها تماس دارند!![۱]

پس نظر امام علی علیه السلام  هم هرچه کمتر کردن برخورد های نامحرمان برای سالم ماندن جامعه است.

در روایت دیگری از پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله درباره روابط نامحرمان می فرمایند: “بین مردان و زنان نامحرمان فاصله وحریم باشد زیرا هنگامی که زنان ومردان  رو در روی یکدیگر قرار می گیرند وبا هم تماس دارند وبه درد وبلایی گرفتار می شوند که درمان ندارد.”[۲]

پیامبر عزیزمان درباره روابط نامشروع  زن ومرد وجهت پاکی جامعه وانسان ها فرموده اند: “از تنها نشستن با زنان پرهیزکنید،سوگند به خدایی که جانم در دست اوست  مردی با زنی همنشین وتنها نمی شود،مگر این که شیطان نزد آنها خواهد آمد (وآنان را گرفتارگناه کند) چنانچه مردی مورد اذیت خوکی آلوده  به کثافت شود بهتر است از اینکه شانه زن نامحرمی به او برخورد کند(زیرا تماس با زن نامحرم شهوات را تحریک می کند وکانون خانواده را متلاشی می سازد.)[۳]

سؤال:آیا از نظر اسلام داشن دوست  پسر یا دختر جایز است؟

جواب:به عل بروز یکسری خطرهای جسمی وجانی وضررهای جبران ناپذیر که ذیلاً بحث می شود اسلام آن را قبول ندارد

۱-ایجاد جو بد بینی نسبت به یکدیگر:اینگونه دوستی ها که بدون شناخت است وناشی از آزادی های بی حد وحصر است وبه علت اینکه بیشتر پسران به دنبال رسیدن به هوس های آنی جسمی وجنسی غیر مشروع خود هستند وبه دنبال دوستی حقیقی وازدواج نیستند،نهایتاً به جدایی واختلاف وبدبینی وبی وفایی می انجامد وبرای روح دختران معصوم وساده لوح که فکر می کنند پسران برای آشنایی وازدواج با آنها دوست می شوند خطرناک وضربه زننده است.نتیجه اش افسردگی واضطراب بیشرجوانان می شود.از طرفی پسری که با دختر خیابانی یا اینترنتی سریع دوست می شود هرگز با او ازدواج نمی کند،زیرا پیش خود فکر می کند که این دخر وقتی به راحتی با من رابطه نامشروع دارد،پس ایمان کافی ندارد ولذا هرلحظه ممکن است با کسان دیگر طرح دوستی نامشروع بریزد وقابل اطمینان نیست ولذا اگز ازدواجی هم صورت بگیرد خیلی زود به طلاق می انجامد، زیرا دختر وپسر نسبت به یکدیگر بدبین هستند.پسران عمدتاً وعده های پوچ برای به دام انداختن دختران می دهند،اما پس از رسیدن به آرزوهای آنی خود او را رها می کنندو…

۲-ترویج فرهنگ بیگانه:

افرادی که بدون مطالعه ئجربه وعلم وآگاهی فقط به دنبال هوس های دل خود هستند،یعنی به جای پیروی واطاعت از خداوقرآن واهل بیت علیهم السلام،از هواهای نفسانی خود اطاعت وپیروی می کنند،در حقیقت هویت دینی وملی وشخصیت انسانی خود را نابود می کنند،وبه تدریج عفت وغیرت وحیا وصفات عالیه انسانی را در خود می سوزانندومعتاد به انواع خلاف وآلودگی ودر نهایت ذلت می رسند.

امام علی علیه السلام می فرمایند:”امت مسلمان تا زمانی که از فرهنگ وآداب ورسوم کافران (در لباس ،غذا وزندگی و…)تقلید نکنند،در راه خیر وتکامل گام می نهند،اما اگر از بیگانگان تقلید کردند،خداوند آنان را ذلیل می کند.[۴]

۳-دلسرد شدن نسبت به ازدواج وتشکیل خانواده:

دوستی های بی قانون پسرودختر وروابط نامشروع آنان اساس خانواده را متلاشی می کند،وقتی چشم چرانی به صور عادت درآمد،پس از مدتی دوستی خیابانی ،آن دختر برای دوست پسرش دیگرجاذبه روزهای اول را ندارد چون هم ظاهرش وهم باطنش را مجاناً یا با قیمت ناچیز در اختیار او قرار داده است،لذا آن جوان به محض دیدن دختری که ظاهرش از این دختر جذّاب تر باشد،اولی را رها کرده،به دنبال دومی ،سومی و…می رود،چون هیچ دین وحیا وایمان وخدا وآخرتی در کارنیست ولذا اینگونه پسران هرروز به دنبال تنوع وعوض کردن دوستی هستند وهیچ وفایی ندارند.

عاقبت دوستی های بی مرز در خانواده ها:

وقی موازین دینی واخلاقی در روابط بین خانواده های فامیل رعایت نشود وزن ومرد نامحرم در کنارهم با حجاب وبی حجاب تماس داشته باشند وبگو وبخند وشوخی وغیره آزاد باشد،نتیجه آن برقراری روابط نامشروع خواهد بود،وضرر های آن را هرروزدر صفحات  حوادث روزنامه ها هر روز می خوانیم.

به یک نمونه توجه کنید:

همسر مرد ۴۰ساله ای که با ضربات متعدد چاقو  به طرز فجیعی در داخل خود روی خود به قتل رسیده بود،به اتهام قتل بازداشت شد.رئیس یکی از شعب کلانتری تهران گفت شبی در تابستان سال ۸۱ مطلع شدیم،مردی داخل ماشین بنز در داخل خیابان دماوند با واردآمدن چندین ضربه چاقو به شکم وسینه اش به طرز فجیعی به قتل رسیده است.مأمورین پس از حضور در صحنه،با شناسایی اولیای دم،همسر مقتول رابه کلانتری احضار کردند.به علت تناقض گویی همسر مقتول در تحقیقات از اماکن که وی اظهار می داشت،پس از مدتی بالاخره همسر مقتول اعتراف کرد که با دوست خانوادگی با نقشه قبلی اقدام به قتل همسرخود کرده است.

با آدرس هایی که آن زن داد ،دوست پسر همسر مقتول را در نارمک دتگیر کردند وآن را تحویل مراجع قضایی دادند.طبق اظهارات همسر مقتول،درشب حادثه اورانندگی بنز را بعهده داشته است.

سؤال:

آیا داشتن دوست پسر یا دخترآزادی وخوشبختی است وآرامش می دهد یا ازدواج شرعی؟

شاید فکر کنید چندان فرقی بین داشتن دوست پسر ودختر بدون عقد شرعی ویا ازدواج [۵]شرعی نیست،ویا فکر کنید با این سخت گیری های ازدواج توسط والدین وگرانی مسکن وغیره امکان ازدواج بسیار سخت است،اما دوستی غیرمشروع دختر وپسر راحت است واحساس آزادی می کنند،پس بهتر است مثل غربی ها آزاد باشیم …

اما حقیقت مطلب چیز دیگری است.هنگامی که جوانی به سن بلوغ می رسد وغریزه جنسی اش شدت می باید،حالت اضطراب در او به وجود می آید.قرآن کریم می فرماید:اگر انسان بخواهد آن حالت اضطراب وپریشانی را از بین ببرد تنها راهش ازدواج قانونی است.

“ومن آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها…”

یکی از آیات ونشانه های عظمت خداوند آن است که از خود شما همسرانی برایتان خلق کرد که در سایه ازدواج با آنان آرامش روحی پیدا کنید،وبین شما محبت ورحمت برقرارنمود،دراین روابط مشروع وخدا پسند بین زن ومرد،نشانه هایی از قدرت ورحمت خداوند هست برای گروهی که تعقل دارند.

پس در جریان ازدواج وعقد شرعی زن ومرد از نظر روانی به آسودگی وآرامش خاص می رسند.

درحالی که این آسایش روحی در روابط نامشروع دختران وپسران نیست،زیرا با فطرت بشر که آمیخته با غیرت وعفت وپاکی است ناسازگارمی باشد.

لذا لذتی که از این طریق دوستی ها حاصل می شود همراه با اضطراب ودلهره است.

گرچه این ارتباط آلوده در محیطی ظاهراً آرام اتفاق بیفتد.

مانند دزدی که به راحتی بدون وجود پلیس از مکانی سرقت می کند،حتی اگر هیچ قانونی مانع سرقت او نشود،چون سرقت،تجاوز به حقوق دیگران است،باعث عذاب وجدان سارق می گردد،مگر اینکه آنقدر منحرف باشد که دیگر وجدان وانسانیت باقی نمانده باشد.

نتیجه اینکه:

۱-دوست شدن با ناموس مردم خلاف قانون و وجدان است.

۲-این نوع دوستی های نامشروع تجاوز به حقوق دیگران است حتی اگر هردوطرف راضی باشند.

۳-آرامش حقیقی که در عقد قانونی به دست می آید در این نوع دوستی ها نیست.

۴-اینکار سبب هرج ومرج  وبهم ریختگی بنیاد خانواده ها می شود.

۵-طرفین تمایل دارند عملشان مخفی بماند ولی اغلب موجب انواع برخورد ها ونزاع ها بین هوسبازان می شود.

۶-به بیماری های روانی وآمیزشی دچار می شوند،که یکی ازآنها ایدز است.

۷-عمر آنها کوتاه می شود ودچار سکته های زودرس می شوند.

 

[۱] وسائل الشیع ،جلد ۱۴ صفحه ۱۷۴

[۲] مرآت النساء،ادهمی،صفحه ۱۴۰

[۳] مستدرک الوسائل ،جلد۱۴ صفحه ۲۶۴

[۴] بحارالانوار،جلد ۷۹،صفحه ۳۰۳

[۵] روم ۲۱