استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن
استدلال عقلی
درمبحث حفظ دين و حفظ اسلام در اينكه پيامبر (ص) عقلاً بايد برای خويش جانشين و وصی اختيار و انتخاب نمايد و الاّ استمراريت دين و اسلام مورد ضربه قرار می گيرد، بحث عقلی مطرح می شود كه عقلاً بر پيامبر (ص) واجب است كه برای خود جانشين قراردهد تا پس از مرگ ايشان مردم را هدايت و قرآن را تفسير و دين را تطبيق و استمرار و ادامه دهد. همچنانكه تمامی رهبران در زمان غيبت خويش برای اداره امور بلاد و ادامه نظم موجود برای خود جانشين قرار می دهند و اين از ضروريات عقل و يك ضروری برای يك رهبر عاقل و داناست .
پيامبراكرم (ص) برای خويش جانشين قرار داد زيرا هدايت مردم و تفسير قرآن برای آنان و استمرار آن ارشادات نياز به وجود فردی عالم و متقی همچون پيامبر داشت .
امام اميرالمؤمنين علی بن أبيطالب (ع) جانشين پيامبر و وصی او بود كه پس از شهادتش فرزند بزرگ او امام حسن مجتبی (ع) امامت و وصايت و رهبری مردم را به عهده گرفت و پس از امام حسن مجتبی امام أبی عبدالله الحسين (ع) بنا بر أمر الهی، أمر وصايت و خلافت و امامت را به عهده گرفت. آن امام بزرگوار جهت حفظ اسلام و دين و قرآن كه درحال از هم پاشيدن بود خون خويش و خانواده و اصحابش را هديه كرد و اين فداكاری وگذشت نه تنها ايثاری بود كه حضرتش در راه اسلام وحفظ دين نمود بلكه او به عنوان امام و رهبر دين و جامعه بر خود واجب می ديد كه اين حركت را انجام دهد، و اين وجوب يك وجوب شرعی و عقلی بود، همچنانكه جانشينی علی بن ابيطالب (ع) كه أعلم و أفقه و أشجع و…….. كه نفس پيامبر بود يك وجوب شرعی و عقلی پس از پيامبر قلمداد می شد .
فداكاری و از خود گذشتگی امام أبی عبدالله الحسين (ع) در راه دين و درراه جلوگيری از انحراف اسلام و وجوب عقلی اين استقامت و پايداری برحضرتش، أهميت وارزش بالای اين موضوع رانشان می دهد. همچنان هم راه امام أبی عبدالله الحسين (ع) و روز شهادت آن بزرگوار و هدف ايشان از نظر عقلی نبايد از يادها برود و خاموش گردد .
تمامی عقلاء عالم حکم می کنند که مقابله با ظلم و ظالم محبوب است و ممدوح و نيز حکم می کنند که قيام کننده ضد بيدادگری و ظلم را بايد تقدير کرد و راهش را ادامه داد و از او و راهش حمايت کرد، چون ظلم قُبح دارد و عدل و قيام برای آن حُسن دارد. حسين بن علی (ع) را نه تنها اسلام بلکه تمامی اديان و تمامی عقلاء جهان محبوب می دارند و راهش را زيبا و قابل ستايش می دانند و راه او را روشنائی برای امت و ملت خود می دانند .
پس شرعا ًو عقلاً بر مسلمين واجب است كه نگذارند اين نور خاموش گردد و هدف امام أبی عبدالله الحسين (ع) به فراموشی سپرده شود زيرا كه فاجعه كربلا و عاشورا كه در راه اسلام و حفظ دين واقع شده است، حادثه كم واندكی نيست.  بريده شدن سرها و جدا شدن آنها از بدن و به اسارت در آمدن زنان و فرزندان اين را به ما می فهماند كه هدف، بزرگ و مهم بوده است، پس با تمامی راهها و روشها، شيعه بايد بكوشد و تلاش كند كه اين راه خاموش نگردد و آن روز به فراموشی سپرده نشود. زنده نگه داشتن هدف امام أبی عبدالله الحسين (ع) با زنده نگه داشتن ياد و روز شهادت و روز مصيبت أهل بيت و مصيبت آن امام همام است و اين مهم نه تنها با گريه برآن امام و اقامه مجالس عزا و سينه زدن انجام می پذيرد بلكه با تمامی روشهای رايج امروزی و يا سنّتی هرآنچه كه باشد با وجود داعی عقلی و شرعی و عدم منع شارع مقدس از آنها می باشد .
اين از يك سو، و ازسوی ديگر در اين زمان كه همه دشمنان اسلام و قدرتهای بيگانه بر آن شده اند كه اسلام و تشيع و شعائر امام أبی عبدالله الحسين (ع) را از يادها ببرند و اسلامی غير واقعی به مردم ارائه دهند، شرعاً و عقلاً واجب است كه با تمامی نيرو و امكانات در مقابل آنها ايستاد تا ‌ أهداف شيطانی آنان را خنثی كرد. لذا بايد با تمامی شعائر اسلام مانند اذان و صلوات و نيز شعائر تشيع مانند شهادت ثالثه و شعائر أهل بيت (ع) به خصوص شعائر امام أبی عبدالله الحسين (ع) به ميدان مبارزه و مقابله با دشمنان اسلام آمد و فرقی بين شعائر قديمه و جديده نگذاشت كه غرب باتمام امكانات خود برای جذب جوانان ما و نابودی اسلام و تشيع به ميدان آمده است. پس عقل حكم می كند كه از راهمان و اهدافمان يعنی اهداف قرآن و اسلام كه امام أبی عبدالله الحسين (ع) به خاطر آنان به شهادت رسيد با تمام امكاناتمان دفاع كنيم و شعائر حسينی يكی ازآن وسائل است .