استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

استدلال به احاديث و روايات در مطلق شعائر حسينی

 

درباره امام ابی عبدالله الحسين (ع) و بزرگداشت عاشورا و مصائب وارده بر آن حضرت احاديث و روايات متنوع و زيادی وجود دارد كه نقل همه آنها در امكان ما نيست ولی تعدادی از روايات صحيحه شريفه جهت استدلال آورده می شود .
۱- أبوالقاسم جعفر بن محمد بن قولويه قال: حدثني أبي رحمه الله و محمد بن عبد الله و علي بن الحسين و محمد بن الحسن ۴ عن عبد الله بن جعفر الحميري عن موسی بن عمر عن غسان البصري عن معاوية بن وهب عن أبي عبد الله(ع)قال: قال لي يا معاوية لا تدع زيارة قبر الحسين  (ع)لخوف، فان من ترک زيارته رأی من الحسرة ما يتمنی أن قبره کان عنده. أما تحب أن يری الله شخصک و سوادک فيمن يدعو له رسول الله (ص) و علي و فاطمة و الأئمة(ع) [۱].
معاویه فرزند وهب می گويد که حضرت صادق (ع) به من فرمود: ای معاويه زيارت قبر حسين (ع) را ترک مکن زيرا که هرکس زيارتش را ترک کند (در روز قيامت) حسرتی خواهد ديد که آرزو می کند که قبر او (حسين) در نزد او بود (تا هميشه زيارتش کند). آيا دوست نداری که خدا تو را جزء آن کسانی ببيند که پيامبر (ص) و علی و فاطمه و أئمه (ع) برای آنها دعا می کند .
توضيح مطلب: ترس از دشمن و ترس از آسيب ديدن و ضرر ديدن يعنی مطلق ترس نمی تواند ما را از زيارتش منع کند. و اين اطلاقی که در ” لِخوف ” وجود دارد به انسان اين رخصت و اجازه را می دهد که به سبب هر ترسی که باشد زيارتش را ترک نکند. درست است که در اينجا ” زيارت ” قيد شده است ولی احياء و زنده نگاه داشتن ذکر و ياد او که به وسيله شعائر انجام می پذيرد هم از اين اطلاق خارج نيست و می شود گفت که هر چيزی که به احياء ذکر او چه زيارت و چه غير آن بينجامد مورد تأييد و تشويق و تشجيع امام صادق (ع) و ديگر أئمه أطهار و رسول الله است. و نهايت اين حديث شريف خود دليل بر اين گفته است چون هر کس که با شعائر و هر وسيله ديگر ذکر حسين را بپا دارد بنابر دلائل روائی زيادی مورد لطف و دعای پيامبر و أئمه أطهار قرار می گيرد و اين مخصوص به زيارت کربلا نمی باشد هر چند که زيارت کربلا و قبر مطهرش خود اهميت زيادی دارد .
۲- أبو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه قال: حدثنی علي بن الحسين بن موسی عن علي بن ابراهيم و سعد بن عبد الله جميعا عن ابراهيم بن هاشم عن علي بن فضال عن أبي جميلة عن جابر عن أبي جعفر(ع)قال: “ما بكت السماء علی أحد بعد يحيی بن زكريّا الاّ علی الحسين بن علي  (ع) فانها بكت عليه أربعين يوماً” [۲].
حضرت باقر فرمود: آسمان پس از يحيی بن زكريا بركسی گريه نكرد مگر بر حسين بن علی (ع) كه برحسين چهل روز گريه كرد .
توضيح مطلب: أحاديث بسياری وارد شده است که در آن انقلاب و آشفتگی تمامی کون بعد از شهادت حسين بن علیبيان گرديده که در اينجا فقط يک حديث آورده شد، و اين مطلب که به تواتر ثابت گرديده است اهميت مسئله را نشان می دهد که در بعضی از أحاديث از گريه خونين آسمان و سرخ شدن آن تعبير شده است و يا پريشانی و خاک آلود بودن و گريه ملائکه زيادی تا روز قيامت بيان گرديده شده است. و اين نشان می دهد که خدای متعال در شهادت حسين بن علیانقلاب و دگرگونی فردی و اجتماعی را از کائنات انتظار دارد و بشر يک عضو کوچکی است در نظام کون که بايد وفاداری خود را به عاشورا نشان دهد و به اعمال و افعالی بپردازد که مورد خواسته باری تعالی است،که شعائر حسينی و پياده کردن آن در روز عاشورا مهمترين و بهترين آن اعمال است .
۳- بحارالانوار از أمالی شيخ صدوق نقل كرده كه حضرت رضا (ع) فرمود: “إن المحرّم شهرٌ كان أهل الجاهليّة يحرّمون فيه القتال، فاستحلّت فيه دماؤنا و هتكت فيه حرمتنا، و سبي فيه ذرارينا و نساؤنا، و اُضرمت النيران في مضاربنا، و انتهب ما فيها من ثقلنا، ولم ترع لرسول الله حرمة في أمرنا. اِنّ يوم الحسين أقرح جفوننا، وأسبل دموعنا و أذلّ عزيزنا بأرض كرب و بلاء ، واورثتنا الكرب و البلاء الی يوم الانقضاء، فعلی مثل الحسين فليبك الباكون فانّ البكاء عليه يحطّ الذنوب العظام . ثم قال(ع): كان أبي إذا دخل شهر المحرّم لا يری ضاحكاً و كانت الكآبة تغلب عليه حتی يمضي منه عشرة أيّام فاذا كان يوم العاشر كان ذلك اليوم يوم مصيبته و حزنه و بكائه و يقول: هواليوم الذي قتل فيه الحسين صلّی الله عليه” [۳].
حضرت رضافرمودند: محرّم ماهی است كه جاهليت جنگ در آن را حرام می دانستند ولی خونهای ما درآن حلال گشت و حرمتهای ما هتك گرديد و فرزندان و زنان ما به اسارت گرفته شد و خيمه های ما به آتش كشيده شد و اموال ما به غارت برده شد و برای رسول خدا حرمتی رعايت نگرديد. بدرستيكه روز حسين ( روز عاشورا ) پلكهای چشمان ما را مجروح گرداند و اشكهای ما را جاری ساخت و عزيز ما را در زمين كرب و بلا به ذلت كشاند، و تا روز قيامت  به ما كرب و بلاء و مصيبت هديه و ارث داد، بدين جهت بايد گريه کنندگان، بر حسين گريه کنند زيرا كه گريه بر او گناهان بزرگ را از بين می برد .
پس حضرتش فرمود: پدرم در وقتی كه محرّم می آمد تا ده روز خندان ديده نمی شد و افسردگی و ناراحتی بر او غلبه می كرد و وقتی روز دهم محرم می رسيد، روز مصيبت و حزن و اندوه و گريه او بود و می فرمود: اين آن روزی است كه حسين (ع) در آن كشته شد .
توضيح مطلب: در اين حديث حضرت رضا (ع) می فرمايد که روز عاشورا و روز شهادت حسين بن علی پلکهای چشمان ما را از شدت گريه زخم کرده است. و اين ضرری است که از سوی آنها بر یکی از مهمترين اعضاء بدن وارد شده است، پس اين خود دليل است بر اباحه و جواز ضرر رساندن بر خود در راه حسين بن علی. و بعضی از شعائر اگر هم فرضا ضرری بر انسان داشته باشد با اين گفته معصوم آن ضرر مباح و جائز می گردد .
۴- حضرت رضا (ع) در حديثی می فرمايد: “من تركَ السعي في حوائجه يوم عاشوراء قضی الله له حوائج الدنيا و الآخرة و من كان يوم عاشوراء يوم مصيبته وحزنه و بكائه، جعل الله عزوجل يوم القيامة يوم فرحه و سروره، و قرَّت بنا في الجنان عينه، ومن سمّی يوم عاشورا يوم بركة و ادّخر فيه لمنزله شيئاً لم يبارك له فيما ادّخر و حشر يوم القيامة مع يزيد و عبيدالله بن زياد و عمربن سعد- لعنهم الله- الی أسفل دركٍ من النار” [۴].
حضرت رضا فرمودند: هركس در روز عاشورا سعی وكوشش در انجام حوائج و نيازهايش نكند، خدا روز قيامت را روز شادی و سرورش می گرداند و چشمانش را به ما در بهشت روشن می كند. و هركس روزعاشورا را روز بركت قرار دهد و برای خود و منزل خود توشه و آذوقه تهيه و ذخيره كند، خدا بركت را از آن بر می دارد و روز قيامت او را با يزيد و عبيدالله بن زياد و عمربن سعد لعنة الله عليهم در پايين ترين اماکن جهنم محشور می سازد .
۵- در بحارالانوار از أمالی شيخ صدوق درحديث طويلی از حضرت رضا (ع) نقل گرديده كه آن حضرت در آخر فرمود ….. “اِنْ سرّك َ أن تكون معنا في الدرجات العُلی من الجنان، فاحزن لحزننا، و افرح لفرحنا وعليك بولايتنا، فلو أنّ رجلاً تولّی حجراً لحشره الله معه يوم القيامة ” [۵].
اگر بودن با ما در درجات بالای بهشت تو را مسرور و شاد می سازد، پس در غم و حزن ما غمگين و محزون  باش و درشادی ما شاد باش و تورا توصيه به ولايت خود می كنيم، زيرا اگر فردی سنگی را دوست  داشته باشد و آن را پيروی كند خدا او را با آن سنگ در روز قيامت محشور می سازد.
توضيح مطلب: اين مسئله فاحزن لحزننا (در حزن و اندوه ما محزون و اندوهناک باش) بسيار عميق است و البته غمناک و اندوهناک بودن مراتب و درجات متفاوت و زيادی دارد و شيعه نسبت به تفاوت معرفتش نسبت به حسين بن علی و تفاوت مراتب عشق و علاقه اش نسبت به او در ابراز اين معرفت و علاقه تفاوت درجات و مراتب دارد و چون امام بصورت مطلق از حزن نام برده اند پس تمامی درجات و مراتب آن مباح و جائز است. گاهی فردی با گريه ابراز حزن می نمايد و گاهی فرد ديگری با شکافتن سر ابراز حزن می نمايد و هر دوی اين روشها اندوه و حزن اين دو فرد را نشان می دهد و هردو فعل در زير اطلاق کلام امام (ع) قرار می گيرد و در نتيجه هردو عمل مورد تأييد آن بزرگوار می باشد .
۶- قال الصدوق: حدثنا أبي قال: حدثنا سعد بن عبد الله قال: حدثني محمد بن عيسی بن عبيد اليقطيني عن القاسم بن يحيی عن جده الحسن بن راشد عن أبي بصير و محمد بن مسلم عن أبي عبد الله(ع)قال: حدثني أبي عن جدي عن آبائه (ع)أن أميرالمؤمنين(ع)قال: …… “إنّ الله تبارك وتعالی اطلع الی الأرض فاختارنا، و اختار لنا شيعة ينصروننا، و يفرحون لفرحنا، و يحزنون لحزننا و يبذلون أموالهم وأنفسهم فينا، اولئك منا و الينا”. (الحديث) [۶].
صدوق ۱ در کتاب معروف خصال نقل می كند كه حضرت اميرالمؤمنين (ع)فرمودند: خدای تبارک و تعالی به زمين نظر کرد و ما را اختيار فرمود، و برای ما پيروانی قرار داد كه به ما ياری می رسانند، و در شادی ما شاد می شوند و در غم و اندوه ما غمگين می گردند و در راه ما اموال و جان خود را می دهند، آنها از ما هستند و به سوی ما خواهند آمد .
توضيح مطلب: بذل و دادن مال و جان در راه أهل بيت به هر صورتی که باشد مورد تأييد آن حضرات است. و اگر دادن جان در راه آنها از سوی امام أميرالمؤمنين علی (ع) يعنی از سوی پيامبر يعنی از سوی خدا اجازه داده شده است پس مسلما کمتر از آن يعنی آنچه که در شعائر حسينی وجود دارد به طريق أولی مورد تأييد آنهاست .
۷- مرحوم مجلسی در بحارالأنوار خبری را نقل می كند كه در زمان متوكل – لعنه الله- دستور داده شده بود كه زوّار قبر أبی عبدالله الحسين (عليه السلام) را بكشند و در بعضی موارد ديگر هست که قطع يد از زوار می كردند و امامان ما مردم را از زيارت منع نمی کردند [۷].
۸- حُرّ عاملی در وسائل عن محمد بن موسی المتوکل عن عبدالله بن جعفر الحميري عن احمد و عبد الله ابني محمد بن عيسی عن الحسن بن محبوب عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أبي جعفر (ع) قال: “کان علي بن الحسين  (ع)يقول: أيما مؤمن دمعت عيناه حتی تسيل علی خديه بوأه الله بها غرفاً يسکنها أحقابا، و أيما مؤمن دمعت عيناه حتی تسيل خده فيما مسنا من الأذی من عدونا في الدنيا بوأه الله مبوأ صدق، و أيما مؤمن مسه أذیً فينا فدمعت عيناه حتی تسيل علی خده من مضاضة ما أوذي فينا صرف الله عن وجهه الأذی و آمنه يوم القيامة من سخطه و النار” [۸].
حضرت باقر (ع) فرمود که حضرت سجاد علي بن الحسين (ع) به تکرار می فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسين (ع) اشک بريزد بصورتی که بر گونه هايش جاری شود خدای متعال او را در غرفه هائی (در بهشت) سکونت می دهد. و هر مؤمنی به سبب آن اذيت و آزاری که ما از دشمنانمان در دنيا ديديم اشک بريزد تا بر گونه اش سرازير شود خدای متعال او را در مکانهای صدق (در بهشت) مکان می دهد. و هر مؤمنی که در راه ما أذيتی ببيند و چشمانش به اشک بيفتد تا از گونه اش سرازير شود و اين از آن سختی باشد که در راه ما اذيت و آزار ديده، خدای متعال اذيت را از او دور می کند و او را در روز قيامت از سخط و غضب خود و آتش ايمن می دارد .
توضيح مطلب: ذکر شدن ديدن أذيت در راه أهل بيت و ديدن سختی در راه آنها از سوی حضرت سجاد (ع) و اطلاقی که در اين دو مطلب وجود دارد خود دليل ديگری است بر جواز بلکه استحباب تمامی شعائر حسينی. چون مسلما اين شعائر با ديدن أذيت و سختی و درد همراه است. و اين دردها و سختيها گاهی از سوی دشمنان أهل بيت است و گاهی به سبب طبيعت اين شعائر است که با درد و سختی و ديدن أذيت همراه است .
۹- عن احمد بن الحسن القطان و محمد بن بکر بن النقاش و محمد بن ابراهيم بن اسحاق الطالقاني کلهم عن احمد بن محمد بن سعيد الهمداني عن علي بن الحسن بن علي بن فضال عن أبيه قال: قال الرضا (ع) :”من تذکر مصابنا فبکی و أبکی لم تبک عينه يوم تبکي العيون، و من جلس مجلساً يحيی فيه أمرنا لم يمت قلبه يوم يموت القلوب” [۹].
حضرت رضا (ع) فرمودند: هر کس که مصيبتهای ما را به ياد آورد و بگريد يا سبب گريه ديگران شود چشم او در روزی که چشمان همه در حال گريه است نمی گريد ( يعنی در روز قيامت ) و هر کس در مجلسی بنشيند که امر و ذکر ما احياء و زنده شود، در روزی که همه قلبها می ميرد قلب او نمی ميرد .
توضيح مطلب: مطلق شعائر حسينی با شور و حالتی که دارد حتما سبب گريه خود و ديگران می شود و مصداق اين حديث شريف قرار می گيرد. زنده کردن روز عاشورا و ترسيم آن روز با اظهار جزع و نمايش دادن پيکرهای به خون غلطيده اصحاب حسين (ع) با پوشيدن کفن و جاری ساختن خون مسلما سبب گريه چشمهای مؤمنان می گردد و احياء امر و ذکر آنان نيز می شود و مشمول اين حديث شريف قرار می گيرد. پس اين حديث خود مجوّز ديگری است برای شعائری که امروزه شيعه بپا می دارد .
۱۰- در حديثی که مسمع بن عبد الملک از حضرت صادق (ع) نقل می کند چنين آمده است: عن مسمع بن عبدالملک قال: قال لي أبو عبد الله (ع)(في حديث) أما تذکر ما صنع به يعني الحسين(ع). قلت: بلی. قال: أتجزع؟ قلت: اي والله، و أستعبر بذلک حتی يری أهلی أثر ذلک عليّ، فأمتنع من الطعام حتی يستبين ذلک في وجهي. فقال: رحم الله دمعتک، أما انک من الذين يعدون من أهل الجزع لنا، والذين يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا. أما انک ستری عند موتک حضور آبائي لک، و وصيتهم ملک الموت بک و ما يلقونک به من البشارة أفضل. و ملک الموت أرق عليک و أشد رحمة لک من الأم الشفيقة علی ولدها. (الی أن قال) ما بکی أحد رحمة لنا و لما لقينا الاّ رحمه الله قبل أن تخرج الدمعة من عينه، فاذا سال دموعه علی خده، فلو أن قطرة من دموعه سقطت في جهنم لأطفأت حرّها حتی لا يوجد لها حَرّ… [۱۰].
راوی نقل می کند که حضرت صادق (ع) به من فرمودند: آيا بياد نمی آوری آنچه را که بر حسين روا داشته شد؟ گفتم بلی (بياد می آورم). فرمود: آيا جزع و بی تابی می کنی؟ گفتم: بلی به خدا قسم و بر اثر آن گريه می کنم تا جائی که خانواده ام اثر آن را بر من می بينند، و من از غذا خوردن امتناع می ورزم بصورتی که اثر آن بر چهره ام ظاهر می شود. پس حضرت صادق فرمودند: خدا رحمت کند اشکهای تو را. بدان که تو از کسانی هستی که برای ما جزع می نمايند. و از کسانی هستی که در شادی ما شادی می کنند و در حزن واندوه ما محزون می شوند. بدان که تو در وقت مرگت حضور پدران مرا در نزد خودت خواهی ديد و خواهی ديد که آنها به ملک الموت سفارش تو را می کنند، و آنچه را که آنها به تو بشارت می دهند بالاتر است و ملک الموت نيز از مادری که به فرزندش مهر می ورزد بر تو رقيق تر و رحيم تر است . (تا جائی که فرمود:) کسی بر ما با دلسوزی و به سبب
آنچه که ما در دنيا ديديم نمی گريد مگر اينکه خدا قبل از آنکه اشک از چشمانش خارج شود او را رحم می کند و وقتی که اشک بر گونه هايش جاری شود اگر يک قطره از آن اشکها در جهنم بيفتد، گرمای آنرا خاموش می سازد بصورتی که ديگر گرمائی برای آن نمی ماند .
توضيح مطلب: سؤال حضرت از راوی در مورد اينکه آيا برای ما جزع می کنی (يعنی از خود بی خود می شوی و بی تابی می کنی) خود دليل ديگر و تأکيدی است بر محبوبيت جزع در راه حسين بن علی. به عبارت ديگر امام (ع) از او می خواهد که جزع کند، و جزع مراتب گوناگونی دارد که کمترين مرتبه آن ناراحت شدن و اشک ريختن است و بالاترين مرتبه آن مواسات با آن حضرت است. پس هرکس به نسبت معرفت خود به معصومين و بالخصوص امام أبی عبدالله الحسين (ع) نسبت به آن حضرت اظهار اراده و اخلاص و در نتيجه جزع می نمايد که تمامی مراتب آن ممدوح و مباح است چون اطلاقی که امام (ع) در حديث در کلمه جزع به کار می برد تمامی مراتب آن را در بر می گيرد. و شعائر حسينی نيز در زير اين اطلاق قرار می گيرد چون همه آنها مراتب مختلفه جزع را به نمايش می گذارند. از سياه پوشيدن و گِل بر صورت زدن تا بر سينه کوفتن و پشت را با زنجير سياه نمودن و کفن پوشيدن و بر فرق کوبيدن و خون از اعضای خود جاری ساختن. و در همه اين شعائر هدف چيزی جز مواسات با اصحاب گرانقدر آن حضرت و به نمايش گذاردن و زنده نگاه داشتن عاشورا نيست که با دل و جان بايد “يا ليتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظيما” رابه فرياد کشيد .
۱۱- عن أبی القاسم جعفر بن محمد بن قولويه رضوان الله عليه قال حدثني أبي رحمه الله و محمد بن عبدالله و علي بن الحسين و محمد بن الحسن رحمهم الله جميعا عن عبد الله بن جعفر الحميري عن موسی بن عمر عن غسان البصري عن معاوية بن وهب،( و عن محمد بن يعقوب و علي بن الحسين عن علي بن ابراهيم بن هاشم، عن بعض أصحابنا، عن ابراهيم بن عقبة، عن معاوية بن وهب،) قال: استأذنت علی أبي عبدالله (ع)فقيل لي: ادخل فدخلت فوجدته في مصلاه، فجلستُ حتی قضی صلاته فسمعته وهويناجي ربّه و هويقول: “يا من خصَّنا بالكرامة، و خصَّنا بالوصيّة، و وعدنا الشفاعة، و أعطانا علم ما مضی و مابقي، و جعل أفئدة من الناس تهوي الينا، اغفرلي و لاخواني و لزوّار قبر أبي الحسين صلوات الله عليه الذين أنفقوا أموالهم، و اشخصوا أبدانهم رغبة في برّنا و رجاءً لما عندك في صلتنا، و سروراً ادخلو علی نبيّك صلواتك عليه وآله، و اجابة منهم لأمرنا، و غيظاً أدخلوا علی عدوّنا، أرادوا بذلك رضاك، فكافهم عنّا بالرضوان و اكلأهم بالليل والنهار، و اخلف علی أهاليهم و أولادهم الذين خلفوا بأحسن الخلف، واصحبهم واكفهم شرّ كلّ جبّار عنيد، و كلّ ضعيف من خلقك أو شديد، و شرشياطين الجنّ و الانس، و أعطهم أفضل ما أملوا منك في غربتهم عن أوطانهم، و ما آثرونا به علی أبنائهم ((أبدانهم)) وأهاليهم و قراباتهم، اللهم اِن أعدائنا عابوا عليهم خروجهم فلم ينههم ذلك عن الشخوص الينا، و خلافاً منهم علی من خالفنا، فارحم تلك الوجوه التي قد غيرتها الشمس، و ارحم تلك الخدود التي تقلّبت علی حفرة أبي عبدالله(ع)، و ارحم تلك الأعين التي جرت دموعها رحمة لنا، و ارحم تلك القلوب التي جزعت و احترقت لنا، و ارحم الصرخة التي كانت لنا، اللهم إني أستودعك تلك الأنفس، و تلك الأبدان حتی توافيهم علی الحوض يوم العطش. فمازال و هو ساجد يدعو الله بهذا الدّعاء. فلما انصرف قلت: جعلت فداك لو أن هذا الذي سمعتُ منك كان لمن لايعرف الله لظننت أنّ النار لا تطعم منه شيئاً، والله لقد تمنيّت أني كنت زرته و لم أحج، فقال لي: ما أقربك منه، فما الذي يمنعك من زيارته، ثم قال: يا معاوية لم تدع ذلك، قلت لم أدر أنّ الأمر يبلغ هذا كلّه قال: يا معاوية من يدعو لزوّاره في السماء أكثر ممن يدعو لهم في الأرض يا معاوية لا تدعه، فمن تركه رأی من الحسرة ما يتمنّی أن قبره كان عنده، أما تحب أن يری الله شخصك و سوادك فيمن يدعو له رسول الله(ص)و علّي وفاطمة والائمة (ع)، أما تحب أن تكون غداً ممن ينقلب بالمغفرة لما مضی و يغفر له ذنوب سبعين سنته، أما تحب أن تكون غداً ممن تصافحه ملائكة، أما تحب أن تكون غداً فيمن يخرج و ليس له ذنب فيتبع به، أما تحب أن تكون غداً ممن يصافح رسول الله  [۱۱] (ص).
 معاويه پسر وهب چنين روايت می كند كه اجازه گرفتم و خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم  پس ديدم كه حضرت در سجاده نماز هستند، نشستم تا نمازشان تمام شد، پس شنيدم كه آن حضرت باخدايش چنين مناجات می كند: ای كسی كه ما را به كرامت و به بزرگواری اختصاص داد، و ما را به وصی بودن انتخاب كرد(وصی پيامبر)و به ما وعده شفاعت داد و به ما علم گذشتگان و آينده گان را عطا فرمود و قلوب بعضی از مردم را چنين قرار داد كه به سوی ما گرايش دارد، مرا ببخش و برادران مرا ببخش و زوّار قبر پدرم حسين(صلوات الله عليه)را نيز ببخش، كسانی كه اموالشان را(در راه زيارتش)انفاق و خرج كردند، و بدنهايشان را برای دوستی با ما به رنج و زحمت انداختند، و برای آنچه را كه تو در محبّت با ما قراردادی(ازثواب ورحمت)و برای آن شاديی كه آنان بر قلب پيامبر صلوات تو بر او و خاندانش باد داخل كردند و برای اطاعتی كه آنها از امر ما انجام داده اند و برای آن ناراحتی كه آنان بر دشمنان ما وارد كردند، كه برای همه اين مسائل رضای تو را اراده نمودند پس بهشت را به آنها در مقابل آنچه دادند عنايت فرما و در شب و روز به آنها نعمت عطا كن و تو جانشين برای أهل بيت و فرزندانشان باش و آنها را مصاحبت فرما و شرّ هر ستمگر و ظالمی را از آنها دور كن و شرّ هر ضعيف و قوی و شرّ شياطين و جنّ و انس را نيز از آنها دوركن، و به آنها بالاتر از آنچه را كه آنها درغربت از وطن هايشان از تو توقع و اميد دارند و نيز به آنچه كه در راه ما دادند و سختی هايی كه بر فرزندانشان (بدنهايشان) و قوم وخويش و أهلشان وارد آمد و تحمل كردند عطا فرما. خدايا دشمنان ما به آنها به خاطر خروجشان از بلادشان (و سفر به سوی زيارت ما) به آنها طعنه زدند ولی اين طعنه ها مانع برای زيارت آنان نگشت و مانعی برای مخالفت با مخالفين ما نگشت، پس(ای خدای بزرگ)آن صورتهایی که تابش خورشيد تغيير داد را رحم فرما، و آن صورتهايی كه بر قبر أبی عبدالله (ع) گذاشته و برداشته می شود را رحم فرما، و آن چشمانی كه اشكهايش برای ما جاری گشت را رحم فرما، و آن قلبهايی كه برای ما جزع كرد و سوخت را رحم فرما، و آن فريادی كه برای ما زده شد را رحم فرما. خدايا من آن روحها و بدنها را به تو می سپارم تا در كنار حوض در روز تشنگی به آنان پاداش دهی. پس همينطور او درسجده بود و خدا را با اين دعا می خواند و وقتی سجده و دعايش به پايان رسيد، عرض كردم فدايت گردم اگرآنچه را كه از تو شنيدم و دعائی كه توكردی برای كسی باشد كه خدا را نمی شناسد، فكر كنم كه آتش به او نرسد، بخدا قسم آرزو كردم كه او را زيارت می كردم و حج بجا نمی آوردم. سپس آن حضرت به من فرمود: تو به آن حضرت بسيار نزديك هستی، پس چه چيزی مانع آن می شود كه او را زيارت كنی، سپس فرمود: ای معاويه آن را رها مكن، عرض كردم نمی دانستم كه مسئله به اين مهمی و بالا مرتبه ای است. فرمود: ای معاويه، كسانی كه برای زوّار حسين دعا می نمايند در آسمان بيشتر از زمين هستند، ای معاويه آنرا رها مكن، پس كسی كه آن را ترك كند پشيمانی وحسرتی را خواهد ديد كه آرزو می كند كه قبر او(حسين (ع))نزد او بود(تا هر روز به زيارتش رود). آيا دوست نمی داری كه خدا تو را در بين كسانی ببيند كه پيامبر (ص) و علی و فاطمه و ائمه اطهار (ع) برای آنها دعا می فرمايند؟ آيا دوست نمی داری در بين کسانی باشی كه فردای قيامت گناهان ۷۰  ساله اش آمرزيده می شود؟ آيا دوست نمی داری كه فردا در بين افرادی باشی كه ملائكه با آنها مصافحه می كنند؟ آيا دوست نمی داری كه فردا در بين افرادی باشی كه از قبر خارج می شوند و گناهی برای آنها نمی ماند؟ آيا دوست نمی داری كه فردا در بين افرادی باشی كه پيامبر (ص) با آنها مصافحه می نمايد ؟
توضيح مطلب: همه شعائر حسينی با گريه و سوختن و فرياد زدن و جزع و بی تاب شدن صورت می گيرد و اين حديث شريف و بلند مرتبه تمامی اين موارد را مورد تأييد قرار می دهد. و عامل اين موارد مورد لطف و دعای معصوم واقع می شود و وعده پاداش در کنار حوض به او داده می شود. آيا اين دليل بر جواز و حتی استحباب شعائر حسينی نيست ؟
نتيجه :
مجموع اين احاديث و احاديث معتبر ديگر كه در تأكيد بر زيارت امام أبی عبدالله الحسين (ع) و قبر ايشان آمده است همه و همه دلالت بر اين دارد كه هدف پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) اين بوده است كه نور أبی عبدالله الحسين (ع) خاموش نگردد و هر روز راه ايشان و هدف ايشان روشن ترگردد و بالاتر رود، و تنها راه برای اين منظور همان زنده نگاه داشتن روز شهادت ايشان و شعائرآن امام همام است و دليل بر آن رواياتی است كه ذكر شد كه حضرت فاطمه زهرا در آسمانها شهقه و فرياد می زند و ملائكه را می گرياند و حضرت سجاد برای عزاداران اطعام می كند و ديگر رواياتی که ذکر شد، تا اين حركت هميشه زنده بماند و ادامه يابد .
اَئمه معصومين (ع) مانند بقيه احكام شرع راه را نشان داده و حتی به آن راه ها و شعائر هم عمل کرده اند و تا جائی که امر مهيا بوده تأکيد بر لزوم اقامه شعائر نموده و به اهميّت آن اشاره كرده اند .
 با در نظرگرفتن احاديثی كه ذكر گرديد می توان به تنقيح مناط ديگر شعائر يعنی شعائری که امروزه مطرح است را هم به شعائری كه در زمان معصومين وجود داشته متصل كرد و حكم به جواز بلکه استحباب آنها داد، زيرا كه علت حكم كه همان زنده نگه داشتن آن نور و راه حسينی است يكی است، زيرا  با التفات و نظردقيق به مجموع أحاديث و با توجه به اطلاقات موجود در آنها ، ظن معتبر برای متصل كردن شعائری که امروزه مطرح است به شعائری كه در زمان معصوم بوده است بوجود می آيد و همين أمر علت و سبب  حكم به استحباب مؤكد اين شعائر است. زيرا كه هيچ شكی در شعاريّت مجموع موارد و مصاديق نيست وعدم مانع عقلی وشرعی و وجود داعی، خودكفايت برمصداقيّت مصاديق موجود دارد. برای مثال آنجا که امام معصوم می فرمايد: کسانی که در راه ما اموال و جان خود را می دهند آنها از ما هستند و به سوی ما خواهند آمد. آيا دليل بر اباحه تمامی شعائر (قديمه و جديده) نمی باشد، و آيا بالاتر از جان انسان که آن را در راه معصوم بدهد چيز ديگری هم وجود دارد؟ در نتيجه در راه ولايت و در راه امام ابی عبدالله (ع) تا حد دادن جان رخصت وجود دارد و انجام شعائر حسينی يکی از اين راه هاست .

پس اطلاق( ومن يعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب )، و ( يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر الله )، و آيه مودت و سيره ائمه اطهار (ع) بلكه پيامبراكرم (ص) در بزرگداشت روز و مصيبت امام ابی عبدالله الحسين (ع)، و تأكيد و ترغيب در عزاداری و ريختن اشك تا حدّ زخم شدن پلك چشم و تمام شدن اشك و سرازير شدن خون از چشم كه مسلماً ضرر بسياری بر چشم دارد، و عدم ورود دليلی برحرمت اين أعمال واين شعائر، واصالة الاباحه وتمسك به قاعده كل شيئي لك حلال حتی تعلم أنه حرام، و ورود أحاديث متواتره درمدح إعظام شعائر امام أبی عبدالله الحسين(ع) و إعظام عمل كنندگان به آن شعائر و وجود تنقيح مناط، و استفاده از اطلاقات بيان شده، همه و همه دلائل حكم به اباحه بلكه استحباب تمامی شعائر حسينی است .



[۱] کامل الزيارات باب۴۰ باب دعاء رسول الله و علي و فاطمة و الائمة عليهم السلام لزوار الحسين ح ۱ .
[۲] کامل الزيارات باب ۲۸ باب بکاء السماء و الارض علی قتل الحسين و يحيی ح ۹ .
[۳] بحار الانوار ۴۴ : ۲۸۳- ۲۸۴ ، وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۴ کتاب الحج أبواب المزار باب ۶۶ ح ۸ .
[۴] بحار الانوار ۴۴ : ۲۸۴ ، وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۴ کتاب الحج أبواب المزار باب استحباب البکاء لقتل الحسين ح ۷ .
[۵]  بحار الانوار ۴۴ : ۲۸۶ ، وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۳ کتاب الحج أبواب المزار باب استحباب البکاء لقتل الحسين   ح ۵ .
[۶] خصال الصدوق : ۶۳۵ ، أبواب المأة فما فوقه ح ۴۰۰ ، طبع قم .
[۷] بحار الانوار ۴۵ : ۴۰۴ – ۴۰۳ .
[۸] وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۲ أبواب المزار باب ۶۶ ح ۳ .
[۹] وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۲ کتاب الحج باب استحباب البکاء لقتل الحسين و … ح ۴ .
[۱۰] وسائل الشيعة ۱۰ : ۳۹۶ أبواب المزار باب ۶۶ ح ۱۶ . کامل الزيارات باب ۳۲ باب ثواب من بکی علی الحسين بن علي عليهما السلام ح ۶ .
[۱۱] کامل الزيارات باب ۴۰ باب دعاء رسول الله و …، لزوار الحسين   ح ۲ .