استت سون - آمارگیر سایت و اپلیکیشن

بسم الله الرحمن الرحیم

آيا حضرت مهدى (عج) در سرداب غائب شده و از سرداب ظهور مى‌كند؟

طرح شبهه:

سرداب مقدس، زير زمينى است در كنار مرقد مطهر و منور امامين عسكريين حضرت هادى و امام عسكرى عليهما السلام در شهر سامرا، معمولا در كشور عراق و به ويژه در شهرهاى گرمسير رسم بر آن بوده كه مردم در كنار خانه‌هاى خود سردابى در زير زمين حفر مى‌كردند تا در روزهاى گرم تابستان به آن جا پناه ببرند، امام هادى و امام عسكرى عليهما السلام نيز علاوه بر اتاق‌هايى كه داشتند، سردابى را به همان منظور در كنار خانه خود حفر كرده بودند.

اين سرداب از ديدگاه شيعه از آن جهت مقدس است كه محل زندگى سه امام از ائمه شيعه بوده است.

يكى از تهمت‌هاى زشت و صد البته خنده‌دارى كه برخى از علماى سنى و وهابى‌ها به پيروان اهل بيت عليهم السلام زده‌اند، اين است كه گفته‌اند: شيعيان معتقدند حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف در سردابى در سامرا، حلّه يا بغداد و… غائب شده و از آن جا ظهور خواهد كرد.

سپس به شروع به تمسخر كرده و گفته‌اند كه شيعيان هر روز همراه با مركب‌هايشان جلوى در اين سرداب‌ها مى‌ايستند و آن حضرت را صدا مى‌زنند،‌ در اين مدت نماز نمى‌خوانند و…

شمس الدين ابن خلكان (متوفاى۶۸۱هـ) در اين باره مى‌نويسد:

والشيعة يقولون إنه دخل السرداب في دار أبيه وامه تنظر إليه فلم يعد يخرج إليها وذلك في سنة خمس وستين ومائتين وعمره يومئذ تسع سنين.

شيعيان اعتقاد دارند كه او (حضرت مهدى) داخل سرداب پدرش شده و در حالى كه مادرش به سوى نگاه مى‌كرده غائب شده و ديگر از سرداب برنگشته است و اين اتفاق در سال ۲۶۵هـ رخ داده كه ايشان در آن زمان ۹ ساله بوده‌اند.

إبن خلكان، ابوالعباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر (متوفاى۶۸۱هـ)، وفيات الأعيان و انباء أبناء الزمان، ج۴، ص۱۷۶، تحقيق احسان عباس، ناشر: دار الثقافة – لبنان.

ابن تيميه در منهاج السنة مى‌نويسد:

ومن حماقتهم أيضا أنهم يجعلون للمنتظر عدة مشاهد ينتظرونه فيها كالسرادب الذي بسامرا الذي يزعمون أنه غاب فيه ومشاهد أخر وقد يقيمون هناك دابة إما بغلة وإما فرسا وإما غير ذلك ليركبها إذا خرج ويقيمون هناك إما في طرفي النهار وإما في أوقات أخر من ينادي عليه بالخروج يا مولانا أخرج يا مولانا أخرج ويشهرون السلاح ولا أحد هناك يقاتلهم وفيهم من يقول في أوقات الصلاة دائما لا يصلى خشية أن يخرج وهو في الصلاة فيشتغل بها عن خروجه وخدمته وهم في أماكن بعيدة عن مشهده كمدينة النبي(ص) إما في العشر الأواخر من شهر رمضان وإما في غير ذلك يتوجهون إلى المشرق وينادونه بأصوات عالية يطلبون خروجه.

از حماقت‌هاى شيعيان اين است كه براى منتظر (حضرت مهدي) مكان‌هاى را قرار داده‌اند كه انتظار او را در آن جا مى‌كشند؛ همانند سردابى كه در سامرا است، آن‌ها خيال مى‌كنند كه او در آن جا غائب شده است و مكان‌هاى ديگر.

شيعيان در اين مكان‌ها چهارپايانى مثل قاطر، اسب و… را مى‌بندند تا وقتى (حضرت) خارج شد، سوار اين چهار پا بشوند.

آن‌ها صبح و عصر و ديگر اوقات در اين مكان‌ها جمع مى‌شوند و فرياد مى‌زنند كه اى مولاى ما بيرون بيا،‌ اى مولاى ما بيرون بيا. سلاح‌هايشان را از غلاف بيرون مى‌آورند؛ بدون اين كه كسى در آن جا باشد تا با او بجنگند. در ميان آن‌ها كسانى هستند كه نماز نمى‌خوانند از ترس اين كه مبادا او در حال نماز باشد و (حضرت) مهدى خروج كند و اين نماز او را از قيام و خدمت به آن حضرت باز دارد.آن‌ها در شهرهاى دورى همانند مدينه هستند.

و يا در اواخر ماه رمضان و غير آن رو به مشرق مى‌كنند و با صداى بلند فرياد مى‌زنند و خروج او را درخواست مى‌كنند.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى ۷۲۸ هـ)، منهاج السنة النبوية، ج۱، ص۴۴ـ ۴۵، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، ۱۴۰۶هـ.

ابن القيم الجوزيه نيز كور كورانه سخن استادش را در كتاب المنار المنيف تكرار مى‌كند:

وأما الرافضة الإمامية فلهم قول رابع وهو أن المهدي هو محمد بن الحسن العسكري المنتظر من ولد الحسين بن علي لا من ولد الحسن الحاضر في الأمصار الغائب عن الأبصار الذي يورث العصا ويختم الفضا دخل سرداب سامراء طفلا صغيرا من أكثر من خمس مئة سنة فلم تره بعد ذلك عين ولم يحس فيه بخبر ولا أثر وهم ينتظرونه كل يوم يقفون بالخيل على باب السرداب ويصيحون به أن يخرج إليهم أخرج يا مولانا أخرج يا مولانا ثم يرجعون بالخيبة والحرمان فهذا دأبهم ودأبه

ولقد أحسن من قال:

ما آن للسرداب أن يلد الذي               كلمتموه بجهلكم ما آنا

فعلى عقولكم العفاء فإنكم                ثلثتم العنقاء والغيلانا

رافضى‌ها قول چهارم را (در باره مهدي) انتخاب كرده و گفته‌اند كه مهدى همان م ح م د بن الحسن العسكرى از فرزندان حسين بن على است نه از فرزندان حسن (عليهم السلام)، در تمام زمان‌ها حاضر؛ اما از ديدگان غائب است، همان كسى كه عصا را به ارث مى‌برد… وارد سرداب شده در حالى كه كودك خردسالى بوده، پانصد سال است كه چشمى او را نديده و خبرى از او شنيده نشده و اثرى ديده نشده است؛ اما شيعيان منتظر هستند و هر روز با اسب‌هايشان بر در سرداب مى‌ايستند و فرياد مى‌زنند او خارج شود و مى‌گويند: اى مولاى ما خارج شو، اى مولاى ما خارج شو، پس با نااميدى و خسران برمى‌گردند، و اين عادت آن‌ها و عادت او (حضرت مهدي) است.

چه زيبا سروده كسى كه گفته:

آيا وقت آن نشده كه سرداب بزايد آن كسى را كه با جهلتان هر آن با او سخن مى‌گوييد؟ واى بر شما و عقل‌هاى بى‏خاصيتتان كه فرد سومى را به سيمرغ و غول افزوديد.

الزرعي الدمشقي الحنبلي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أبي بكر أيوب (مشهور به ابن القيم الجوزية ) (متوفاى۷۵۱هـ)، المنار المنيف في الصحيح والضعيف، ج۱، ص۱۵۲، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، ناشر: مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب، الطبعة: الثانية، ۱۴۰۳هـ.

شمس الدين ذهبى در كتاب العبر فى اخبار من غبر بعد از تصريح به ولادت امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف، اين گونه به شيعيان تهمت مى‌زند:

وتلقبه بصاحب الزمان وهو خاتمة الاثنى عشر وضلال الرافضة ما عليه مزيد فإنهم يزعمون أنه دخل السرداب الذي بسامرا فاختفى وإلى الآن.

او را «صاحب الزمان» لقب داده‌اند، او آخرين امام از ائمه دوازدگانه است، گمراهان بيش از اين است؛ چرا كه آن‌ها خيال مى‌كند كه او داخل سردابى در سامرا شده و تا اين زمان در آن جا مخفى است.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاى ۷۴۸ هـ)، العبر في خبر من غبر، ج۲، ص۳۷، تحقيق: د. صلاح الدين المنجد، ناشر: مطبعة حكومة الكويت – الكويت، الطبعة: الثاني، ۱۹۸۴٫

ابن خلدو

نتيجه:

افسانه سرداب،‌ از تهمت‌هاى زشتى است كه علما و دانشمندان سنى و وهابى تنها به خاطر عجز و ناتوانى در برابر استدلال‌هاى محكم شيعه در اعتقاد به مهدويت، گفته‌اند و هيچ سند و مدركى نيز از كتاب‌هاى شيعه براى اثبات گفته‌هاى خود نيافته‌اند.